1 338
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
1 338
هو یه ماه پیش اکسم یهو غیب شد بعد سه هفته من بهش پیام دادم که اگه دلخوری پیش اومده ازش عذر میخوام چون بعدا چشم تو چشم میشیم نخواستم کدورتی باشه گفت دلخوری نیست اما نخواست راحب اینکه بهو چیشد حرف بزنه منم گفتم انتخاب واحد کمکش میکنم و غریبه که نیستیم و اینا، تموم شد تا یه هفته بعدش یهو برام اهنگ فرستاد بعد من فرستادم ایموجی فرستاد بعد چهار روز باز اهنگ فرستاد منم حالشو پرسیدم خیلی خوب حرف زدیم دیشب براش اهنگ فرستادم جواب داد لایک کزدم باز صبح برام اهنگ فرستاد، این رفتارا یعنی چی؟؟
1 338
منم گیجم حقیقتا هیچوقت نمیخوام راجع بهش حرف بزنم شاید یکبار اینجا بگم بعدم حذف کنم هر کی خوند خوند
1 338
Repost from مَکبِث
توکا میگه چشمات دهاتیه.
اون دختره میگفت چشمات خاورمیانهایه.
یکی هم بود میگفت چشمات شبیه بدبختیه. انگار که پرسیده باشم. پدرسگ.
در مورد رنگ چشمام یکبار بهم گفتن بالاتر از رنگ چشمام رنگی نیست.
فارغ از اینکه اون لحظه قصدش ریدن بوده یا تمجید؛
جز اون، هیشکی به رنگ چشمهام فیدبک نداده. تعجبی هم نداره؛ آبی یا سبز نیست که!
در مورد فرمش هم فقط یکی باهام صحبت کرد.
گفت نه شرقی و پر التهابه و نه مال یه جای دور.
مکث کرد، یه قلوپ از قهوهش رفت بعد گفت
چشمات شبیه حرومزادههای آوارهست.
میخواستم بگم مادر تو هم شبیه آخرین کسیه که گاییدم.
آخرین مکالمهم با اون بنده خدا رو هم یادمه.
پشت تلفن آمپر چسبونده بود. انگار با هیچی خنک نمیشد تا اینکه گفت:
"ریدم تو چشات، فهمیدی؟ ریدم تو چشات!"
بعدش یه نفس عمیق کشید و انگار که حالش بهتر شده بود.
