180
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
دستفروش های مترو هم، موجودات جالبی هستنا. مثلا فرض بگیر که ساعتای آخر مترو، خسته و پاره ولو شدی روی نیمکت پلاستیکی و یهو یکی میاد میگه بادکنک طرحدار، هلکپتور پلاستیکی با دوام و چراغ قوه ی مخصوص غار نوردی نمیخوای؟ تازه کارتخوانم داره.
میشه انقدر نگید متوجه منظورم نشدید؟ من خودمم متوجه منظورم نشدم. فقط یه چیزی گفتم که مکالمه با سکوت زودرس تموم نشه.
آدمای هشت صبح موجودات عجیبین ، بعضیاشون خوشحالن و مشخصه انگیزه داشتن برای بیدار شدن ، بعضیاشون تو این دنیا نیستن و انگار یکی مثل عروسک انگشتی کنترلشون میکنه ، بعضیا تا صبح بیدار موندن و واسه امتحان خوندن.
ولی مثلا من جز هیچکدوم اینا نیستم.
اگه گاهی بهتون بطرز مضحکانه ای خیره میشم، به این معنا نیست که دارم نگاه بد میکنم. من اصلا شمارو نگاه نمیکنم. فقط چشمامو، یه جای تصادفی پارک کردم و خودم رفتم در قعر سرم تا با شیاطین ذهنیم، یه چایی قهوه ای چیزی بخورم.
