Notre espace
前往频道在 Telegram
فضای ما. ما اینجا مطالب مرتبط به تئاتر و سینما و موسیقی و نقاشی و حتی حرفهای روزمرهمون رو، با شما به اشتراک میذاریم. کانال همسرایان: @HamSoraayaan ارتباط: @Talk_to_Chakavak_bot
显示更多617
订阅者
无数据24 小时
-27 天
+530 天
帖子存档
617
راستی برای امشب هنوز جا هست مخصوصا بالکن دو و سه که قیمتش بهتره.
احتمالا بهتره از کار خودمون تعریف نکنم و «مشک آن است که خود ببوید» اما واقعا پیشنهاد میکنم به خودتون این تجربهی شگفتانگیز موسیقی دراماتیک و احساسیِ جوزپه وردی رو هدیه بدید. هرچند که گرون شده اما پولِ دوبار غذای بیرون نخوردن و کافه نرفتنه... به نظر من که ارزشش رو داره. این حرف رو قبلا هم برای اجراهای دیگهی تئاتر و موسیقی کلاسیک زدم. فکر نکنم تمدید بشیم و امشب آخرین شبه.
لینک خرید.
617
همه از اجرای اردیبهشتِ وردی بودن(به جز سمت چپی که برای تولدم بود) و جلویی که تازهست از اجرای دیشب. نگهشون داشتم که ذوقم یادم نره و این روند برام عادی نشه.
617
Repost from دوزخ امّا سرد
در دوران معاصر، یک بازه در سالهای ۵۶/۵۷ و یک بازه از ده سال اخیر تاکنون، عباراتی چون «اینا (حاکمان) برن سگ جاش بیاد (بهتره)» شنیده شده.
جالب است که سنّت فوق، در شاهنامه نیز نمود دارد، چنانکه در داستان نبرد فریدون با ضحّاک میخوانیم (خالقی، سخن، ج۱، ص۴۶):
«خروشی برآمد از آتشکده
که: بر تخت اگر شاه باشد دَده
همه پیر و بُرناش فرمان بَریم
یکایک ز گفتار او نگذریم
نخواهیم بر گاه، ضحّاک را
مَر آن اَژدَهاخیمِ ناپاک را»
617
آب خوابگاهمون قطع شده و میگن هرشب از ۹ تا ۸ صبح همین روال خواهد بود! باقی ساکنین تهران هم همچین چیزی شنیدن یا فقط منطقه ما اینجوری شده؟!
617
قبل از رفتن به مشهد تقریبا تمام این سه ماهِ بعد از جنگ و بعد از برگشتن از مشهد تا الان، هرروزم از ۹ صبح تا ۱۰ شب بیرون از خوابگاه و توی بدو بدو میگذره. از تمرین موسیقی به نمایشنامهخوانی و بعد به تمرین گروه تئاترمون، از دانشگاه به فلان نشست و بعد کرج تمرینهای موسیقی دانشگاه هنر، انجام دادن کارای دانشگاه توی مترو و خلاصه هرلحظه درگیری جسمی و روانی. البته که دلنشین و دوستداشتنیه و مسیریه که خودم انتخاب کردم اما بیشترین درگیری ذهنیم اینکه آیا واقعا دارم پیشرفت میکنم؟ آیا واقعا صدمو میذارم؟ آیا بعداً از اینکه ۲۰ سالگیم رو توی بدو بدو و مخصوصا توی شهر دیگهای گذروندم پشیمون خواهم شد؟ این پیام باشه یادگاری تا سه سال دیگه برگردم و جوابِ توبای الان رو بدم. از اینجور کارا همیشه خوشم میاومده. قبلا نامه مینوشتم برای توبای آینده و الان اینجا مینویسم.
617
°
داشتم رکوییم وردی رو تمرین میکردم که یهو رضوانا، هماتاقیم، گفت دارم ازت ویدیو میگیرم ادامه بده. Nr.5. Agnus Dei.
°
خستگی صدا رو در نظر بگیرید بعد از یک روزِ طولانیِ کلاسهای سنگین تئوری دانشگاه.
617
نسخه درستی پیدا نکردم بیشتر توی اینستاگرامم میومد. اوج سوزناکش زمانی بود که با عکسهای مهسا امینی ویدیو درست میکردن...
اولی نسخه اصلیه و دومی ادیت اینستاگرام.
@NotreEspace
617
+2
تقریبا هیچوقت وسطِ روز نمیاد کنارم لم بده. همین امروز که دارم برمیگردم این کارو کرد برای چندین بار تا خوب عذابِ جدایی رو بیشتر کنه :(
617
+3
An Actor's Revenge/
Revenge of a Kabuki Actor
(1963) انتقام بازیگر
کارگردان: کُن ایچیکاوا، Kon Ichikawa.
⭐️⭐️⭐️
فیلم خوبی بود ولی بیشتر از اون، تجربهی خوبی بود. نماهای کلوزآپِ زیاد، پرداختن به زندگی و انتقامجوییِ یک بازیگر کابوکی، زنپوشی، پرداختن به زندگی دزدها و مردم طبقه پایین جامعه جالب بود مخصوصا اینکه بعضی پسزمینهها در تاریکی محو میشدن باعث میشد شک کنم نکنه همهش نمایشه؟ با همهی اینها به نظرم ضعف فضاسازی داشت. اتمسفرِ کار به حد خیلی خوبِ کوایدان، آگوتسو و بعضی آثار کوروساوا درنیومده بود.
