226
订阅者
无数据24 小时
+77 天
+730 天
数据加载中...
吸引订阅者
一月 '25
一月 '25
+10
在0个频道中
十二月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+10
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+16
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+199
在1个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 10 一月 | +1 | |||
| 09 一月 | 0 | |||
| 08 一月 | +3 | |||
| 07 一月 | 0 | |||
| 06 一月 | +3 | |||
| 05 一月 | +1 | |||
| 04 一月 | +1 | |||
| 03 一月 | +1 | |||
| 02 一月 | 0 | |||
| 01 一月 | 0 |
频道帖子
شاید امروز همان روزی که می خواستی نبود ،
و هیچ چیز ، به گونه ای که تو انتظار داشتی پیش نرفت ،
ولی روزهای خوب ، در راه اند …
قوی باش و مصمم تر از قبل ، برای حالِ خوب و آرزوهایت تلاش کن
و فراموش نکن که خدا همیشه در اوجِ سختی و مشکلات ، از راه می رسد و برایت معجزه می کند .
کمی تحمل کن
همه چیز درست خواهد شد …
| 2 | 没有文字... | 0 |
| 3 | این تِرک برای سنگین ترین جمعه ای که گذشت... 🌌 | 0 |
| 4 | به ناحق گرچه زارم کشت این بس خونبهای من
که بعد از کشتنم آهی برآمد از دل قاتل | 0 |
| 5 | Genre : #Progressive_Rock | 0 |
| 6 | اگه واقعاخوبه، مراقبش باش
اين زندگى كه من ميبينم،
دوباره شانس آشنايى بايه آدم خوب روبهت نميده.. | 0 |
| 7 | یونگ به طرزی ناراحت کننده عنوان کرد آنچه که ما نسبت به آن بی توجه هستیم یا آن را به لحاظ درونی انکار میکنیم ،به احتمال قوی به صورت سرنوشت بیرونی مان برای ما رخ می دهد.
جیمز هالیس | 0 |
| 8 | ما جوونیم.. | 0 |
| 9 | +1 Genre : #Post_Rock #Neoclassical #Ambient #Experimental | 0 |
| 10 | بی معنایی کمال زندگی را محدود می کند و در نتیجه مترادف بیماری است.
معنا باعث میشود بسیاری از چیزها و شاید همه چیز قابل تحمل شود.
یونگ | 0 |
| 11 | 没有文字... | 0 |
| 12 | حق با تو بود مامان،
همیشه در دسترس بودن، دل آدمارو میزنه. | 0 |
| 13 | لغت نامه دهخدا
گیر کردن. [ ک َدَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، به مانعی برخورد کردن. به سبب مانعی از حرکت بازایستادن. حرکت چیزی به سبب اصطکاک یا برخورد با مانعی کند و یا متوقف شدن.
- گیر کردن چیزی در جایی ؛ فروماندن وبیرون نیامدن چیزی در جائی ، همچون گیر کردن لقمه درگلو، گیر کردن سنگ در آبراهه. مثال : ته دیگ در گلوی حاجب الدوله گیر کرد و مرد.
- گیر کردن کار نزد کسی ؛ حل مشکل و انجام گرفتن آن به دست آن کس افتادن : کارم نزد فلان کس گیر کرده وانجام یافتن آن به دست او است. موکول به اقدام او است.
دچار مشکلی شدن. در مخمصه ای گیر کردن. ( یادداشت مؤلف ). عامه گویند: عجب گیر کردم. بند شدن. اتصال و پیوستگی یافتن. به مانع تصادم کردن.
- گیر کردن ناخن ؛ کنایه از بند شدن ناخن به چیزی یا جایی. ( از آنندراج ) ( بهار عجم ) ( ناظم الاطباء ) :
هیچ جا ناخن من گیر نکرده ست چو گل
مگر از دست تو در سینه من گیر کند.
طغرا ( از بهار عجم ).
|| بمجاز، عاشق و دلباخته شدن.
- گلو پیش کسی گیر کردن ؛ خواستار و فریفته و شیفته آن کس شدن : حاجب الدوله گلویش پیش فلان گیر کرده ؛ طالب و خواستار او است. | 0 |
| 14 | +2 Genre : #Dream_Pop
#Indie_Pop #Slowcore | 0 |
| 15 | حق با تو بود مامان،
همیشه در دسترس بودن، دل آدمارو میزنه. | 0 |
| 16 | این دی ماه خیلی عجیبه | 0 |
| 17 | برای اینکه حرفمان تأثیر مثبت بر مخاطب داشته باشد باید از دل سلیم جاری شود، دل سلیم همان جاییست که بغض و کینه و حسادت و بدخواهی و غرضورزی و جهالت وجود ندارد.
از دل سلیم اگر بر کافر ناسزا بگویی مؤمن شود... | 0 |
| 18 | 没有文字... | 0 |
| 19 | زن سالم شباهت زیادی با گرگ دارد،
قوی،استوار،سرشار از نیروی زندگی،
حیات بخش،واقف به قلمرو خویش،
ابداع گر،وفادار،پر جنب وجوش و فعال… | 0 |
| 20 | +4 دلم میخواد گریه کنم.mp3 | 0 |
