1 526
订阅者
-524 小时
+117 天
+19230 天
帖子存档
1 520
واقعیت اینه که
هیچی فراموش نشده؛ زمان چیزی رو حل نکرده؛ آدمای جدید نتونستن جایگزین قبلیا بشن؛ یکی بهترش نیومده و دیگه نتونستی اون حسارو تجربه کنی دوباره؛ زخمات هیچوقت خوب نشده بودن فقط بهشون عادت کرده بودی؛ کارمایی وجود نداشته و دنیا بیحسابتر از حد تصورت بوده؛ روزای خوبتم بچگیات جا گذاشتی.
واقعیت اینه که تو هیچوقت خوب نشده بودی فقط کم کم داشتی به دنیا و زشتیاش عادت میکردی؛ به پروسهی زشت و بیرحم زندگی تو بزرگسالی.
1 520
«عزیزِ من، تو دیر نکردهای؛ تو برای بهدستآوردن چیزهایی تلاش میکنی که مردم سرزمینهای دیگر، از بدو تولد آنها را دارند.»
