499
订阅者
无数据24 小时
-247 天
-6330 天
帖子存档
499
هرکولِ من
این نامه برایِ توئه!
من خیلی وقتِ منتظرتم
دقیق بخوام بگم یک سال و دو ماه و بیست و هفت روز و یک ساعتِ که منتظرتم...
خیلی دلم برات تنگ شده:)
میدونم که تو دیگه دوسم نداری؛ حداقل اونجوری که من میخوام دوسم نداری..
کاری از دستم برنمیاد اخه:)
فقط اینو بدون هنوزم عاشقتم..
عاشقتم میمونم..
ولی دیگه امیدی برایِ برگشتنت ندارم..
دیگه سراغتو نمیگیرم..
حالتو نمیپرسم..
ولی تو خیلی مراقب خودت باش خب؟
نبینم بغض کنی اشک بریزی باشه؟
من به جایِ توهم غمگینم! تو خوب باش:)
هرکار کردم نشد ببخشمت...
اخه تو همه کسِ من بودی...
نباید میرفتی منو بی کس و کار کنی اخه دورت بگردم...
بعد تو دلم واسه هیچکس نلرزید...
بعد تو دیگه هیچی خوشحالم نکرد...
عیبی نداره ها..
همین که خندههات و میبینم برام کافیه:)
دیگه با دوست داشتنم اذیتت نمیکنم..
چال میکنم خاطره هات و تو قلبم و واسه همیشه میرم...
میرم ولی دنبالِ من بگرد!
شاید یه روزی، یه جایی، دوباره عاشقم شدی:)
نشد واسه آخرین بار بغلت کنم یا صداتو بشنوم...
نه اینکه نشه ها؛ نه..
نخواستی، نذاشتی...
ولی اینم فدایِ سرت:)
خیلی مراقب خودت باش خب؟
میدونم عاشقِ سرعتی ولی حداقل کمربندتو ببند خب؟
سعی میکنم فراموشت کنم..
مثلر تو که خیلی وقته منو یادت رفته:)
"آخرین پروانهات هم در قلبم مرد؛ تو آزادی."
499
کجا بودی؛ شبایی که غما میکشتنم بی تو؟
نگاه کن تو چشای خیس و تنهاییم؛ منم بی تو…
تو اون آغوشی؛ که تنها پناه گریه ها بودی…
شبایی که من این زخمارو میشمردم کجا بودی؟
تماشا کن تو این دردو؛ به دنیای من آوردی!
تماشا کن تویی که خنده هاموُ با خودت بردی…
نمیخوام مثل من تنها بشی؛ با گریه ها
اما منو یادت بیار ؛هرجا تو تنهایی زمین خوردی…
هنوزم اون شبای گریه ی مستی رو یادم هست!
کجا موهاتو وا کردی؛ کجا بستی رو یادم هست!
کجا بودی شبایی که غما میکشتنم بی تو؟
نگاه کن تو چشای خیس و تنهاییم؛ منم بی تو
تو اون آغوشی که تنها؛ پناه گریه ها بودی…
شبایی که من این زخمارو میشمردم؛ کجا بودی؟
هنوزم اون شبای گریه ی مستی رو یادم هست!
کجا موهاتو وا کردی؛ کجا بستی رو یادم هست!
تو حق داری اگه رفتی! اگه حرفامو یادت نیست…
ولی من اینکه گفتی عاشقم هستی رو؛ یادم هست:)
499
من این روزا خیلی عوض شدم
دیگه نمیتونم اعتماد کنم، دیگه هیچ حسی به هیچی ندارم، با اینکه هیچ کم و کاستی ندارم، اما یه غمی تو دلمه که نمیذاره خوشحال باشم؛ حوصله آدما رو ندارم، حوصله گوش دادن، حوصله حرف زدن، کلاً یه جوریم انگار! یه دقیقه عصبی میشم یه دقیقه بیخیالم، یه دقیقه غمگینم یه دقیقه شادم، این من الان دیگه نه چیزی خوشحالش میکنه نه ناراحت، بی حسم و به نظرم بیحسی بدترین درد دنیاست.
499
من وارد رابطه نمیشم چون اگه بویِ اون کسی که دوسش دارم و از ۱۰ کیلومتری حس کنم برمیگردم پیشش...
499
میرَوَم شایَد فَراموشَت کُنَم
با فَراموشی هَم آغوشَت کُنَم
میرَوَم از رَفتَنَم دِلشاد باش
از عَذابِ دیدَنَم آزاد باش
گَرچه تو تَنهاتَر از مَن میرَوی
آرِزو دارَم شَبی عاشِق شَوی
آرِزو دارَم بِفَهمی دَرد را
تَلخیِ بَرخوردهایِ سَرد را
499
عزیز مدتهای طولانیام
من این را فهمیدم که شما متعلق به من نیستی!
و من بی آنکه دیگر امیدی داشته باشم
بیشتر از همیشه دوستت خواهم داشت.
499
کاش میدونستی رفتنت چه داغی رو دلم گذاشت...
کاش میدونستی چطور دارم از دلتنگی میمیرم..
کاش میدونستی چه چیزایی رو بخاطرت تحمل کردم..
کاش میدونستی چقدر داغون شدم بعد تو..
کاش بودی..
کاش نمیرفتی..
کاش میومدی..
کاش دوسم داشتی..
499
چرا اونی که همیشه باید درک میکرد من بودم؟
چرا نگفتم گند زدید به زندگیم؟
چرا نگفتم حالم ازتون به هم میخوره؟
چقدر فشار آوردم به دهنم که جای فریاد، لبخند بزنه!
من تیکه پاره کردم شخصیت خودمو،
که احترامشون خط برنداره.
اونا بدهکار من شدن
و من پیش خودم ضمانتشونو کردم که
کار به تلافی نکشه!
من نتونستم ببخشم...
فقط خودمو زدم به فراموشی
اگه تسویه میکردم تسویه میشدم!
نکردم! ریختم تو خودم
انقدر ریختم توی خودم، که الان سه قلو بار دارم!
یه قُل غم، یه قُل نفرت، یه قل هیاهو..!
