سپیـدار
前往频道在 Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
显示更多295
订阅者
-124 小时
+27 天
+830 天
帖子存档
295
جملهی محبوب این روزهام:((ما آدمیم، ربات نیستیم.)) و انگار گفتن و یادآوری این جمله تو روابطم، تفکراتم، زندگیم و...، یک اثر جالبی داره. انگار وقتی به این فکر میکنم که ما آدمیم و واکنشهای مختلف نشون میدیم، حس و حالهای متفاوت تجربه میکنیم، ناراحتیم از خودم و دنیا کمتر میشه. صلح و آرامش بیشتری رو تجربه میکنم.
295
با رویا حرف زدن مثل با دیوار حرف زدنه🙏 صدای خودت منعکس میشه برمیگرده سمتت، و رویا همچنان که نادیدت میگیره به حرف ادامه میده.
295
یه سری آدمها برام دوست، رفیق، همراه و... نیستن، عزیزِ منن. عزیز به معنای واقعی کلمه. عزیز بودن واقعا جایگاه خاص و ویژهای هست برام.
295
نیر ایال تو کتاب ذهن حواس جمع میگفت خیلی وقتها حواسپرتیهای ما از روی لذتجویی نمیاد، و برای فرار از درده. و یکی از بزرگترین موانع ما اینروزها چیه؟ فضای مجازی، خیلی اوقات گشت زدنهای بیهوده و ساعتهای طولانی بالا پایین کردن اکسپلور و...، از درد ما میاد. حتی ممکنه فرار از تغییر باشه، همیشه گفتم بازهم میگم، تغییر رنج داره. و به عنوان کسی که خیلی اوقات برای فرار از رنجهاش، به فضای مجازی پناه برده، چالش ساعات اولیهی روز بدون گوشی، همیشه معجزه کرده. این چالش به من کمک کرد کارگاه نویسندگیم رو بتونم برگزار کنم بعد از ماهها حسرت و آرزو!
295
Repost from N/a
و نمیدونید چهقدر تاثیر مثبت داره بچهها. یه جوریه که بعد از اون یک ساعتهم، دوست ندارم برم سراغِ گوشی.
295
و کاسب رو اینطور معنی میکرد:
((کسی که از جیب سرمایههاش نمیخوره. که اگه سرمایه رو خرج کنه، از کفش میره، و کاسب اونیه که سرمایهاش رو به کار میگیره تا باهاش کار کنه و سود بگیره.))
و سرمایهی آدمها تو روابطشون؟ عشق، دوست داشتن، احترام، انرژی و...که باید به کار بگیریشون تا چندبرابرش رو بدست بیاری و ببری سر سفرهی شریک و رفیق و معشوقت. و اگه فقط از جیب بخوری، به کف میرسی و ورشکست میشی.
295
تو کتاب "دال دوست داشتن"، یک فصلی داشت تحت عنوان "موجودی حساب شما کافی نمیباشد" که میگفت دنیا جای بده بستونه، حساب و کتاب داره و اگه دخل و خرج تو باهم جور درنمیاد، مشکل از توئه، البته که درمورد مسائل مالی حرف نمیزد، درمورد روابط بود این جمله، میگفت اگه محبت میکنی مدام و محبت نمیبینی، اگه سنگ صبور غمهای کسی هستی که خوشیهاش با دیگرونه، مشکل از توئه چون کاسب خوبی نبودی.
میگفت عشق رو باید بیحساب پسانداز کنی اما با حساب و کتاب خرجش کنی، که دوست داشتن حساب و کتاب داره، حد و مرز داره! و حد و مرزش؟ عزت و کرامتت، شخصیتت.
295
گاهی از گفتن چیزی که ناراحتت کرده انقدری احساس شرم میکنی و سختته بیانش که فکر میکنی حقت نبوده که ناراحت بشی، اعتراضی کنی و یا حتی درمیونش بذاری.
295
نمیدونم چهطور میشه حرف زدن گاهی انقدر برام سخت باشه که احساس شرم کنم از گفتن حرفام؟ و گاهی انقدر راحت خودم و کلماتم رو به رسمیت بشناسم که هیچچیز متوقفم نکنه و ساعتها حرف بزنم؟
295
یک فصلش رو براتون خوندم اما وسطهاش چندباری ذهنم پرید و اشتباه خوندم :) از اونجایی که فرصت دوباره ضبط کردن ندارم، پس همونو بذارم؟
295
"دال دوست داشتن" رو انقدر دوسش دارم که کم کم میخونم تموم نشه. من تجربه خوندن این سبک کتابهارو خیلی نداشتم، ولی واقعا جالب بود. درمورد مسائل مختلف زندگی و روابط و عشق و... صحبت میکنه. و از این کتابهاست که دلم میخواد برای بقیه بخونم و نظرشون رو بدونم.
295
این لیوان پلاستیکی رو میبینید؟ ماگ شیشهای شفاف همین رو میخوام و هرچقدر میگردم پیدا نمیکنم. اگه میشناسید جایی بهم بگید لطفا :")
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1307909349
