180
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
من تا الان فکر میکردم استعدادم تو نقاشی و باریستاییه الان میبینم نویسنده داستان های کوتاه هم میتونم باشم آقا دم شما گرم
پارسا یه کمونیست افسرده بود که عضو ارتش چگوارا بود بعد از اعدام چگوارا نشسته بود تو خونه اش و سال ها از خونه اش بیرون نیومده بود
یه نویسنده دوره گرد در حال گشتن اسم کتابش تو خیابونای لندن زیر نم بارون و گرم کردن دستاش با یه فنجون چای
یه مجنون (دیوونه و روانی نه ها، مجنون) که خیلی زیباست و قابلیت طلسم کردن بقیه رو داره .شبیه یه ساحره شاید .
