پیش از آنکه فراموش کنم🪻 ౨ৎ
前往频道在 Telegram
513
订阅者
+2224 小时
+227 天
+2230 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+134
在23个频道中
八月 '260
在0个频道中
Get PRO
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '260
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '250
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '250
在0个频道中
Get PRO
九月 '250
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+255
在4个频道中
Get PRO
六月 '25
+17
在0个频道中
Get PRO
五月 '250
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '250
在0个频道中
Get PRO
一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十二月 '240
在0个频道中
Get PRO
十一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十月 '240
在0个频道中
Get PRO
九月 '240
在0个频道中
Get PRO
八月 '240
在0个频道中
Get PRO
七月 '240
在0个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在0个频道中
Get PRO
四月 '240
在0个频道中
Get PRO
三月 '240
在0个频道中
Get PRO
二月 '240
在0个频道中
Get PRO
一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十二月 '230
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+23
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+88
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+460
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 21 九月 | +1 | |||
| 20 九月 | +45 |
频道帖子
آلاله غنچه کرده، کاش بودی و میدیدی کبوتر بچه کرده، کاش بودی و میدیدی گلا چشمانتظارن، تا از در برسی تو گلا غرق بهارن، کاش بودی و میدیدی
| 2 | به یاد دخترِ ایران🖤
#نیکا_شاکرمی | 26 |
| 3 | #پاکسازی
سپتامبریاا
حس میکنم چنل دوباره داره میره سمت روح شدن :))
پس این پیامو توی چنلاتون فور کنین،
هم ببینم کیا هنوز اینجان
و این گوشهی کوچیکو دوست دارن 🫶🏻
هم از یسری چنلایی که روحن لفت بدم
هم با چنلای جدید آشناشم
و بیام یه سر به دنیای دوستای تازمون بزنم ☕️ | 33 |
| 4 | 𓂃 یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ 𓂃
Focus time 💜📖
𓂃 12:00 ─ 13:00 | متون روانشناسی
┊ متن: روانشناسی بالینی 📖✏️
୨ৎ 13:00 ─ 13:15 | 𝐁𝐫𝐞𝐚𝐤 ☕️
𓂃 13:15 ─ 14:15 | نظریههای رشد
┊ فصل ۳ | ص ۱۰۰–۱۰۹
┊ مطالعه + مرور نکات 🧠📖
୨ৎ 14:15 ─ 15:00 | 𝐁𝐫𝐞𝐚𝐤 ☕️🍽️
𓂃 15:00 ─ 16:00 | American English File 1
┊ مطالعه + تمرین 📗✏️ | 47 |
| 5 | اگه یهکم روانشناسی بدونی، خونوادهت رو سرزنش میکنی، چون ریشهی بسیاری از تعارضهای ناخودآگاهت رو توی والدینت پیدا میکنی.
اگه بیشتر بدونی، اونها رو میبخشی، چون متوجه میشی که خودشون نیز قربانی زخمها، انتقالها و تروماهای حلنشدهی نسلهای قبل بودهان.
و اگه عمیقتر پیش بری، مسئولیت زندگی خودت رو بر عهده میگیری، چون کشف میکنی که به جای تکرار گذشته، می تونی سرنوشتت رو آگاهانه تغییر بدی. | 35 |
| 6 | Fact 👾 | 386 |
| 7 | اول که با این سوال مواجه شدم، با خودم گفتم: «من توی تابستون، بهجز دوام آوردن، پذیرفتن شرایط، کنار آمدن با دوری و فقدان دوستم، نگه داشتن امید، خواندن چند کتاب و دادن کنکور ارشد روانشناسی، کار خاصی نکردم.» حتی بعد از کنکور، فشار و استرس این مدت آنقدر زیاد بود که مدتی بستری شدم. اما هرچه بیشتر فکر کردم، دیدم با وجود تمام سختیهایی که داشتم، اتفاقا خیلی خوب پیش رفتم! و به خودم افتخار میکنم که بالاخره از خودم رضایت دارم. حتی اخیرا چند کار جدید هم شروع کردم؛ مثل نوشتن مقاله و چیزهای دیگه که در روزهای پیش رو ازشون براتون صحبت میکنم. | 29 |
| 8 | آره، خیلی خوبه؛ هم صمیمیه، هم حسِ رضایت از خودت رو منتقل میکنه و مهمتر از همه، اغراقآمیز نیست. فقط چند اصلاح خیلی جزئی برای روانتر شدن متن:
اول که با این سوال مواجه شدم، با خودم گفتم: «من توی تابستون، بهجز دوام آوردن، پذیرفتن شرایط، کنار آمدن با دوری و فقدان دوستم، نگه داشتن امید، خواندن چند کتاب و دادن کنکور ارشد روانشناسی، کار خاصی نکردم.» حتی بعد از کنکور، فشار و استرس این مدت آنقدر زیاد بود که مدتی بستری شدم. اما هرچه بیشتر فکر کردم، دیدم با وجود تمام سختیهایی که داشتم، اتفاقا خیلی خوب پیش رفتم! و به خودم افتخار میکنم که بالاخره از خودم رضایت دارم. حتی اخیرا چند کار جدید هم شروع کردم؛ مثل نوشتن مقاله و چیزهای دیگه که در روزهای پیش رو ازشون براتون صحبت میکنم. | 1 |
| 9 | 𓂃 تابستون ۱۴۰۵ من 𓂃
⟡ ۷ واحد دانشگاه رو با امتحانهای حضوری پاس کردم.
⟡ کنکور ارشد روانشناسی دادم.
⟡ پایاننامهام رو به استاد تحویل دادم.
⟡ کارهای فارغالتحصیلی و بستن پروندهی کارشناسی رو انجام دادم.
⟡ زبان رو شروع کردم و خوندم.
⟡ برای ارشد روانشناسی مطالعه کردم.
⟡ کتابهای غیردرسی خوندم.
⟡ هر از گاهی هم نوشتم و تمرین نوشتن کردم.
⟡ سریال دیدم و دربارهی بعضی قسمتهاش تحلیل روانشناختی و مفهومی داشتیم.
⟡ سنتور تمرین کردم.
⟡ برای کانالم محتوا نوشتم.
⟡ آخر هفته هم قراره برم سفر. | 61 |
| 10 | #چالش
شمام اگه دوست داشتید بگید تابستون امسال چیکارا کردید
اگه چنل دارید این پیامو فوروارد کنید چنلتون و بگید( فور میزنم اینجا )
اگه ندارید تو ناشناس بگید | 30 |
| 11 | 🦢🌱
اینپیاموفورواردکنیدچنلاتون
اینجا و اسپانسر جوین باشید تا چنلتونو بزارم توی فولدر +280 جذب بگیرید جوجوها.
Limit :400ch
✰جوین باش حتما وگرنه نمیزارمت✰ | 30 |
| 12 | داریم آخرین هفتهی تابستان امسال را زیست میکنیم. | 37 |
| 13 | من از آدمای «فقط برای یه لحظه»ای خوشم میاد. «فقط برای یه لحظه صبر کن از گلا عکس بگیرم»، «فقط برای یه لحظه صبر کن چایی دم بکشه بعد تعریف کنم»، «فقط برای یه لحظه بیا پایین بیینمت برم»، «فقط برای یه لحظه صبر کن اومدم پیشت»، «فقط برای یه لحظه بذار بیشتر کنارت باشم». | 34 |
| 14 | 𓂃 شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ 𓂃
Focus time 💜📖
𓂃 12:15 ─ 13:15 | متون روانشناسی
┊ متن: روانشناسی اجتماعی 📖✏️
୨ৎ 13:15 ─ 13:45 | 𝐁𝐫𝐞𝐚𝐤 ☕️🍽️
𓂃 13:45 ─ 14:45 | نظریههای رشد
┊ فصل ۳ | ص ۹۶–۱۰۸
┊ مطالعه + مرور نکات 🧠📖 | 37 |
| 15 | یکی از قطعههایی که خیلی دوست دارم بتونم با سنتور بزنم؛ سلطان قلبها. | 33 |
| 16 | سنتور جان🫠 | 32 |
| 17 | 没有文字... | 39 |
| 18 | پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند
بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند
نای ما خامش ولی این زهرهٔ شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی میکند
گر زمین دودِ هوا گردد همانا، آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند
سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد با من خزانی میکند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند
میرسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی میکند
شهریارا گو دل از ما مهربانان نشکنید
ورنه قاضی در قضا نامهربانی میکند
غزل شماره ۱۶۲ | «پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند»
شهریار | 26 |
| 19 | استاد_شهریار_–_پیرم_و_گاهی_دلم.mp3 | 25 |
| 20 | یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونینجگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
من که با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حُسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بیسیم و زرم
هنرم کاش گرهبند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در آیند از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به دَرَم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم
تو از آنِ دگری رو که مرا یادِ تو بس
خود تو دانی که من از کانِ جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم؟ لعلم و والا گهرم
غزل شماره ۸۳ | «گوهر فروش»
شهریار | 24 |
