Joie de vivre
前往频道在 Telegram
We don't read and write poetry because it's cute.We read and write poetry because we are members of the human race.And the human race is filled with passion. #زن_زندگی_آزادی @HediesBot Playlist: https://t.me/musicisoutoflabirnth
显示更多未指定国家未指定类别
221
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-930 天
帖子存档
Repost from متناقضنما
اینروزها اکسپلور اینستاگرامم پر شده از ویدیوهایی که دخترهاوپسرهای همسنوسال خودم، لباس تیم ملی کشورشان را پوشیدند و با پوشش دلخواه، آزادانه میرقصند و آواز میخوانند و منتظرند تا بازی تیمشان را در استادیوم و از نزدیک ببینند. علاقهی من به فوتبال در دبستان شکل گرفت. کمرنگ شد، اما هیچوقت تمام نشد. جامجهانی ۲۰۱۸ شاید اوج علاقهم بود. موقعی که بچهتر بودم، موقعی که جامعه انقدر چندقطبی نشده بود و موقعی که شاید کمتر بوی گند سیاست همهچیز را فرا گرفته بود. یادم میآید که چقدر هیجان داشتم. اکنون اما هرچه به شروع مسابقات نزدیک میشویم؛ غمگینتر میشوم. فکر میکنم علاقهمند بودن به فوتبال و احساس تعلق به تیم ملی یکی از سطحیترین چیزها در تمام دنیاست. اما شما آن را هم از ما گرفتهاید. مثل بقیهی چیزها. ما واقعا چه کسی هستیم؟ نمیدانیم. آیا کسانی که آنجا با نام کشور ما بازی میکنند، واقعا تیمِ ما مردم هستند؟ نمیدانیم. آنهایی که از مردم گفتند از لیست خط خوردند. پس اینها که دارند به نام ما و کشور ما بازی میکنند چهکسانی هستند؟ ما از شما خشمگینیم و شما از ما خشمگینید. ما را خائن و وطنفروش خطاب میکنید. میپرسید چرا ماهم نمیتوانیم شبیه تمام مردم عادی دنیا، برای بردوباخت تیم ملیمان اضطراب داشته باشیم؟ میپرسید چرا احساس تعلق نداریم؟ پاسخش از روز هم روشنتر است. چون شما نخواستید ما احساس تعلق داشته باشیم. شما ما را نشنیدید. شما ما را ندیدید. ما را له کردید و حالا حتی نمیتوانیم برای مسئلهی بدیهیای مانند فوتبال، هیجان داشته باشیم. شما احساسات ما را سلاخی کردید. و الان برای همهچیز دیر شده. برای باز کردن درب استادیوم به روی زنان دیر شده. برای عذرخواهی و جبران دیر شده. ما دیگر کودکان و نوجوانانی نیستیم که هنوز هم رویاهای رنگی داشته باشند. هنوز هم فارغ از تمام اتفاقات، بتوانند احساس غرور ملی خودشان را حفظ کنند. شرمنده، ما دیگر حتی چیزی را احساس نمیکنیم که بتوانیم احساس غرور ملی داشته باشیم. شما خواستید ما اینگونه باشیم.
