ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

‌ ‌ ‌ ‌dəsoxyn

‌ ‌ ‌ ‌dəsoxyn

前往频道在 Telegram

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ smōkes on yo̸ur body͡ 🚷 ; #69

显示更多
200
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
1474? فور کنید فور میکنم.

Repost from blue blood<3
ما هزار بار از هم خداحافظی کردیم و هزار و یک بار دل نکندیم.

بیاین فور کنید پستی که وایبه دیلیتونه رو فور کنم.

فور کنید پست مودمو ازتون فور‌ بزنم .

920? پست فیومو فورمیکنم.

فور کنید پست فیومو فور بزنم .

Repost from Heartless.
فور کنید پست فیومو فور کنم .

ای کاش نگاهت تا همیشه برای من بود؛

_______
_______

Repost from чужой.
1255 ?! فور کنید زیرش عدد بزارین ، پروموت میکنم یکی دو ساعت بمونه .

فور کنید یکی از جذاب‌ترین تکست یا سناریو ای که نوشتین رو فور بزنم. چنلای فیوم جوین بشم. ظرفیت : 25

Repost from 灰色月亮
1550? فور‌کنید‌فور‌میکنم‌ازتون.

Repost from 月
970? فور‌بزنید‌ازین‌طلسم‌دربیایم‌؛‌پست‌فیوم‌فور میزنم‌و‌رند‌میکنم‌‌.

Repost from 𝟧𝟤𝟪𝟢'
بیاین فور کنید دیلیای فیوم رو رند کنم.

همه چیز مفیدتر شده.

Repost from کتابخونه
مفید شدن بعد از کات کردن مثل بهبودی از اعتیاد هست، محققان این مسئله را با نگاه به اسکن مغزی کسانی که قلبشان شکسته بود دریافتن
مفید شدن بعد از کات کردن مثل بهبودی از اعتیاد هست، محققان این مسئله را با نگاه به اسکن مغزی کسانی که قلبشان شکسته بود دریافتند. | منبع #دانستنی 💙@Blue_library

11 Scared of the Dark.mp33.61 MB

قرمز رنگ و داغ،زنده و پیکارگر،توی رگ هام جریان داره.هنوز زنده ام،هنوز نفس می‌کشم،هنوز هم زمین نخوردم. من از لا‌به‌لای شیشه خورده هایی بیرون اومدم که تمام تنت رو تیکه تیکه می‌کرد. من از ژرفای لجن‌زاری بیرون اومدم که کثافت نفس هاتو ازت می‌گرفت،چشم هاتو می‌پوشوند و تمام تنت رو به کثافت می‌کشید. من با تنی برهنه از بین شعله های سوزان اتش بیرون خزیدم،شعله هایی که زندگی‌تو می‌سوزوندن و از تمام رویاهات کوهی از خاکستر می‌ساختن‌. من تنِ یخ زده‌مو از سرمای سوزانِ اون زمستون لعنتی بیرون کشیدم. زخم ها دیگه دردی ندارن،کثافت و سیاهی دیگه غریب نیست،سوختنِ تمامِ ساخته هام دیگه زجراور نیستن،یخ قلب و احساسم و سردی وجودم دیگه گرم نشد.. منو تهدید می‌کنی؟خودتو وسیله ای برای نابود کردن و ازار من می‌دونی؟اشتباه میکنی،خیلی خیلی سخت.امثال تو برای من تکرارِ خاطراتن.

قرمز و رنگ و داغ،زنده و پیکارگر،توی رگ هام جریان داره.هنوز زنده ام،هنوز نفس می‌کشم،هنوز هم زمین نخوردم. من از لا‌به‌لای شیشه خورده هایی بیرون اومدم که تمام تنت رو تیکه تیکه می‌کرد. من از ژرفای لجن‌زاری بیرون اومدم که کثافت نفس هاتو ازت می‌گرفت،چشم هاتو می‌پوشوند و تمام تنت رو به کثافت می‌کشید. من با تنی برهنه از بین شعله های سوزان اتش بیرون خزیدم،شعله هایی که زندگی‌تو می‌سوزوندن و از تمام رویاهات کوهی از خاکستر می‌ساختن‌. من تنِ یخ زده‌مو از سرمای سوزانِ اون زمستون لعنتی بیرون کشیدم. زخم ها دیگه دردی ندارن،کثافت و سیاهی دیگه غریب نیست،سوختنِ تمامِ ساخته هام دیگه زجراور نیستن،یخ قلب و احساسم و سردی وجودم دیگه گرم نشد.. منو تهدید می‌کنی؟خودتو وسیله ای برای نابود کردن و ازار من می‌دونی؟اشتباه میکنی،خیلی خیلی سخت.امثال تو برای من تکرارِ خاطراتن.