ch
Feedback
t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

关闭频道

In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌

显示更多
885
订阅者
-124 小时
-57 天
-1730 天
帖子存档
"Wrong life cannot be lived rightly." -Theodor W. Adorno «زندگی اشتباه را نمی‌توان درست زیست.» پذیرفتن چنین امری برای خود و دیگران خط قرمزی بر تمام «اصول اخلاقی»، سمینارهای موفقیت، کلاس نبوغ بقا، کلاس فروش پلاسما و کلیه و سرمایه‌گذاری در کریپتو کوین و ... رسم می‌کند. همواره نیاز می‌بینند که برای فرودستان اصول اخلاقی بپیچند و از «زیبایی‌های زندگی» سرود سر دهند در حالی که یک زندگی اشتباه جمعی را پایه‌ریزی کرده‌اند. این وسط هم با تازیانه «زندگی کن» ما را از آن آخرین و بدطینت‌ترین سلاح اعتراضی و ابزار رهایی بر حذر می‌دارند: «به مصلوبی که چهار میخ شده، فرمان آن کس که می‌گوید:«دل خوش‌دار، بخند، دست افشانی و پایکوبی کن; از فرمان آن کس که به چهار میخ می‌کشد _ یعنی زندگی_ کمتر ظالمانه نیست» -مهدی اخوان ثالث قصد ندارم که مانند فاشیست‌ها و اعیان توییتر به دست بگویم:«اگر پول ندارید بمیرید.» بلکه قصد دارم به آن روی سکه این حکم فاشیستی اشاره کنم:«زندگی کن. نبوغ بقا داشته باش. زندگی‌ات دست خودت نیست دست ماست.». قصد دارم بوی گند «درست زندگی کردن» را از میان ببرم تا مثل خر و هویج با چنین چرندیاتی بر ما سوار نشوند. تنها قصد دارم که پیش‌بینی کنم که طی ماه‌های آتی قرار است ترانه‌های زیادی هم‌مضمون با «همه چی آرومه من چقدر خوشبختم» را بشنویم. بوی گند زندگی اشتباهی که درست نمی‌توان زیست! uhh I don't know man. I'm just a shahrestani girl born to make bad idm songs forced to live in Iran. How could I know better?

متاسفانه این عزیز جان به لب رسیده «نبوغ بقا» نداره...
متاسفانه این عزیز جان به لب رسیده «نبوغ بقا» نداره...

تاریخ گواه است که ایرانیان هنوز با دلار ۸۰ ۹۰ ۹۲ ۱۰۰ تومنی کنار میان چون فلات ایران ضد لگبت و زن‌ستیزه.

بعد از خوندن این همه لاوکرفت و پو و weird fiction و... هنوز به ترکیبی دلهره‌آور‌تر از «فلات ایران» برنخوردم.

نیچه هم خیلی «لب‌ریز» از زندگی بود. اگز درست یادم باشه یه مدت اصلا علاقه داشت فلسفه و فیلولوژی رو ول کنه شیمی بخونه‌. الان گشتم چیزی راجع به این پیدا نکردم ولی اگر حافظه‌ام یاری کنه تو یکی از نامه‌هاش اینو گفته بود.

Despite all the hardship he endured, being able to gain a career and a place in history out of one's anxiety is not so much unfortunate in my opinion. This is why I adore most artists.

Perhaps it is my misfortune in life that I am interested in far too many things rather than definitely in any one thing. My i
Perhaps it is my misfortune in life that I am interested in far too many things rather than definitely in any one thing. My interests are not all subordinated to one but are all coordinate. -Soren Kierkegaard

تنها کسی که با «وای نمی‌دونم چه گهی بخورم تو زندگیم» تونست یک زندگی واسه خودش جور کنه سورن کیرکگور بود. بقیمون که تو این صنفیم هیچ گهی نخواهیم خورد تو این زندگی.

«فلسفه انتقادی کانت پیچیده‌ترین شکل هراس در تاریخ زمین است!» -نیک لند، عطش امحا نیک لند برخلاف بدیو یا ژیژک اذعان می‌کند که این شوپنهاور است که باید به آن بازگشت و نه کانت یا هگل. «با شوپنهاور است که دستیابی به نومن به عنوان یک ناخودآگاه پرانرژی شروع به شکل‌گیری می‌کند. اگر نومن را اراده تفسیر کنیم، گفتمانی شکل می‌گیرد که نه نظرورزانه است، نه پدیدارشناسانه است و نه ژرف‌اندیش، بلکه تشخیصی و بیماری‌شناسانه است.» این فهم از یک فلسفه تشخیصی و نه یک فلسفه نظرورزانه یا پدیدارشناس یا ژرف‌اندیش ما را به آن طرف سنت اصالت ماده می‌برد که طی چند سال اخیر به شکل نامحسوسی از اذهان پاک شده است. روشن‌فکران چپ چنین ماده‌گرایان ماده‌زدا* را زیر پرچم «شکاف» لکانی یا «فقدان» آن گونه که آلن بدیو (با ریاضی‌سازی وجود) و اسلاوی ژیژک(با هیچ مرتبط با خود) مطرح می‌کنند، پیش می‌برند. با این حال لند هشدار می‌دهد که باید بدانیم که قبل از چنین ماتریالیست‌های نظرورزی چون کوئنتین میاسو با آن مفهوم ممکن خاص بودن چیزها و آن نابودی آشوب‌گرایانه اصل دلیل کافی، شوپنهاور از قبل چنین چیز‌هایی را زمینه‌سازی کرده بود. از نظر شوپنهاور «اصل دلیل کافی یا منطقی بودن وجود، تنها اعتباری سطحی دارد.» (لند). به عبارتی دیگر برای شوپنهاور اصل دلیل کافی یک حقیقت عینی نیست بلکه یک وسیله اکتشافی یا یک ابزار ذهنی کاوش‌گر است که در جعبه ابزار فیلسوفان نقش به خصوصی را ایفا می‌کند. - S.C. Hickman #Hickman -ترجمه از خودم *Mark Seltzer’s concept of ‘dematerialized materialism’: Dematerialised materialism describes the tension inherent in nineteenth-century thought (and naturalist literature in particular) between the physical embodiment of the human individual on the one hand, and on the other the simultaneous, disembodied abstraction of the human within emerging biopolitical systems and modes of representation, such as ‘models, numbers, maps, charts, and diagrammatic representations’. -Robert Ranish and Stefan Lorenz Sorgner (eds), Post- and Transhumanism: an introduction, Peter Lang, 2014, p. 8

The Medea hypothesis is a term coined by paleontologist Peter Ward for a hypothesis that contests the Gaian hypothesis and pr
The Medea hypothesis is a term coined by paleontologist Peter Ward for a hypothesis that contests the Gaian hypothesis and proposes that multicellular life, understood as a superorganism, may be self-destructive or suicidal. The metaphor refers to the mythological Medea (representing the Earth), who kills her own children (multicellular life). In this view, microbial-triggered mass extinctions result in returns to the microbial-dominated state Earth has been in for most of its history.

"Perhaps one needs to have suffered a great deal in order to appreciate Lovecraft" -Jacques Bergier H.P. Lovecraft fanart by
"Perhaps one needs to have suffered a great deal in order to appreciate Lovecraft" -Jacques Bergier H.P. Lovecraft fanart by Julia Art