فِلاڪا
前往频道在 Telegram
⊰ ﷽ ⊱ و شعر مخدر عجیبیست که با آن داشتنت را توهم می زنم . .🩵 · · · • • • • ✤ • • • • · · · ارتباط با ادمین : https://t.me/Annymous_robot?start=53457
显示更多1 360
订阅者
无数据24 小时
-67 天
-32930 天
帖子存档
1 360
اونجا که #نظامی_گنجوی میگه:
دل من کجا پذیرد عوض تو دیگری را؟
دگری به تو نماند، تو به دیگری نمانی!
1 360
محبوبِ من
پاییزِ عزیزمان آمده است،
پاییزی که چندان طولانی نخواهد بود
محبوبِ من
برگ ها زرد میشوند از شاخهها از بلندی سقوط میکنند، زیرپا میافتند، آن ها حال مرا میفهمند
بیچاره گلها که از باغ به گلخانه مهاجرت میکنند، گلهای نجیب با سایههای شکسته.
محبوبِ من
کاش میشد شمع را تا زد، تاریکی را تا زد کنار گذاشت و خودبهخود به سپیده رسید
محبوبِ من
تابستان را دیوانه کردید
حالا میخواهید پاییز را دیوانه کنید؟
بیچاره پاییز
که مثل من در کوچهها پخشوپلا شده
محبوبِ من
پاییز را به خاطر شما دوست میدارم
درختهای برهنه، غروبها
محبوبِ من
من خودم را به خاطر شما دوست میدارم
وگرنه گوسفندها خودشان بزرگ میشوند
در جوانی هربار شما را میدیدم
خیال میکردم این نخستین باری است که شما را میبینم
حالا هربار شما را میبینم خیال میکنم این
آخرین بار است شما را میبینم
محبوبِ من
کسی که آخرین بار شما را میبیند چه میکند؟
امان از این خیالهای من
امان از دست این خیالهای بیشرم
محبوبِ من
خیالهای من خجالتی نیستند
بی چشم و رو و بیپروایند
چنان که گاهی از خودم می پرسم آیا همهی اینها خیالهای مناند؟
خیالهایی که وقتی پای شما درمیان است، دست و پا گم میکنند و چون دامادی که عازم حجلهی ناز باشد.
محبوبِ من
همهی خداحافظیها به یک طرف، همهی برو به سلامتها به یک طرف
آخرین نگاهِ شما هم به یک طرف
محبوبِ من
شما که میروید، بارانها هم می روند، ابرها هم میروند
پاییز گوشهای کز میکند
که پاییز امسال هم خودش دل تنگ و دل گرفته است...
محبوبِ من
دمم گرم نیست...
اینجا صدای شکستن شنیده نمیشود
محبوبِ من
چند دقیقه مانده به فریاد
یادتان میآید آن سالها که دوست داشتن شما همسایهٔ ما بود، شما همسایهی این طرف ما بودید
همسایهی آن طرف ما پاییز بود
محبوبِ من
گاهی خیال میکنم عاشقی از من آغاز شده
به سمت هم میرفتیم در نیمهراه من گم شدم
شاعری گفته شهر ما مِیخانه ندارد ولی ناله مستانه فراوان دارد
محبوبِ من
دمم گرم نیست...
محبوبِ من
بیدل تر از من، بیدل دهلوی دل تنگ، دست تنگ،
جهان تنگ، کار تنگ، از چهارسو گرفته روزگار تنگ
محبوبِ من
دمم گرم نیست...
محبوبِ من
آن روزها چه خوب بود هر روز به خاطر شما کتک میخوردم، هر روز به خاطر شما زخم و زیلی میشدم
هرروز به خاطر شما میمُردم، دوباره زنده میشدم
محبوبِ من
نگاه شما، عاشق را ریکاوری میکند... :)♥︎
#محمد_صالح_علاء
1 360
به غم
کسی اسیرم
که ز من
خبر ندارد
عجب از
محبت من
که در او
اثر ندارد
غلط است
اینکه گوید
بدلی ره
است دلرا
دل من ز غصه
خون شد،
دل او خبر ندارد.
1 360
اونجا که آراز میگه:
سلام بر کسانی که وقتی از زندگی دست کشیده بودیم، بیمنت برای ما صبر کردند تا دوباره به زندگی برگردیم.
