92
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from N/a
زندانهای ایران پر است از جوانان و نوجوانانی که به اتهام اندیشیدن و فکر کردن و کتاب خواندن، توقیف و شکنجه و زندانی میشوند.
آقای رئیس دادگاه! همین دادگاههای شما آنها را محکوم به زندان میکنند. آنان وقتی که به زندان میروند و بازمیگردند، دیگر کتاب را کنار میگذارند. مسلسل به دست میگیرند.
•خسرو گلسرخی در دادگاه( ۱۳۵۲)
هفتههاست که غمگینم، هفتههاست که میخوام برای تو و خودم اشکی بریزم، گریه کنم تا شاید این دستان روی گلو که سعی در خفه کردن من دارن من رو رها کنن، برای این بغض گلو که به من فحش میده اما هیچ.
من و تو هیچوقت اونقدری که باید به هم نزدیک نبودیم، اما دل من، مثل یک فرزند که به تازگی از پدرش جدا شده برای تو تنگ شده. آخرین حرفی که به من زدی رو به یاد میارم، غمگینم، اما چه فایده وقتی نحو بروز دادنش رو نمیدونم؟
من و تو هیچوقت اونقدری که باید به هم نزدیک نبودیم، اما دل من، مثل یک فرزند که به تازگی از پدرش دور شده برای تو تنگ شده. آخرین حرفی که بهم زدی رو به یاد میارم، غمگینم، اما چه فایده وقتی نحو بروز دادنش رو نمیدونم؟
