کوچندهٔ اجباری
前往频道在 Telegram
کوچندهی اجباری از اینستاگرام به تلگرام! آدرس محل سکونت در اینستاگرام: https://instagram.com/zed_bml?igshid=YmMyMTA2M . ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=ee262e8d7f16f1b شناس @zed_bml
显示更多203
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
بالاخره فرصت شد برم سر مزار آقای تشکری
لذت زیارت های حرم امام رضا، به قبل و بعد از خوندن کتاب غریب قریب ایشون تقسیم میشه 🫠
إلَي مَتَي أَحَارُ فِيكَ يَا مَوْلاَيَ؟
تا چه زمانی نسبت به تو سرگردان باشم...؟
🕊️دعای ندبه
آمدم پیش تو با اینهمه اندوه ولی
چه غمی هست که پیش تو به پایان نرسد؟!
سلام رسان این جمع مجازی بودم🌱
بعد از چهارسال دبیرستان که چادر ساده اجباری بود
دیگه چادر ساده ، گزینه ی آخر بود برا وقتی که بقیه چادرها تمیز نبودن یا اتو نداشتن
حالا نمیدونم چی شده یهو به خودم اومدم دیدم اومده در صدر جدول!😶🌫
شاید از علائم پیری زودرسه🚶🏻♀️🧐
از این پیامهای حال خوب کن
میارزه به این سردرد ناشی از کمخوابی و موندن تو هتل
شکر برای فرصت اثرگذاری
پ.ن: البته منظورش هذا المعهد بوده، نه الجامعة😅
#تدریس_نوشت
رحمت خدا بر کلاس مجازی که فقط رو تخت بیمارستان میشه تشکیلش نداد🤦🏻♀️😑
هی منتظرم آخر سر یکی از مقیمای عرب هتل تو مسیر آسانسور صدامو بشنوه بیاد ببینه چه خبره😂😶🌫
دعای عهد باصدای آقای فرهمند ، ظاهرش ده دقیقه دعاست
در حقیقت مرور خاطرات چهارسال دبیرستانه که توفیق داشتیم صبح به صبح روزمونو با عهد با ولی حاضر شروع کنیم...🫠
Repost from کوچندهٔ اجباری
أَلا أَيُّها اللَيلُ الطَويلُ أَلا اِنجَلي
بِصُبحٍ وَما الإِصباحُ مِنكَ بِأَمثَلِ
فَيا لَكَ مِن لَيلٍ كَأَنَّ نُجومَهُ
بِكُلِّ مُغارِ الفَتلِ شُدَّت بِيَذبُلِ
إمرؤالقیس
#اللغة_العربية
من در حال دیدن ستارهها....💫
فقط متاسفانه این دفعه نرسیدم از قبل پلیلیستم رو مرتب کنم
با تشکر از دو کانال
https://t.me/khodini/2011
و
https://t.me/hana_naghme
که بهم توشه رسوندن😁
شب جاده رو با هیچی عوض نمیکنم🫠
کاش زندگی تا ابد در همین لحظه تو جاده با همراهی قرص ماه کامل و موسیقی متوقف میشد...
یه مدته صبح ها همش این چند بیت رو زیر لب میخونم...حال خوب کنه:
هيَ الدُنيا همومٌ وانكسارٌ
وأهوالٌ معَ الأيامِ تَجري
وليسَ يضيرُ ما نَلْقاهُ دومًا
لأنّ اللّٰهَ يجبرُ كلَّ كَسرِ
تُقارِعُنا النّوازلُ كُلَّ حينٍ
فنَغلبها بِدَعواتٍ وذكرِ
ونصبرُ كي ننالَ الأجرَ يومًا
سيأتي اليُسرُ حتمًا بعدَ عُسرِ
شاعرش هم یافت نشد
#اللغة_العربية
۱۴ مین کتاب ۴۰۳ هم تموم شد
مجموعه داستان کوتاه ساحل تهران
مدتها بود داستان کوتاه نخونده بودم
اولش یه حالت خب که چی داشتم و احساس بی سر و تهی! ولی چسبید
I'm hooked on الذات المفقودة . on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/224343484
