884
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-1330 天
帖子存档
__And you may find yourself in a beautiful house, with a beautiful wife
And you may say to yourself, "My God, what have I done?"
Stately, kindly, lordly friend,
Condescend
Here to sit by me, and turn
Glorious eyes that smile and burn,
Golden eyes, love's lustrous meed,
On the golden page I read.
To a Cat
BY ALGERNON CHARLES SWINBURNE
Stately, kindly, lordly friend,
Condescend
Here to sit by me, and turn
Glorious eyes that smile and burn,
Golden eyes, love's lustrous meed,
On the golden page I read.
To a Cat
BY ALGERNON CHARLES SWINBURNE
Repost from رایحه چیپس رنکینگ
چیپس پیاز و جعفری
#چیتوز
یکی از مزه های قدیمی چیپس که بسیار کلاسیک و infamous هست و نظرات دوگانه در باره آن وجود دارد
در ابتدای باز شدن شما متوجه بوی جعفری آن میشوید ولی هیچ درکی از تندی پیاز نمیشود و این مقداری برای من عجیب بود
در امتحانهای ابتدایی آن چیپس دارای تکسچر بسیار خوب (نه سفت و نه نرم) بود،مزه بسیار جالبی داشت ولی آن را چیز جدیدی نمیشد نامید به طوری که اگر آن را مقابل موسیر قرار دهیم بسیار ضعیف است
نمک این چیپس بسیار زیاد و ناخوشایند به طوری که مزه اصلی چیپس غیر قابل فهم میشد
در بخش جعفری ان بسیار استاندارد ولی هیج احساسی از بخش تند آن نمیشد که بسیار ناخوشایند بود و تنها نقطه مثبت ان شیرینی بسیار لذت بخشش بود و حتی aftertaste ایجاد میکرد که شبیه بوی گل و چمن بود
بسته بندی آن بسیار ساده و خسته کننده به طوری که گاها میشود با لیمویی اشتباه گرفت(از تجربه صحبت میشود)
در کل نمره من به این چیپس ۴/۱۰
✅نقاط مثبت: چیپس کلاسیک است،مزه شیرین عجیب آن ،تکسچر خوب
❌نقاط منفی: بسته بندی خسته کننده، aftertaste بد،شوری زیاد ،کمبود مزه پیاز در کل آن چه رایحه و چه مزه،ضعیف نما شدن در برابر چیپس های مشابه
و حالا برگردیم به این یارو که تو جهنم بوده. در واقع من به عنوان یک اکس-اینسل از این جهنم رها شدهام و در تلاشم تا بقیه شما رو هم رهایی ببخشم... نه راستش قصدم این هست که بیشتر بسوزید lmaoo get rekt bitches
حسین قودوخ، ممبر عزیزمون (که کنکور پارسال بیشترین درصد رو توی فلسفه زد)، شعری هممضمون با این شاهکار تی اس الیوت سروده است که با آن برابری میکند:
من، نوررود جهان هستم.
سهم من است نوروود جهان.
و خط رویش من، خاکستریست که از عمقهای آن؛ فولیکولهای رنج جهان میزایند.
طاسم.
از آن زمان که شیدایی ماینوکسیدیل از من ربوده شد.
نوروود، اینسل بودن، ترس از معاشرت با زنان، ترس از نگاههای مردم، ترس از گذر زمان، اضطراب سوژه مدرن، بادی دیسمورفیا، «داداش به ما کس نمیدن» و ...
عاشق این شعرم.
Shall I part my hair behind? Do I dare to eat a peach?
I shall wear white flannel trousers, and walk upon the beach.
I have heard the mermaids singing, each to each.
I do not think that they will sing to me.
I have seen them riding seaward on the waves
Combing the white hair of the waves blown back
When the wind blows the water white and black.
We have lingered in the chambers of the sea
By sea-girls wreathed with seaweed red and brown
Till human voices wake us, and we drown.
چطوراست فرق مويم را به پشت بازكنم؟ آيا جرأت دارم هلويي بخورم؟
شلوار سفيد رنگِ فلانل را خواهم پوشيد، و در ساحل قدم خواهم زد.
شنيدهام كه پريان دريايي ميخوانند، هر يك براي ديگري.
فكر نميكنم براي من بخوانند.
ديدهام كه رو به دريا بر امواج ميرانند
آنگاه كه باد، آبهاي سپيد و سياه را به پيش ميرانَد
گيسوان سپيد امواجِ واپس نشسته را شانه ميزنند.
ما در حفرههاي دريايي
دركنار دختران دريا كه تاجي از جلبكهاي سرخ و قهوهاي بر سر دارند،اطراقكردهايم
تا صداهاي انساني بيدارمانكند، و غرقشويم.
