ch
Feedback
استاد سید توفیق منور

استاد سید توفیق منور

前往频道在 Telegram

کانال رسمی استاد سید توفیق منور _ Sayed Toufiq Monavar نائب خطیب مسجد جامع آقاصاحبان جکان هرات لینک کانال https://t.me/monvar1400 برای ارتباط @SayedTofiq

显示更多
702
订阅者
+124 小时
+17
-230
帖子存档
«عتاب، نشانه‌ی باقی بودن محبت است.» گاهی از گلایه‌های دوستان، همسر، خانواده یا همراهان زندگی خسته می‌شویم؛ اما حقیقت این است
«عتاب، نشانه‌ی باقی بودن محبت است.» گاهی از گلایه‌های دوستان، همسر، خانواده یا همراهان زندگی خسته می‌شویم؛ اما حقیقت این است که بسیاری از این گلایه‌ها از سرِ بی‌تفاوتی نیست، بلکه از سرِ اهمیت دادن است. انسان تا زمانی که برای رابطه‌ای ارزش قائل باشد، دردِ فاصله را احساس می‌کند، ناراحت می‌شود، تذکر می‌دهد و گاهی گله می‌کند. اما آن‌گاه که دل کاملاً سرد شود، دیگر نه اعتراضی می‌ماند و نه توضیحی؛ سکوت جای همه چیز را می‌گیرد. شاید خطرناک‌ترین مرحله‌ی یک رابطه، اختلاف و عتاب نباشد؛ بلکه لحظه‌ای باشد که یکی از دو طرف دیگر نیازی به سخن گفتن، توضیح دادن یا حتی گلایه کردن احساس نکند. پس اگر کسی از روی محبت و دلسوزی از ما گله می‌کند، پیش از رنجیدن، لحظه‌ای بیندیشیم: شاید این گلایه، آخرین نشانه‌ی زنده بودن آن پیوند باشد. رابطه‌ها معمولاً با دعوا از بین نمی‌روند؛ بیشتر با بی‌تفاوتی می‌میرند.

اسباب استقامت در دین.mp334.71 MB

ای صبا، ای پیکِ دور افتادگان اشکِ ما بر خاکِ پاکِ او رسان ❤️صلی الله علیه وسلم❤️
ای صبا، ای پیکِ دور افتادگان اشکِ ما بر خاکِ پاکِ او رسان ❤️صلی الله علیه وسلم❤️

ای صبا، ای پیکِ دور افتادگان اشکِ ما بر خاکِ پاکِ او رسان ❤️صلی الله علیه وسلم❤️
ای صبا، ای پیکِ دور افتادگان اشکِ ما بر خاکِ پاکِ او رسان ❤️صلی الله علیه وسلم❤️

یا رب 😪

#زندگی_بر_پایه_ایمان یکی از زیباترین نشانه‌های عشق در دل یک مرد، غیرت او نسبت به همسرش است. نه از روی تنگ‌نظری، بلکه از سرِ محبتی عمیق که می‌خواهد زنِ زندگی‌اش چون گوهری گرانبها در حریم احترام بماند.

از گمراهی پس از ایمان، باید ترسید؛ از آن‌جا که مسیر بازگشت، تاریک و پیچیده است. از عادی شدن ایمان، باید ترسید؛ از آن روزی که عبادت، نه از سر تابعیت و شوق، که از سر عادت باشد. و از اینکه به او، تنها همچون یکی از داشتنی‌های دنیوی‌مان بنگریم، باید ترسید. می‌ترسم، می‌ترسم از اینکه، خدایی ناکرده آن را هم چنان روتین زندگی بدانیم و درجه‌ی او را تقلیل دهیم.. می‌دانی؟ راستش، من دلم می‌خواهد او را، همیشه همان‌گونه بدارم؛ مثل همان نخستین نوری که به قلبم تابید؛ روشن، تازه و پر شور. بی‌آنکه گرد عادت بر او بنشیند. همان نوری که تمام تاریکی‌هایم را شکافت و مرا از بی‌معنایی نجات داد نه آنکه حال آن را در خلال روزمرگی‌هایم گم کنم و کم‌نور گردد. «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا» من می‌ترسم برای همین، این دعا، دعایی ثابت، عزیز و گرامی است که زمزمه‌ی همیشگی سجده‌های من است. آن را با کمال تضرع و خواهش می‌خوانم: «خداوندا، بار الها دلی را که هدایت فرمودی منحرف مگردان.» بزرگ‌ترین ترس، نه در تاریکی ماندن، که در بازگشت به تاریکی است. از تاریکی، روزی نجات پیدا خواهی کرد. اما اینکه از نور به تاریکی بروی این خسران بس عظیم است …!

گمان کردی که او را دوست داری، و بارها و بارها تصویرش را در خیال خود زنده ساختی. شیطان شیرینیِ نزدیک بودن به او را به تو چشاند، و تو چنین پنداشتی که او همان محبوب گمشده و آرزوی دیرینه‌ات است. او را زیر نظر گرفتی و در هر راهی که می‌رفت، دنبالش کردی. ماجرا با یک پسند ساده آغاز شد؛ با نظری در اینجا و سخنی در آنجا، و آن نظرها کم‌کم به گفت‌وگوهایی طولانی انجامید. پیامی فرستادی، و دومی و سومی را نیز. او برخی از پیام‌ها را می‌خواند و بعضی را پنهان می‌کرد، و تو چنین می‌پنداشتی که صیدت را یافته‌ای و او آرام‌آرام در دام می‌افتد. با گذشت هر روز، تپش قلبت تندتر می‌شد، و تو آن را عشق می‌پنداشتی. روزها یکی پس از دیگری می‌گذشت، و هر روز داستانی تازه داشت. اندک‌اندک به آنچه می‌خواستی نزدیک می‌شدی، تا آن لحظه‌ای که در آرزویش بودی فرا رسید، و راز نهفتهٔ دلت را در خلوت با او در میان گذاشتی. آیا طعم عشق را چشیده بودی؟ خود آغازگر شدی، راه‌ها را پیمودی و لغزش‌ها را دنبال کردی تا به خواسته‌ات برسی. تلاش کردی تا تنها کلمه‌ای از او بشنوی که دلت را به تپش اندازد و جانت را آرام سازد، و گمان می‌کردی که عاشقی. اکنون که به مقصود رسیده‌ای، و سرانجام همسر یکدیگر شده‌اید، آیا او همان کسی است که بارها در خیال خود تصویر کرده بودی؟ آیا همان زیبای افسونگری است که ژرفای قلبت را ربوده بود؟ یا چون دیگران است؟ این بار نه با نگاه کنجکاوانه و آرزومند، بلکه با نگاهی نزدیک و واقعی به او نگریستی، و دیدی که او نیز انسانی عادی است؛ همانند همهٔ مردم. او نیز اشتباه دارد. ضعف دارد. کوتاهی دارد. غفلت دارد. همیشه نمی‌تواند آراسته و منظم باشد. بیمار و خسته نیز می‌شود. گاه بدخلق و کم‌حوصله می‌شود. و گذر زمان، تغییراتی در قد و قامت و چهره‌اش پدید می‌آورد. پس چرا بعد از آن همه تلاش و خواری برای رسیدن به او، خیلی زود از او دل‌زده شدی؟ چرا دیگر برایت مانند روزهای نخست نیست؟ نه، به الله سوگند، عاشق نبودی. حتی محب نیز نبودی. بلکه فریب‌های شیطان، آن رابطه را در نظرت آراسته و زیبا جلوه داده بود. چه بسیار وقت‌هایی که از دست دادی و هرگز باز نخواهند گشت، و چه بسیار ذکرها و یاد الله که از تو فوت شد. چه بسیار وظایف دنیوی و اخروی که از دست دادی. بلکه او برایت از همه چیز مهم‌تر و مقدم‌تر شده بود. همهٔ امید و آرزویت بود، و معیار درست و نادرستت گشته بود. آنچه او را خشنود می‌ساخت انجام می‌دادی، و از آنچه او را می‌آزرد و ناخشنود می‌کرد، بی‌چون‌وچرا چشم می‌پوشیدی. پس چرا اکنون از او روی‌گردان شده‌ای؟ و تنها به روی‌گردانی بسنده نکردی، بلکه دیگران را بر او ترجیح دادی، و در درونت مقایسه‌های دروغین شکل گرفت؛ دربارهٔ زنانی خیالی با ویژگی‌هایی که هرگز کامل نمی‌شوند. شیطان بار دیگر تو را در مسیر گام‌هایی قرار داد که هیچ‌گاه پایانی ندارند، و تو در میان این و آن، به نام عشق، غرق شدی؛ همان‌گونه که انسان سرگردان در گل‌ولای فرو می‌رود. تا آنجا که دیگر مسئلهٔ قلبت جست‌وجوی عشق نبود، بلکه جست‌وجوی لذتی زودگذر و رنجی بود در راه شهوتی که هرگز سیراب نمی‌شود. محبت و مودت، یا اگر بخواهی بگویی عشق، در اصل خود نه مذموم‌اند و نه اختیار پدید آمدنشان در دست ماست. هیچ انسانی در دنیا قدرت ایجاد الفت میان دو قلب را ندارد، هرچه هم تلاش کند. اما گام‌های عملی و سرانجام این احساس قلبی، در اختیار ماست. نفس انسان، مخلوقی درنده و طغیان‌گر و حد ناشناس است. اگر این نفس با قید وحی و اخلاق مهار نشود، نه در دنیا جرعه‌ای از آب سکون و آرامش خواهی چشید و نه در آخرت. کسانی که هنوز در این راه قدم نگذاشته‌اند، از الله برای خود عافیت بخواهند و از مسیرهایی که به این راه می‌انجامد دوری کنند. و کسانی که رفته‌اند و به منزل رسیده‌اند، قدر یکدیگر را بدانند. قسمت و نصیب شما بود که همسفر یکدیگر شوید. در ازل، نام‌هایتان در کنار هم نوشته شده بود. اگر به شیوه‌ای درست‌تر نیز می‌بود، باز هم نصیب یکدیگر بودید، و اکنون نیز که چنین شده، باز هم نصیب یکدیگر هستید. پس بر حلالی که نصیبتان شده، شکر گزارید، و از نزدیک شدن به ناپاکی‌ها بپرهیزید. بدان که مناسب‌ترین شخص برای تو، همین کسی است که اکنون در کنارت قرار دارد، و هیچ شخص دیگری، متفاوت‌تر و کامل‌تر از او نیست. و اگر گمان می‌کنی چنین نیست، بدان که بار دیگر گرفتار شکار بازی‌ها و زینت‌های شیطانی شده‌ای. گذشته‌ات با توبه و استغفار پاک می‌شود، اما آینده‌ات را با آلوده شدن دوباره به پلیدی‌ها، ناپاک مساز. -اسلام منصور باتصرف و اضافات .

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً (59) اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسرى هاى بلند بر خود بيفكنند، اين (عمل) مناسب تر است، تا (به عفّت و پاكدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، و خداوند آمرزنده مهربان است. آفات بى حجابى 1. رونق گرفتن چشم چرانى و هوسبازى. 2. توسعه ى فساد و فحشا. 3. سوء قصد و تجاوز به عنف. 4. باردارى هاى نامشروع و سقط جنين. 5. پيدايش امراض روانى و مقاربتى. 6. خودكشى و فرار از خانه در اثر آبروريزى. 7. بى مهرى مردان چشم چران نسبت به همسران خود. 8. بالا رفتن آمار طلاق و تضعيف روابط خانوادگى. 9. رقابت در تجمّلات. 10. ايجاد دلهره براى خانواده هاى پاكدامن.

خطرناک‌ترین کیفر الهی نه در کمبود مال است و نه در از دست‌دادن سلامتی؛ بلکه آن است که انسان گناه کند و در دلش هیچ «دردی» احساس نکند. آنجا که سوزِ معصیت از دل برداشته می‌شود، هشدار برداشته شده و استدراج آغاز می‌گردد.

راهکارهای_اسلام_برای_مشکلات_اقتصادی_.mp328.49 MB

جلالـــش طاق کســـرا شکستــه اسـت جمالش، دست ماه از پشت بسته است طریـــــق رستـــگاری، آن کنـــد طـــی کـه گیــــــرد در دو ع
جلالـــش طاق کســـرا شکستــه اسـت جمالش، دست ماه از پشت بسته است طریـــــق رستـــگاری،  آن کنـــد طـــی کـه گیــــــرد در دو عالــم،  دامـــن وی ❤️صلی الله علیه وسلم❤️

مسئلهٔ اصلی این نیست که به آنچه دوست داری برسی، بلکه اصل آن است که آنچه را الله سبحانه و بحمده برایت برمی‌گزیند، دوست بداری. و این رهایی از خواسته‌های نفس، همان چیزی است که وهیب بن ورد رحمه الله به آن اشاره کرد؛ آن‌گاه که از او پرسیدند: مرگ را بیشتر دوست داری یا ماندن در دنیا را؟ گفت: من هیچ‌چیز را انتخاب نمی‌کنم؛ هر آنچه نزد الله محبوب‌تر باشد، همان نزد من محبوب‌تر است . سفیان ثوری رحمه الله با شنیدن این پاسخ، سخت متأثر شد و گفت: به پروردگار کعبه سوگند، این همان روحانیت است . روحانیتی که سفیان‌رحمه الله از آن سخن می‌گفت، چیزی جز آن نیست که انسان از تدبیر و خواست نفس خویش دست بکشد و در فضای رضا و تسلیم به پرواز درآید؛ تا آنجا که عطا و منع در نظرش یکسان شود، زیرا هر دو انتخاب رب العزت اند. پس هر کس فقر و نیاز خود را بشناسد، به سوی بی‌نیازی پروردگارش پناه می‌برد، و هر که کوتاهی و محدودیت نگاه خویش را دریابد، به کمال نظر و تدبیر الله سبحانه و بحمده تکیه می‌کند. آنگاه با محبتی عمیق، به قضا و قدر راضی می‌شود، دیگر در برابر پروردگارش چیزی را برنمی‌گزیند، بلکه به تدبیر او آرام می‌گیرد و با ادب بندگی، عقل خود را از اعتراض و پیگیری تقدیر الهی بازمی‌دارد. پس از آن، نسیم‌های روحانیتی که سفیان ثوری وصف کرده بود، بر او می‌وزد و دری از نعمت و سروری بر او گشوده می‌شود که هیچ شباهتی به لذت‌های دنیا ندارد. و اندکی معنایی را درمی‌یابد که عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه در این سخن بیان کرده است: در حالی صبح الله آغاز می نمایم که هیچ شادی‌ای برای من باقی نمانده است، مگر در آنچه قضا و قدر الهی رقم زده است. و نیز معنایی را در می یابد که عامر بن عبدالله رحمه الله گفته است: الله سبحانه و بحمده را چنان دوست دارم که این محبت هر مصیبتی را آسان می کند ، و مرا به هر قضای ای خشنود می گرداند ، پس با وجود محبت او، برایم تفاوتی ندارد که روز را چگونه آغاز کنم و شب را چگونه به پایان برسانم ابن رجب رحمه الله می‌گوید: هر کس به این مرتبه برسد، تمام زندگی‌اش در نعمت و آسایش خواهد بود

■ شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان! ششمین سال‌یاد شهادت استاد عزیز و ارجمند، دکتر محمد ایاز نیازی رحمة الله عليه را گرامی می‌
■ شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان! ششمین سال‌یاد شهادت استاد عزیز و ارجمند، دکتر محمد ایاز نیازی رحمة الله عليه را گرامی می‌داریم. از الله متعال برای ایشان جنات نعیم و هم‌نشینی سرور اکرم صلی‌الله‌علیه وسلم و برای ملت خویش بدیل نیکو آرزو داریم.                               إنا لله وإنا إليه راجعون

امشب مصادف با ششمین سالیاد شهادت دکتر ایاز نیازی (رحمة الله علیه) است

#اشک_های_که_پایان_ندارد 😭😭 سومین سالیاد شهادت معلم افغانستان شیخ الاسلام شهید دوکتور محمد ایاز نیازی (رحمة الله عليه) گرامی باد

صحبت غنیمت است عزیزان درین چمن فردا چو برگ گُل همه در خاک میرویم! یاد از روز های شیرین
صحبت غنیمت است عزیزان درین چمن فردا چو برگ گُل همه در خاک میرویم! یاد از روز های شیرین

إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ» هرگاه حیا نداشتی، هرچه می‌خواهی انجام بده. وقتی حیا از انسان برود، مانعی برای گناه و کارهای ناپسند باقی نمی‌ماند. حیا، نگهبان انسان از گناه است حیا مانند یک محافظ درونی عمل می‌کند. وقتی انسان حیا داشته باشد از دروغ شرم می‌کند ، از ظلم شرم می‌کند ، از بی‌احترامی شرم می‌کند و از گناه در برابر خدا شرم می‌کند پس وقتی حیا کم شود، این مانع‌های اخلاقی هم ضعیف می‌شوند. بعضی علما آن را به معنای «معیار عمل» دانسته‌اند . رابطه حیا با ایمان پیامبر ﷺ در احادیث دیگر حیا را بخشی از ایمان دانسته‌اند؛ پس کم‌شدن حیا، روی ایمان و اخلاق انسان هم اثر می‌گذارد. «حیا سپر اخلاق انسان است؛ وقتی این سپر کنار برود، انسان ممکن است به هر رفتار نادرست نزدیک شود.»

#سخنرانی_کامل_تصویری_نماز_عید_قربان_سال 1400 #موضوع : پیام های داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) لینک کانال http://T.me/manbar13‌

گاهی در بعضی از مسیرهای زندگی باید تنها قدم برداری؛ نه به این خاطر که تنهایی را دوست داری، بلکه چون شرایط تو را مجبور می‌کند روی پای خودت بایستی. روزهایی می‌رسد که می‌بینی کسی در کنارت نیست تا بار مشکلاتت را سبک کند، تشویقت کند یا دستت را بگیرد. در چنین لحظه‌ها، باید خودت بار خویش را بر دوش بگیری، زخم‌هایت را پنهان نکنی بلکه از آن‌ها درس بگیری، و با امید و استقامت به راهت ادامه بدهی. زندگی همیشه همراه و هم‌قدم ثابت ندارد؛ گاهی بزرگ‌ترین قدرت انسان زمانی آشکار می‌شود که در اوج تنهایی، باز هم از حرکت بازنمی‌ایستد. سختی‌ها انسان را می‌سازند، تجربه‌ها او را پخته می‌کنند و روزهای دشوار به او می‌آموزند که چگونه به خودش تکیه کند.