180
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
بعضی وقتا با بعضی از گروه های تلگرامی، شدیدا همذات پنداری میکنم. همون گروه هایی که، یه روز دیگه هیچکس توشون هیچ پیامی نمینویسه و چیزی فوروارد نمیکنه، همون گروه هایی که بعد چند وقت سکوت، زیر خروارها چنل و پیوی و ربات مدفون میشن و تنها نوتیفی که ممکنه ازشون بلند شه، اعلام لفت دادن ممبراست. یه تراژدی تماما مجازی.
مرسی که بعد از یه سال و خورده ای دوباره خودتو بهم یادآوری کردی ، از برگشتت خوشحالم.
کیک هویج های مامانم جوریِ که وقتی که میخوری نمیتونه حالت بد باشه ، یه جور مسکنه واقعا.
خوندن دوباره بعضی پیاما برام واقعا جذابه ، شاید اون آدم حتی دیگه کسی نباشه که یه زمانی تو زندگیم بود ولی بازم میشینم پیامامونو میخونم ، شاید حتی نشناسم کی بهم یه پیامو داده ولی بازم میشینم میخونم مثلا ناشناسارو.
غمگین بودن حس عجیبیه ولی عجیب تر از اون اینکه من دوسش دارم ، اونم دوسم داره چون هرروز بهم سر میزنه.
