180
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
اگه سیگاری بودم صددرصد الان داشتم سیگار میکشیدم و گریه میکردم ولی تنها کاری که الان دارم میکنم تلاش برای نمردنه.
تا یک دقیقه پیش
بدترین روز خوبی بود که داشتم
جاده -آهنگای قدیمی -ماشین عمه میترا
بیبیلی بادمجون - هفت خبیث - سلام کردن به کسی که وجود خارجی نداره و از خنده به اینور و اونور کوبیدن
علاوه بر اون معده درد گرفتن از خنده زیاد
ماکارانی و قرمه سبزی که طعم هرچی رو میدادن جز خودشون
در کل به قول عمه میترا این اکیپ باید بریم سیرک بزنیم.
یکی از بدترین اتفاقا اینکه توی جاده اشتراک وی پی انت تموم بشه.
پس از بدشانسی با من حرف نزنید.
کاش شنوایی یه گزینه میوت داشت ، اینطوری به جای ۲۴/۷ آهنگ گوش دادن ، سکوت گوش میدادم.
راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده
تنها پیوند من و تو دست مهربون باده..
باد کیه ؟!
ویژگی سمی من اینکه نمیدونم چطور کمک بخوام، فقط ناپدید میشم و وقتی حالم بهتر شد برمیگردم.
