189
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-1230 天
帖子存档
189
ن بخاطر اومدن اینا
بابام اخلاقش اینکه وقتی قرار ن باشه
چ لزومی داره انقد حرف بزنیم
بهم گفت عاطی مبادا حس کنی من بزور میخوام کاری کنم ن
بابای پسره زنگ زده بهم خیلی اصرار کرده
189
۱۴ ما دوتا ده سال اختلاف سنی داریم
داداشم به شدت وابسته و رو من حساسه 🥲
الان اگه قیافشو ببینی میخواد بزنه زیر گریه
همش به بابام میگه چرا تو اجازه دادی آخه
189
همه زدن زیر خنده 🤣🤣🤣
حالا خوبه بابای پسره گفت عمو جون انقد نگران نباش اومدیم دور هم حرف بزنیم فقط
میدونم رو خواهرت حساسی
189
داشتن حرف میزدن یهو داداشم به پسره گفت فک نکنی ابجیمو میدم بهت هااا عمرا
من جا بابام بودم اجازه نمیدادم بیاین حتی 😑
189
بچها داداشم وقتی فهمید میخوان بیان
عصبی داشت گریه اش میگرفت 😑🤣
دیگه هر چی ما گفتیم بابا قرار نیس چیزی بشه
ارومش میکردیم وقت نشد اونا اومدن
