Manic.
前往频道在 Telegram
هرچی نور رخنه کرد، این سیاهی تاب اورد. - t.me/HidenChat_Bot?start=2021157753 Private: https://t.me/+oasWoHQS9185YWNh
显示更多326
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+2430 天
帖子存档
326
خواهرزادهم داشت گریه میکرد بابتش هنوزم نشسته یه گوشه تو خودشه (سابقه نداره دو دیقه اروم بشینه)
326
شیشه رو دادم پایین با جیغ و داد گفتم بزن کنار بچه داره میوفته اون با ارامش میگفت «از قبل مرده خانم، این جنازهست، مرده، مرده خانم» ولی من انقدر عصبی بودم نمیفهمیدم چی داره میگه فقط داد میزدم بزن کنار هنوز که نکشتینش
326
نیسان حمل گوسفند بود، یعالمه گوسفند داخلش بود پشتش یه گوسفند نزدیک بود بیوفته دستاش اویزون بود
