211
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+130 天
帖子存档
211
Repost from iRo Proxy | پروکسی
زندگی شاید همینه؛
کنار اومدن با چیزی که نمیتونیم تغییرش بدیم،
دوست داشتن چیزی که همین حالا وجود داره،
و ساختن چیزی که هنوز نیومده...
ایفون | ایفون
پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🔥 @iRoProxy
211
Repost from تیکه کتاب
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺐﻫﺎﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ خستگیام ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ؛ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻧﭙﺮﺳﺪ، ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺑﻌﺪ همان جا ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺗﺎ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ. ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ میگوید، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ ﻭَ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
- نزار قبانی
211
Repost from آبی دوردست؛
کاش میتوانستم مانند زمانیکه بچه و نادان بودم آهسته بخوابم، خوابِ راحت بیدغدغه.
-بوف کور؛ صادق هدایت.
@abiyedourdast
211
Repost from آبی دوردست؛
«و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور میدهم، به این امیدِ نور کمسویی که در دوردستها میدرخشد.»
- اولگا کنیپر؛ نامه به آنتوان چخوف.
@abiyedourdast
211
Repost from N/a
ما
کاشفان کوچه ی بنبستیم
حرفهای خستهام داریم
این بار
پیامبری بفرست
که تنها گوش کند
گروس عبدالملکیان
211
Repost from دومنیکو
اگر پولدار بودم از همهی دست فروشها ۵ جفت جوراب میخریدم. اگر پولدار بودم از اون کافه کوچیکی که صاحبش یه دختر پسر جوونن یه سفارش گرون میدادم. اگر پولدار بودم با ترازوی تمام کسانی که توی خیابون نشستن خودم رو وزن میکردم. اگر پولدار بودم سر چهارراهها از بچهها شاخه گل میخریدم. اگر پولدار بودم از اون رستورانی که یه مادر آشپزشه غذا میخریدم. اگر پولدار بودم از همهی آنلاینشاپ های کوچک خرید میکردم. اگر پولدار بودم سیگار میکشیدم و غصه سوختن این همه جوونی رو میخوردم.
211
Repost from آبی دوردست؛
مدتهاست مىدانم لحظههايى كه اينطور دلم مىخواهد از همه چيز روى برگردانم خطرناکترين لحظهها هستند، لحظههايى كه به من میگويند فرار كن، لحظههايى كه دلم مىخواهد بروم و دور از همه چيز زندگى كنم، دور از هر چيزى كه شايد بتواند كمكم كند.
- آلبرکامو.
@Abiyedourdast
211
تکرار نشدنی بودن رفیقامو خیلی دوست دارم :)
واقعا هیچکس نمیتونه برام مثلشون باشه و نمیخوامم کسی بتونه...
کاش میتونستم قابشون کنم و بغلشون کنم و بزارمشون جلو چشام......
شایدم قشنگیش به اینه که تو زندگیم گذرا باشن
همینکه ″باشن″ و سالم و شاد باشن برام کافیه
211
Repost from پروکسی | Pyro Proxy
از کلمات :
« کانفیگ »
« مذاکره »
« وصلی؟ »
« پروکسی »
« فوری »
« کالابرگ »
حالم بهم میخوره.
211
Repost from مثلاً روانشناسم!
چیزی بگو
حرفی بزن از فردا
اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد
و نه آنچنان زیبا
که باورم نشود
-معین دهاز
211
چنلایی که قبلا ازشون انگیزه ادامه میگرفتم و برام خلوتگاه بودن رو که نگاه میکنم همه شدن درختایی که مثل هممون توی این خزان گیر کردن و کم کم علاوه بر شاخ و برگشون گرمی وجودشون هم از دست میدن...
میترسم فرق زمستون آدما با زمستون درختا پایان ناپذیری باشه......
امیدوارم بتونیم بگیم تونستیم.
211
Repost from N/a
خستهام از این شرایط !
از نبود آب و فکر هیچی نبودنش توی تابستون،
از نداشتن کارم، از همه چی …
خسته، غمگین، عصبی …
امروز نمیتونم آدم قوی باشم
211
Repost from مثلاً روانشناسم!
انگار دیگه نه خودمو میشناسم، نه زندگی رو. دقیقا مثل آدمی که دچار مسخ شخصیت شده، گاهی از دور خودم رو نگاه میکنم که خیلی غمگینه. که گیج و سردرگمه. که مستأصل و درماندهست.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
