ch
Feedback
一把枪

一把枪

前往频道在 Telegram

_ 𝖳𝗁𝖾 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗐𝖺𝗒 𝗍𝗈 𝗌𝖺𝗏𝖾 𝗆𝖾 𝗐𝖺𝗌 𝖽𝖾𝖺𝗍𝗁 𝗌𝗂𝗋 ! ʀ : https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1199312-kAqf5bu

显示更多
1 482
订阅者
无数据24 小时
无数据7
无数据30
帖子存档
Dn

کسی که بخواد بمونه، میمونه؛ تو نخواستی بمونی.

Repost from 4:04-
𝖠𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾𝗇 𝗄𝗂𝗌𝗌 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗂 𝗆𝗂𝗌𝗌 𝗒𝗈𝗎-

Repost from N/a
دلم‌‌ سیگاری‌ رو‌ میخواد‌ که‌ از‌ لبای تو‌ دزدیده‌ باشم.

Repost from ЖизньClosed.
+من،دیگه‌قرار‌نیست‌ببینمش.. -اتفاقی‌افتاده؟! +برای‌همیشه‌،بال‌هاشو‌باز‌کرد‌و‌از‌پیشم‌رفت؛ -دردش،دردش‌رو‌چطور‌تحمل‌کردی؟ +نفس‌
+من،دیگه‌قرار‌نیست‌ببینمش.. -اتفاقی‌افتاده؟! +برای‌همیشه‌،بال‌هاشو‌باز‌کرد‌و‌از‌پیشم‌رفت؛ -دردش،دردش‌رو‌چطور‌تحمل‌کردی؟ +نفس‌نکشیدن‌رو‌چطور‌تحمل‌میکنی؟!

Repost from N/a
همچی خوبه تا وقتی به عکساش نگاه میکنی و با خودت میگی فاک اون واقعا مال منه

Repost from N/a
_بوی درد میدم؟ مگه منو با همین بو قبول نکردی؟ مگه تا خرخره پر نشدی از این بو؟ بغلت نکردم؟داد نزدم که تمومه؟ که ایراد نداره فرمانده، نترس که بشکنی! ولی وقتی من شکستم تو کجا بودی؟ منو با عطری که ندارم زیر سوال نبر وگرنه زندگیتو با قلبی که نداشتی زیر سوال میبرم،فرمانده!

خودکشی چرا؟ یک قدم از من دور شو تا مرگم رو با چشم‌های خودت ببینی. زندگی چه معنایی میتونه بینِ ما داشته باشه وقتی تو نگاهت رو از من میدزدی..

Repost from N/a
آنقدر بغض‌هایم را فرو دادم و خندیدم که خدا هم باورش شد که چیزی نیست.

Repost from N/a
روحمون به بودن هم محتاج بود
+1
روحمون به بودن هم محتاج بود

Repost from N/a
من خستم و همه بهم میگن کوه کندی؟! ولی هیچکسی نمیدونه دل کندم از کسی که همه یه دل خوشیم بود_

Repost from SM
Some days I'm like van Gogh's starry night,and other days are like his sui•cide letter .. روز هایی هَست کِه مِثل شَب پُرستارهِ ون گوگ هستم ،و روز هایی دیگر مانند نامه خودکُشي اَش..

Repost from #𝗪-🪫
"حتی اگه فریاد بزنم ؛ هیچ جوابی وجود نداره"

Repost from N/a
ꪱᜒ'𑜀 ᥣ‌᥆᥆𝚱ꪱᜒꪀᥱᩛ ⨍᥆ɾ 𝚼 ּ 𝚯 ּ 𝐔

کاش با هیچ آدمی ارتباط نداشتم ، حداقل خیالم از اینکه راجب حرفا و کاراشون اورثینک نمیکنم راحت بود.

Repost from N/a
ᅠ— пожалуйста, посмотри, как я протягиваю руку кому-то, кого я не вижу.
+8
ᅠ— пожалуйста, посмотри, как я протягиваю руку кому-то, кого я не вижу.

گاهی وقت‌‌ها فکر می‌کنم اگر او نبود شب‌هایی را به صبح نمی‌رساندم.

—اولــ‌کـه‌دیـدی‌نـظر‌بـه‌چشـمانـشـ‌کـنـ دومـ ‌بـه‌لـبو‌سـوم‌بـه‌دنـدانـشـ‌کـنـ چـارمـ‌بنـگر‌کـه‌خـالـ‌دارد‌یـا‌نــی‌ ! پـنجـ‌م‌بنـگر‌ ، بـاز‌جـانـ‌قـربـانشـ‌کـنـ .

˴˴ моменты твоего отсутствия . کاش می‌فهمیدی تمام لحظه‌هایی که داخلشون نبودی، جمع شدن و یه غم بزرگ ته دلم ساختن که هربار فکرم سمتش میره درد میاد سراغِ قلبم ولی یادمه اگه بودی با اون نگاهت برام حلشون میکردی. پس قدرت چشماتو دست‌کم نگیر؛ اون دوتا تیله‌ی تیره‌رنگ که گاهی برق میزدن و گاهی کدر میشدن قدرت زیادی توی خودشون جا دادن که یه روزی فقط متعلق به من بودن !

Repost from N/a
ای کاش،رها کردن آن چشمان،پر احساست راحت تر بود.