906
订阅者
+124 小时
+37 天
-830 天
帖子存档
906
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
#ابوسعید_ابولخیر
@siirleh
906
در دیده به جای خواب، آب است مرا
زیرا که به دیدنت شتاب است مرا
گویند بخواب تا به خوابش بینی
ای بیخبران چه جای خواب است مرا
#ابوسعید_ابولخیر
@siirleh
906
چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
با دیده مرا خوش است چون دوست در اوست
از دیده و دوست فرق کردن نتوان
یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست
#ابوسعید_ابولخیر
@siirleh
906
یا رب در خلق تکیهگاهم نکنی
محتاج گدا و پادشاهم نکنی
موی سیهم سفید کردی به کرم
با موی سفید روسیاهم نکنی
#ابوسعید_ابولخیر
@siirleh
906
شنیدنش تلخه ولی میگم:
نداشتن خانواده حامی میتونه اونقدر شمارو از بقیه عقب بندازه که هیچوقت با هیچ مقداری از تلاش به اهدافتون نرسید. استثناها همیشه وجود دارن، قرار نیست لزوما ما اون استثناها باشیم.
906
در نگاه خلق، از دیوانگان کم نیستم
فکر زخمی دیگرم، دنبال مرهم نيستم
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زیر انداختم؛ خم نیستم
شیشهای نازکدلم؛ اما بدان ای سنگدل
خرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم
لطف خورشید است اگر از ماه نوری میرسد
آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم نیستم!
جام زهرت را بیاور! من برای زندگی
بیش از آن چیزی که میبینی مصمم نیستم
-حسین دهلوی از کتاب آشفتگی
906
زمانی که فقط دستها رو به آسمان هستند اما پاها حرکتی نمیکنند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد؛
چرا که در منطق هستی، هیچ نیرویی قرار نیست بجای انسان قدم بردارد.
اینجاست که معجزه مسیرش را در زمین پیدا میکند؛
از جایی که انسان مسئولیت بودن خود را میپذیرد و به حقیقتِ عمل باز میگردد.
🌿@siirleh🌿
906
Repost from N/a
کیست این مَن؟ این مَنِ با مَن ز مَن بیگانهتر
این مَنِ مَن مَن کُنِ از مَن کمی دیوانهتر
906
🕊️🍃🕊️
از کاسبی پرسیدند:
چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند!! چگونه فرشته روزیش مرا گم میکند!!!؟
@siirleh
906
بعضی وقتا اونی که دوستش داری
حتی اگه نباشه هم کس دیگه نمیتونه
جاشو پر کنه ؛ به قول مولانا :
من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم :)
🌿@siirleh🌿
906
ای مهر عالم جان بنما جمال ما را
برقع ز رخ بر افکن، ملک جهان بیارا
کم کن جفا که چندان از نیکویان نیکو نیست
بیگانهوار دیدن یاران آشنا را
در نیستی سلیمی آیین جور و غم نیست
هستی ما سبب شد رسم غم و جفا را
#سلطان_سلیم_عثمانی
@siirleh
906
Repost from N/a
هر دَم که زنم دَم ز تو دردم به سر آید
در دَم همه دردم رود و خنده در آید
پس دَم به دَم و در همه دَم از تو زنم دَم
تا آن دَم آخر که دَم،از سینه بر آید...!
906
فخر است برایش که بخوانند فقیرش
شاهی که به درگاه تو افتاد مسیرش
پیش تو که بر خاک و بر افلاک امیری
خاکش به سر آن کس که بخوانند امیرش
هر کس که به انکار تو و قدر تو پرداخت
سلطان هم اگر بود کشیدند به زیرش
بیمهر تو این گمشده سیارۀ تاریک
آبستن رنج است چه دریا چه کویرش
دل سوی تو آورده پناه از غم دنیا
این طفل، یتیم است در آغوش بگیرش
پیش تو مرا پیشکشی نیست جز این شعر
منت به سر من بگذار و بپذیرش
#فاضل_نظری
📕وجود/ #بوتراب
906
مرد متاهلی در مجلسی گفت:
زن مثل کفش است؛هر وقت کهنه شد
میتوان آنرا عوض کرد و کفش نو به پا کرد!
حکیمی در میان جمع گفت:
برای مردی که خودش را در حد پا بداند،
زن برایش همچون کفش میماند
اما مردی که خودش را در حد سر بداند
زن برایش همچون تاج میماند
🌿@siirleh🌿
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
