cycleofmusic
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 cycleofmusic 的分析概览
频道 cycleofmusic (@cycleofmusic) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 12 799 名订阅者,在 音乐 类别中位列第 5 617,并在 伊朗 地区排名第 25 147 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 12 799 名订阅者。
根据 28 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -47,过去 24 小时变化为 -1,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 19.15%。内容发布后 24 小时内通常能获得 7.72% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 451 次浏览,首日通常累积 988 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 39。
- 主题关注点: 内容集中在 کس, #relaxingblues, another, nothing's, without 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین
@royaseyf
Donation:
6037
9971
4929
4952”
凭借高频更新(最新数据采集于 29 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 音乐 类别中的关键影响点。
12 799
订阅者
-124 小时
+17 天
-4730 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '269月 '26
九月 '26
+44
在2个频道中
八月 '26
+36
在3个频道中
Get PRO
七月 '26
+55
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+71
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+68
在6个频道中
Get PRO
一月 '26
+29
在4个频道中
Get PRO
十二月 '25
+244
在3个频道中
Get PRO
十一月 '25
+668
在3个频道中
Get PRO
十月 '25
+1 133
在7个频道中
Get PRO
九月 '25
+43
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+54
在4个频道中
Get PRO
七月 '25
+47
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+113
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+242
在12个频道中
Get PRO
四月 '25
+263
在4个频道中
Get PRO
三月 '25
+157
在7个频道中
Get PRO
二月 '25
+159
在9个频道中
Get PRO
一月 '25
+262
在9个频道中
Get PRO
十二月 '24
+395
在9个频道中
Get PRO
十一月 '24
+172
在8个频道中
Get PRO
十月 '24
+124
在7个频道中
Get PRO
九月 '24
+333
在4个频道中
Get PRO
八月 '24
+315
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+196
在4个频道中
Get PRO
六月 '24
+293
在7个频道中
Get PRO
五月 '24
+376
在10个频道中
Get PRO
四月 '24
+321
在11个频道中
Get PRO
三月 '24
+505
在11个频道中
Get PRO
二月 '24
+563
在8个频道中
Get PRO
一月 '24
+555
在5个频道中
Get PRO
十二月 '23
+863
在2个频道中
Get PRO
十一月 '23
+824
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+888
在1个频道中
Get PRO
九月 '23
+1 270
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+742
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+971
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+734
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+663
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+149
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+1 192
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 29 九月 | +3 | |||
| 28 九月 | 0 | |||
| 27 九月 | +1 | |||
| 26 九月 | +7 | |||
| 25 九月 | +2 | |||
| 24 九月 | 0 | |||
| 23 九月 | +3 | |||
| 22 九月 | +1 | |||
| 21 九月 | +2 | |||
| 20 九月 | +3 | |||
| 19 九月 | +1 | |||
| 18 九月 | +2 | |||
| 17 九月 | +1 | |||
| 16 九月 | +2 | |||
| 15 九月 | 0 | |||
| 14 九月 | +2 | |||
| 13 九月 | +1 | |||
| 12 九月 | 0 | |||
| 11 九月 | 0 | |||
| 10 九月 | +1 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | +3 | |||
| 07 九月 | +2 | |||
| 06 九月 | 0 | |||
| 05 九月 | 0 | |||
| 04 九月 | +2 | |||
| 03 九月 | +2 | |||
| 02 九月 | +3 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
سازِ شهریار وُ گریه سایه
داستان از این قراره که یه روز رفتم خونه شهریار دیدم بیدار نشسته. معمولاً هر وقت میرفتم خونه شهریار، اون خواب بود گفتم سلام شهریار جان! دیدم سرشو پایین انداخته و هیچی نمیگه... بعد یه مرتبه سرشو بلند کرد وُ به من گفت تو چرا هر روز میآیی اینجا؟ اگه جز شهریار هرکس دیگهای بود من پا میشدم و درو به هم میزدم و میرفتم... آخه من جایی نمیرم که کسی به من بگه چرا هر روز می آیی اینجا!
من با تعجب نگاش میکردم، پیش میاومد که با من شوخی کنه ولی انقدر قیافه تلخ و باید بگم وحشتی به خودش گرفته بود که معلوم بود شوخی نمیکنه. من فقط با تعجب نگاش میکردم... شروع کرد به داد و بیداد و گفت که: من مالک نیستم که تورو مباشرم کنم، وزیر نیستم که تورو معاونم کنم و از این چیزای مسخره دنیوی بهاصطلاح؛ من فقط حیرتزده نگاه میکردم که چهشه شهریار؟ خل شده... هی گفت، هی گفت... من به شما گفتهام اصلاً رفتن پیش شهریار برای من یک پناهگاه بود.
حالا توجه کنید که شهریار که به زعم من پناهگاه منه آن هم پناهگاهی که من از سالها پیش با شعرش آشنا هستم، عاشقانه شعرشو دوست دارم و خودشو هم دیدم که آدمیه فوقالعاده لطیف، فوق العاده مهربان و فوق العاده نیکخواه، داره با من اینطور برخورد میکنه! هیِ گفت وُ گفت وُ گفت... من میفهمیدم که چه بلایی دارد به سرم میآد، ظاهراً یک لحظه شهریار سرشو بلند کرد و دید که من زارزار دارم ساکت گریه میکنم. از اون گریهها...
من کاملاً حس میکردم که صورتم خیسه نمیدونید چه حالی داشتم... یه وادادگیِ عجیب، یه بیکسی مطلق، وای وای یک آدم غریب، یه آدم بیکس که اصلاً نمیفهمه که چرا اینجا اومده و اینجا نشسته! شهریار ظاهراً سرشو بلند کرد و دید که من دارم گریه میکنم... قورباغه رو دیدید که چطور میپره مثلاً دو متر میپره! واقعاً این آدم مردنی چطور پرید؟ از روی سفره پرید زانوهای منو گرفت؛ میلرزید واقعاً تمام تنش میلرزید حالا هی زانو و مچ پامو ماچ میکنه و میگه منو ببخش؛ تو که میدونی من دیوانهام.
حالا من دستمو میذارم به سینه شهریار و اونو پس میزنم و هی میگم: ولم کن شهریار، برو شهریار ـ دیگه شهریار جان هم نمیگم و فقط میگم شهریار!ظاهراً یه بار هم شهریار رو زیادی فشار دادم که طفلک افتاد اون ور. حالا خوب شد رو چراغ نیفتاد! بعد دیدم که شهریار رفت سر جاش و داره زار گریه میکنه.
بعد دوباره اومد منو بغل کرد و بوسید... و میگفت: تو که میدونی من دیوانهام منو ببخش. بعد دید نمیتونه منو آروم کنه رفت سر جاش نشست و سه تارو دستش گرفت شروع کرد به ساز زدن… شور زد، خوب یادمه!
دیگه صحبت موسیقی جلو اومده دیگه شما نمیدونید رابطه من با موسیقی چه جوریه، یه بحث دیگه است، شعر و همه چیز در برابر موسیقی از چشمم میافته. شهریار شروع کرد به ساز زدن و منم شروع کردم به آواز خوندن… یه آوازی که بغضِ جلوی صداتونو میگیره… «بگذار تا بگریم چون در ابر بهاران» غزل سعدی. او ساز زد و من آواز خوندم و بعد هم هین جوری ساکت نشستم. شهریار هم ساکت نشسته بود و فقط گریه میکرد و گاهی یک هق هقِ آرومی هم میکرد.
در حالی که من در هر حالتی زود میتونم به خودم مسلط بشم. رفتم خونه و خیلی هم دیر خوابم برد و صبح هم از خونه زدم بیرون. قصد داشتم دیگه پیش شهریار نرم اما شهر برام غریب بود… همه جا غریب بود.
به هرحال اون روز تا غروب تو خیابونا سرگردان راه رفتم، نمیدونم چی کار کردم... خلاصه شب که رفتم خونه، خالهام گفت که: آقای شهریار اومده در خونه.
خالهام گفت:آقای شهریار گفت که به سایه جانِ من بگید که اگه فردا نیاد، من میآم تو کوچه همین جا میشینم! (میخندد) صبح رفتم خونهش. خب منم دلم پَر میزد براش! اونم مثل این که گناهی کرده و خجالت میکشه سرشو پایین انداخت (ادای شهریار را در میآورد) بعد از چند لحظه گفت: دیروز نیامدید؟ (غش غش میخندد) نیامدید؟ هه! من نگاهی (از چشمان سایه بر میآید نگاه ملامتبار عتابآلود بوده) کردم و بعد گفت: یه شعر عرض کردم، معمولا میگفت یک غزل عرض کردم. اما این بار خیلی با شرمندگی گفت شعر عرض کردم. مثلا این که یه وسیله عذرخواهیه. گفتم بخون شهریار جان! تا گفتم شهریار جان فهمید که دیگه صفا شده...
همیشه با خودم فکر میکنم که چرا همون یه روز رو هم پیش شهریار نرفتم و بیخود اذیتش کردم... یا میبایست دیگه نمیرفتم و یا اگه میخواستم برم همون فرداش هم باید میرفتم، نه اون ... رو اذیت میکردم نه خودم تو خیابونا سرگردان میشدم...»
فرازی از کتابِ پیر پرنیان اندیش- در صحبتِ سایه که به شخصه از خوندش سیر نمیشم از بس که ابتهاج راویِ قهار وُ قابلیه...
#هوشنگ_ابتهاج
#شهریار
@cycleofmusic
| 2 | پس از حدود ۳ماه امشب یه پست آپلود کردم اینستاگرام؛ کامنتهاتون برای بازگشتِ پیج کمک بزرگیه. وقتِ چندانی ازتون نمیگیره اما برای من که حوصله تبلیغات به شیوههای مرسوم رو ندارم بسیار دلگرمکننده خواهد بود. امیدوارم مدیریت ملعونِ متا سلاحِ «فوکو» رو زمین بندازه و به سایکل بپیونده ⬇️
https://www.instagram.com/reel/Ddmj7TwoGqx/?stkn=MXZtbmV1YTM3Ymw2aA== | 372 |
| 3 | امروز را با این به آتش بکشید!
@FreebirdEchoes
E c h o e s | 2 417 |
| 4 | مروری بر آثارِ درخشان پراگرسیو (۱)
قطعه «باران اسیدی» از اَبَرآلبوم «برهوت»
استاد بهمن رجبی همیشه میگفت: «هنرمندی که تغییرات جهان را احساس نکند آثارش قبل از خودش میمیرد!» و حضرت «مریوژ دودا» و اعوانش این تغییرات را حس کرده، و نه فقط محتوا، که فرم را نیز بدان آمیختهاند. چه انتظاری از یک موسیقی ژانر پراگرسیو دارید که این قطعه برآورده نمیکند؟! چند گروه پراگرسیو راک در دنیا سراغ دارید که قطعهشان را با یک پترنِ پیچیدهیِ چهاردهتایی آغاز کنند که حتی موزیسن و موسیقیپژوه و موسیقیشناس را برای بازشناسیاش به دردسر بیاندازد؟! چطور میشود «هلاک» آن تغییر و تبدیل ریتم از پترن چهاردهتایی لَنگ به شانزدهتایی با آن تمبر وُ رنگآمیزی وُ لایهبندی و فضاسازی و پرسپکتیو صوتیِ متعاقبش نشد؟! ای عجب از موسیقیِ پراگرسیوی که از اروپایِ غربی نضج گرفت و در اروپایِ شرقی به «آخر» رسید!
#Riverside
#ProgressiveRock
@cycleofmusic | 2 638 |
| 5 | مروری بر آثار درخشان موسیقی پاپ ایران (۲)
اگر مخاطب جدی و حرفهای هنر موسیقی هستید و نحوه وُ نسقِ مغلوط خواندن معین شما را هم مثل من آزار میدهد، صدای او را نادیده/ناشنیده بگیرید و گوش تیز کنید که آن زیر چه معرکهای برپاست! در میان تولیدات رو به افول «پاپ پسا انقلابی!» یا دقیقتر بگویم «پاپ» در هجرت بیاغراق قطعهای حیرتآور است بس که همه چیزش به بهداشتیترین و بهترین شیوه سر جای خود قرار دارد. از یک قطعه «پاپ» انتظاراتِ «تورو تاکه میتسو»ئی نداشته باشید و شک نکنید که در حال گوش سپردن به یکی از درخشانترین تجربیات موسیقی پاپ ایرانی هستید. ترانهسرا و آهنگساز در کمالِ شگفتی حسن شماعیزاده است ولی کسی که این ترانه را از سرحداتِ یک پاپ معمولی و پیش پا افتاده فراتر برده بی شک «عبدی یمینی» است با ارنجمنت معرکه اش؛ کسی که از او تنظیمهای شنیدنی دیگری هم در موسیقی پاپمان سراغ داریم به شخصه شیفتهیِ کادانس و پایانبندی این قطعه هستم ولی شما هم بیایید و دیالکتیک دلچسب «گیتار» و «زهیها» را که توسط درامر فهيم و شیکنواز قطعه (روبرت نقلی که معمولاً هر جا دست به درام شده شاهکار آفریده است!) در ریتمی سیّال و تبدیلشونده مابین اسلو-راک و جز-والس نقطهگذاری میشود از دست ندهید.
پ.ن: زهینویسی پاپ این شکلیست جنابِ فؤاد حجازی! گاهی شعور وُ سلیقه بکار رفته در یک قطعه «پاپ» میتواند از سرهمبندیِ یک موسیقی به اصطلاح فاخر مثل زبالهجات صوتی برادران پورناظری بیشتر باشد و پربار...
@cycleofmusic | 2 493 |
| 6 | مروری بر آثارِ درخشانِ موسیقیِ پاپِ فارسی (۲)
در اتچمنت پس بخوانید...
@cycleofmusic | 2 213 |
| 7 | رفیقِ روزهایِ سخت، روزهای تنهایی، روزهای عاشقی، رفیقِ لحظات «میوزیکوفیل» که به قولِ «گیریش شامبو» در هر ضربه آرنج و اشاره چشمش یک دنیا تیزبینی و تئوری و درک و دریافتِ دقیق و درست نهفته است! رفاقت این حقیقیترین و معنادارترین شکل رابطهی انسانی...
کانالِ تلگرامی آزاده عزیزم ⬇️
@freebirdechoes | 2 263 |
| 8 | ۶ دقیقه است، ۶ دقیقه شگفتانگیز، ۶ دقیقه روایت بیوقفهی داستانی از تنش و رهایی، خویشتنداری و طغیان، حرکت و سکون، جملگی در قالب سولویی بی تقلا برای به رخ کشیدن سرعت یا تکنیک، چرا که اصرار بر این دو از دقیقه سوم شنونده را خسته و بیحوصله میکند و خوب دکمه Next از هر چیزی نزدیکتر است...
درست است که این قطعه از بهترینهای آقای مور نیست، اما برای من مقدس است. عاشقانهترین، پَرپریترین، و لطیفترین سولوی عمر اوست که یک قطعه معمولی را به شاهکاری بیبدیل تبدیل میکند.
این چیزی نیست که در پسزمینهٔ کارهای روزمره شما پخش شود، بگذاریدش برای وقتی که گوشش را داشتید و حواستان به جا و دورتان خلوت بود.
لطفاً.
@freebirdechoes
E c h o e s
#garymoore | 2 180 |
| 9 | چند روز پیش به دعوت دوستی به تالار وحدت رفتیم که ای کاش نمیرفتیم! این اصرارِ بیمارگون بر اجراهایِ رپرتوارهایِ جهانی، این سلّاخی نوبتیِ پارتیتورها، این عطشِ هِی اجرا پشتِ اجرا با تمپوهای سکندری خورده و فروپاشیِ سونورویته؛ مصداقِ این شوخی تلخِ رایج است که «این هفته باخ را کُشتیم حالا برویم سراغِ کُشتنِ بتهوون!»
@cycleofmusic | 2 304 |
| 10 | تو نه دوری تا انتظارت کشم
و نه نزدیکی تا دیدارت کنم
و نه از آنِ منی تا قلبم آرام گیرد
و نه من محروم از توام
تا فراموشت کنم
تو در میانهی همه چیزی...
#Airbag
@cycleofmusic | 2 729 |
| 11 | «کانت» در بند ۴۰ از نقدِ سوم؛ جایی که داره از «فهم مشترک» انسانی از منظرِ «غایتشناختی» سخن میگه دستوراتی رو برمیشماره که انقدر مهمان و همیشه به کار آدمی میان که گفتم بد نیست اینجا هم بذارم بویژه بهجهت اینکه نسبت معناداری هم با این فضایِ چندپارهی قطبیشدهیِ امروزِ جامعهی ایران برقرار میکنه که خودش هم داره باخودش میجنگه و انگار دیگه نمیتونه درکی از خودش به مثابهی یک «ملت» داشته باشه.
۱- با اندیشه خود اندیشیدن (دستور شیوه تفکر بری از پیشداوری)
۲- به جایِ هرکس دیگر اندیشیدن ( دستور شیوه تفکر وثیق و وسیع)
۳- همیشه هماهنگ با خود اندیشیدن (دستور شیوهی تفکر همساز)
#ArvoPart
@cycleofmusic | 2 720 |
| 12 | اما اون روزها که ترامپ میگفت پُلها رو میزنیم، پالایشگاهها رو میزنیم، شبکهبرق رو بمباران میکنیم، ظرفیت نهادی و لجستیکی رو ویران میکنیم. به عصرِ حجر برتون میگردونیم و از تکرارشون هم خسته نمیشد به شوخی میگفتم: این عصر حجر قشنگ زمین بازی امثال منه چون حس میکنم ساختار حسی- روانی و مهارتهام واسه همون دورهست متعلق به همون عصرم. 😅
....
امروز برای انجام کاری به مرکز شهر رفته بودم که چشمم به یه ساختمون فروریخته افتاد که از جنگ بهجا مونده بود و حال و هوای اونروزها برام تداعی شد. بعد با خودم گفتم جنگ به مثابهی یک "کلان روایت" انگار متعلق به جهانِ دیگری بود.اصلاً آدمی هم که تجربهاش میکرد هم انگار موجود دیگری بود! واقعاً چه خوب که گذشت و چه ترسناک که بعید نیست دوباره بیاید!
#NickCave
@cycleofmusic | 442 |
| 13 | رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی
خلافِ من که بگرفتهست دامن در مُغیلانم
"سعدی"
#BruceSoord
#CrossoverProg
@cycleofmusic | 4 210 |
| 14 | ♥️
از فراسوی شمال، از دل افسانههای سلتیک، از خود بهشت است این مرد.
نرمتر از پَر، پرخروشتر از حماسه و اندوهگینتر از مرور خاطرات کودکیِ از دست رفته است این قطعه.
شب!
#مارک_نافلر
E c h o e s
@freebirdechoes | 4 198 |
| 15 | از پس سالها تعلل و تردید، سرانجام امشب تصمیم بزرگ را گرفتم. از این لحظه به بعد شادی و حزن، خشم و ملال، و هیجانهای حاصل از شنیدنهایم را از طریق این کانال با شما تقسیم میکنم.
https://t.me/freebirdechoes
نامش را پژواکها گذاردهام، به افتخار Echoes پینک فلوید که انعکاس ضرباهنگ جانانهاش هنوز و تا ابد در نسوج کائنات باقیست.
منت نهاده و بپیوندید، لطفا و خواهشا. | 3 518 |
| 16 | حالِ ما معلومه؛ قرتیمسلکا رو دوست نداریم... اگه کسی واسه ما خبر بیاره که جایی با آشنایی دادی، یا هرجورش که بخوای اسمت رو با ما لحیم کنی سر وُ کارت با دشنهست.
#ایرج_ناظریان
#فیلمفارسی
@cycleofmusic | 12 |
| 17 | همزمان با شنیدنِ موسیقی فخیمِ چِلیستِ چیرهدستِ آرژانتینی «سباستین پلانو» و این دیالکتیکِ فزایندهیِ «امرِ زیبا» و «امرِ والا» داشتم به این فکر میکردم که رَوادارترینِ آدمها، احتمالاً ناامیدترینِ آنها نسبت به آدمیزاد است. یعنی تصویرِ انسان چنان در ذهنش سقوط کرده و چنان از او امید بریده که از هیچ گفتار و رفتارش متعجب نمیشود، برنمیآشوبد و در آهنگِ یکنواختِ مواجههاش با دیگران خللی وارد نمیکند.
#SebastinPlano
@cycleofmusic | 4 973 |
| 18 | سالِ ۲۰۱۵ که دانشمندان میخواستند برای اولینبار صدای فردی درگذشته را از روی دیانای او بازسازی کنند سراغِ نیچه رفتند. صدایِ بازسازیشده نیچه (که خود از ماندرینهای آلمانی بود) برخلاف تصور صدای یک فرد آلمانیِ رام وُ راهوار وُ آرام بود. همواره مسحورِ انتخابِ هوشمندانهی این دانشمندان بودهام که چه جمله تکاندهندهای را به کامپیوتر دادهاند تا بخواند:
«هنر نکردهای مرا یافتی. حالا ببین چطور از شرّم خلاص شوی» نمیشود از صدای او گریخت جملهاش در ذهن زنگ میزند و قرابت غریبی دارد با امروز وُ اکنون و اینجا و تصمیمی که بیهیچ تردید و تعللی گرفتهام تا فقط از شرّ چیزی خلاص شوم که روزی غایتِ مطلوبم بود!
میتوانید با یک سرچِ ساده در گوگل صدای بازسازی شده نیچه را بشنوید.
#LethianDream
@cycleofmusic | 5 073 |
| 19 | تفویضِ روح به سنتجانِ قمارباز!
برایِ اونهایی که بیدارند.
#TownesVanZandt
#DarkCountry
@cycleofmusic | 4 536 |
| 20 | چه رنجی کشیدهای از عادتت به من
به روحِ تنها وُ وحشیام
و به نامم که میرماند همه را
"پابلو نرودا"
#Ihlo
#ProgRock
@cycleofmusic | 5 488 |
