ch
Feedback
˖ ࣪ lunéatic ˒˒

˖ ࣪ lunéatic ˒˒

前往频道在 Telegram

ㅤ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ㅤ ‌ ‌ ‌ㅤㅤ──  🐺 ֹ  @teamiesbot ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌wherever you are if you see ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ the moon we are linked.

显示更多
776
订阅者
+524 小时
-87 天
-430 天
帖子存档
کاتای این برنامه رو از اینجا به پایین چک کنید :(

sticker.webp0.00 KB

₍‌ 🍊 : خواهر بزرگتر من همیشه خودش تلویزیون نگاه میکرد و نمیذاشت من ببینم برای همین یکبار کنترل تلویزیون رو برداشتم و خاموشش کردم و کنترل رو پرت کردم، بعدش خواهرم کنترل رو برداشت و با همون کتکم زد ₎ ₍‌ 🍓 : خواهر منم نمیذاشت چیزایی که دوست دارم نگاه کنم و مجبورم میکرد برنامه های خودش رو باهاش ببینم و اگه به حرفش گوش نمی‌دادم سرم رو می‌گرفت تا نگاه کنم ₎ ₍‌ 💗 : خواهر بزرگتر منم یکبار شونم رو کشید و رسما پرتم کرد تا بشینم و فیلمی که اون میخواد رو ببینم ₎

نیکولاس لطفا کمتر ضایع باش...

₍‌ 💗 : به نظرتون کدومتونه که تو جلسهٔ آشنایی خانواده‌ها برای ازدواج راحت قبول میشه؟ ₎ ₍‌ 🍊 : نیکولاس ₎ ₍‌ 🍓 : با این حال… شماره یک تو نیستی؟ چون قیافه‌ت کاملاً گرد و توپیه! چهرت کاملا شبیه توفو نرمه.. مادربزرگ‌ها واقعاً ازت خوششون میاد ₎

ایجو داستانش با روح ساختمون هایب رو تعریف کرد
₍ 🍊 : یکبار وقتی تو لانژ آرتیست های هایب خواب بودم فلج خواب گرفته بودم و صدای مامانم و منیجرم رو شنیدم که صدام میزدن، پس سعی کردم بیدار بشم ولی بعداً که از منیجرم پرسیدم گفتش اصلاً صدام نزده بوده ₎

لطفا شایعه پراکنی نکنید فامیلی ایجو وانگ ‌ـئه

برای اینکه بدونید، انگاری تلفظ فامیل ایجو توی کره ای شبیه کلمه 💩 ـه...

₍ 💗 : وقتی کوچیک بودی لقبی چیزی داشتی؟ ₎ ₍ 🍊 : راستش فامیلی من بیونه و اسمم ایجوئه، نمی‌دونم باید بگم یا نه ولی بهم می‌گفتن پیپی... ₎

نیکوجو داستان‌های پشت عکس‌های کودکیشون رو گفتن ₍ ۱ : مامان ایجو استایلیست شخصیش بوده و همیشه اون رو خیلی شیک و خفن بیرون میبرده ₍ ۲ : تو یکی از عکسا تازه با خواهر بزرگ‌ترش دعوا کرده بود، پس قهر کرده بود و لپ‌هاش رو باد کرده بود ₎ ₍ ۳ : نیکو اصلاً حاضر نمی‌شد به دوربین نگاه کنه ₎

داشتن با هم عکسای بچگی هاشون رو نگاه میکردن و نیکولاس گفتش ایجو اصلا تغییری نکرده :(

جیمین بدبخت موند چی بگه از شدت بدجنس بودن نیکولاس 😭

₍ 💗 : یه شغلی که توش باهوش به نظر برسی بهت میاد. ₎ ₍ 🍊 : واقعاً؟! ₎ ₍ 💗 : مثل وکیل ₎ ₍ 🍓 : نمیگه باهوشیا، میگه باهوش به نظر میرسی ₎ ₍ 💗 : نیکو چقدر دوست خوبیه که همیشه باعث می‌شه متواضع بمونی ₎

₍‌ 💗 : اگه ایدل نمیشدید چیکاره میشدید؟ ₎ ₍‌ 🍊 : معمار ₎ ₍‌ 🍓 : طراح مد ₎

₍‌ 💗 : اگه ایدل نمیشدی چیکاره می‌شدی؟ ₎ ₍‌ 🍊 : قبل از اینکه دبیرستان برم، شمشیربازی رو کنار گذاشتم و اومدم اینجا. پس حتی اگه آیدل نمی‌شدم، فکر میکنم یه کار دیگه میکردم ₎

₍‌ 🍓 : داریم راجع به یه چیز فکر می‌کنیم؟ ₎ ₍‌ 🍊 : ما اینجوری به همدیگه نزدیک شدیم ₎ ₍‌ 🍓 : ما کلاس پاپینگ می‌رفتیم ₎ ₍‌ 🍊 : پس یهو بی‌دلیل همینطوری یه رقص عجیب می‌رفتیم ₎ ₍‌ 🍓 : و یه نسخه دیگه هم داشتیم ₎ ₍‌ 🍊 : اون موقع وقتی به هم سلام می‌کردیم اینطوری می‌رفتیم ₎

₍‌ 🍓 : دوران کاراموزیمون توی آیلند چونکه موبایل نداشتیم، قبل از خواب مدام حرفای عجیب می‌زدیم مثلاً اینکه به روح اعتقاد داریم یا نه و ایجو از موجودات فضایی خوشش می‌اومد ₎

نیکوجو گفتن که دوره ای که ترینی بودن یه حرکت ویرد مخصوص خودشون داشتن و انجامش دادن 😭

ایجو دوباره یه آدم جدید دید و مطمئن شد که براش تعریف کنه از نیکولاس میترسیده اوایل و بعد فهمیده که چقدر مهربونه و قلب پاکی داره ₍‌ 🍊 : همین که باهاش صحبت کنی میفهمی که نیکولاس چقدر مودب و شاده و قطعا عاشقش میشی ₎