دَریدِگی
前往频道在 Telegram
هربار سعی بر مودب بودن دارم اما انگار برایم امری نشدنی است بیسواد، متنفر از ادا و علاقهمند به شکلات هستم
显示更多873
订阅者
-224 小时
+27 天
+1030 天
帖子存档
873
اقا کلی التماس این یارو رو کن التماس پلیس رو بکن که آقا من ادم آبروداری ام ایناها این مدارک خودم مدارک ماشین و ...
تا طرف رضایت داد و پلیس هم رفت
873
سرتون رو درد نیارم
ماشینو من اشتباه سوار شده بودم
ماشین رفیقم پراید مدل ۸۸ سفید
ماشینی اون مرد میانسال پراید سفید مدل ۸۹
جفتشون مثل هم آینه آینه
بعد اونایی که دارن میدونن در ۹۰ درصد مواقع پراید های مدل پایین سوییچهاشون بهم میخوره
هیچی منم چون عجله داشتم کارم که تموم شده بود ماشین اون بنده خدا رو اشتباهی سوار شده بودم و اومده بودم
873
اقا سریع نشستم تو ماشینش با خودش رفتیم همونجایی که ماشینو پارک کرده بودم
دیدم پلیس وایساده و یه مرد میانسالی لب جوب داره خودشو میزنه و گریه میکنه
ماشین رفیق ما هم همونجاست
873
آقا ما سر محل وایساده بودیم
یه کار فوری پیش اومد
دیگه تا خونه میرفتم ماشین خودمو برمیداشتم دیر میشد
یکی از بچهمحلا سر کوچه بود گفتم سوییچ ماشینتو بده من سریع برم تا جایی بیام
سوییچ رو داد
من رفتم اونجایی که میخواستم برم؛ ماشینو پارک کردم؛ کارمو انجام دادم اومدم سوار ماشین شدم برگشتم
رسیدم تو محله و سوییچ رو دادم دست رفیقمون و اینم رفت نشست تو ماشینش و یهو دادش رفت هوا
گفتم داداش چیشده؟
گفت این ماشین من نیست
گفتم بابا شوخی نکن
گفت شوخی چیه احمق این ماشین من نیست این چیه اوردی ماشینم کو
اقا قسم و آیه و کارت ماشینو نشون داد منم باور کردم و دیدم جدی جدی این ماشین رفیق ما نیست
873
✍بعضی آدمها حتی وقتی دورن، از خیلی نزدیکترها هم نزدیکترن. تو برای من یکی از همون آدمهایی.
873
رفتنی بهش گفتم هنوز بچه مدرسهایها میان؟
گفت آره
گفتم کسی هست مثل من پول نداشته باشه و فقط نگاه کنه؟
گفت اره بیشترم شدن این گدا گشنهها
پول ۵۰ تا ساندویچ رو بهش دادم و گفتم هروقت یه بچهای اومد و پول نداشت بخوره بهش ساندویچ بده مهمون منه
بعد کارت کشیدنی اندازه ۵۵ تا ساندویچ کشید و گفت ۵۰ تا میدم
گفتم خب اون ۵ تا چی؟
گفت یعنی تورم رو حساب نمیکنی؟ سس و گوشت و نون هر روز گرونتر میشه!
گفتم حالا میدی؟ گفت پول دوست دارم و روش حساسم ولی نه اونقدر که حروم قاتیش کنم خیالت راحت میدم
873
بعد اولین پول درست حسابی که دراوردم بعدها
رفتم اونجا همون ساندویچ همبرگر رو سفارش دادم و گاز اول رو که زدم خیلی زور زدم گریه نکنم ولی گریه کردم
یارو صاحبش اومد و گفت چیه تُنده؟
گفتم نه بابا
گفت حالت خوش نیست؟
داستانو براش تعریف کردم
یه دستی به ریشش کشید و گفت اگه میخوای فیلم بازی کنی پول اینو الان ندی بدون همینجا کونتو پاره میکنم من از این سوختا نمیدم لاشخور پول ساندویچ منو بده با گریه نمیتونی منو خر کنی پولمو بده همینجا پولت میکنم
بعد ساندویچو از دستم گرفت و تا پول ندادم بهم برنگردوند که بقیشو بخورم😂
873
یهو یادم افتاد چون دیشب خوابش رو دیدم
خودم با سن الانم بیرون وایساده بودم
و بچگیمو نگاه میکردم که اون تو نشسته و هیچی نمیخوره😂
873
یه جایی از خیابون شاپور یه ساندویچی هست؛ زمانی که مدرسه میرفتم و راهنمایی بودم اکثر مواقع از مدرسه برگشتنی دوستام میرفتن اونجا ساندویچ میخوردن همبرگرای معروفی داشت؛ خانواده ما هم اونموقع توی اوج فقرش بود و مقدار پولی که بابام بهم میداد فقط اندازه اتوبوس و مترو بود
من هیچوقت نتونستم باهاشون برم ساندویچ بخورم بیشتر وقتا به بهونه اینکه سیرم فقط باهاشون میرفتم تو ساندویچی و منتظر میشدم تا اونا بخورن و باهم برگردیم
هروقت از جلوش رد میشم یاد اون روزا میفتم امکان نداره از جلوش رد شم و بغض نکنم
