ch
Feedback
مَکبِث

مَکبِث

前往频道在 Telegram

روزی خیال می کردم فوجی نهنگ خواهم شد @whominbot

显示更多
1 335
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
نه پنج ماه چیه مهسا برای تو یک وعده افتاده؟

-میگیرم فرار میکنم-

نه من از اونام که ده تا النگو ازت میگیرم هزارتا النگو واسه خودت و بابات میخرم

https://t.me/mymacbeth/52202 تو از اینایی که طلاها آدم میفروشی لاستیک ماشین میخری بعد ضرر می‌کنی بابام باید چکاتوپاس کنه هو؟

شایدم ده سال

شاید ده ماه

شاید ده روز

پنج وعده*

اون دوره احیانا پنج ماهه نیست؟

اما یه دوره سکوت و قهر دارین

ولی باید جدی دوباره مشکلتونو حل کنید و در آخر خوش و خرم به هم میرسین

قسمت خوب ماجرا اینه که احتمال خبر و پیام از سمتش هست

بیین قطعا که یه مشکل حل نشده بینتونه و دقیقا کارت اول همین اومد بعد هنوز دوستت داره و احساس عمیقی دارین و اونم میخواد برگرده اما اصل ماجرا همون مشکلتونه که حل نشده

چیشد چیشد

https://t.me/mymacbeth/52196 ببین سیسی ترنم همکار هومن بود تو دوره ی اینترنیش انقد ما رو گایید باهاش انقد افسردش کرده بود که پدرش در اومد انقد که این ترنم خانوم سمی و تو کون نروعه صدبار هو جونو بلاک کرده تا حالا بعدم پا شده رفته ترکیه به هوجون ساده ی ما گفته بیا پیشم من زنتم تو شوهرمی مهرداد هم همون دراکولاست که هممون عاشقشیم ولی چون هومن هم عاشقشه اونو هم تبدیل به یه تاکسیک عن کرده شیرفهم شدی جوجو؟

https://t.me/mymacbeth/52197 بخدا نمیفهمم‌ همه چی قاطیه 🤣🤣🤣🤣

طلاهای تو برا منه

من زن لر تم برا فارس نقره بخر طلاها فقط برا منه