𝐵𝑙𝑢𝑒 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚
前往频道在 Telegram
ׄ ֶָ֢ ׂ𝐶𝒶𝓃 𝑦𝑜𝑢 𝑙ℴℴ𝑘 𝑎𝓉 𝓂ℯ ? 𝐶𝓊𝑧 𝐼 𝒶𝓂 ℬ𝑙𝑢𝑒 & 𝐺𝑟𝑒𝑦ִ ֶָ֢ ִׂ 🦋 ๋ ֶָ֢ ׂ 你是那些假装根本看不到你的人的榜样,相信我! https://t.me/TeleCommentsBot?start=sc-345331-o64RFFl :ناشناسم
显示更多410
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
410
Repost from N/a
یه وقتایی شده که واقعا حالم بد بوده.
که واقعا هیشکی پیشم نبوده.
که واقعا هیشکی منو نفهمیده.
میدونی اون وقتا چه اتفاقی افتاده؟
خودمو بغل کردم!
گذاشتم تا میتونه تو بغلم گریه کنه، حرفاشو بزنه ، پایه تک تک حرفاش بشینم.
دقیقا اون تایما بهم ثابت شد من فقط خودمو دارم.
410
من وقتی پیشتم ، تو صحبت میکنیو منتو چشمات نگاه میکنمو لبخند میزنم..
میخوام دستاتو بگیرمولی میترسم
اگه پسم بزنی چی؟!
اگه همین قدر داشتنتو از دست بدم چی؟
من همیشه ترس از دست دادنتو دارم چرا نمیفهمی ..آره من اینقدر در برابرت بی دفاعم که ترس از دست دادن چیزیو دارم که مال من نیست
ولی حالا اینجام..
گوشه اتاق نشستم مثل همیشه صدای موسیقی رو بالا میبرم و به یه نقطه خیرم و تو..
تو خیالات منی ..همون قدر زنده..همون قدر قابل لمس..
دستاتو محکممیگیرم..اونا دیگه مال منن..
و با لبخندی اشکم راه خودشو روی گونه هام پیدا میکنه..
آیا بغلم میکنی؟اگه داشتم می افتادم منو میگیری؟
همیشه این سوالا تو سرم میپیچه عزیزم؛ تو بیداری و حتی تو خواب...آیا الان بیداری ؟..آیا اصلا در شبانه روز هایت به منفکر میکنی؟..
صدامو میشنوی؟..صدای درونمو میگم..آخه اون همیشه تو تنهاییاش باهات حرف میزنه...
خیال تو همه جا با منه ؛چه باشی چه نباشی بخشی از تو همیشه با منه..اصلا دیگه منی از من اونجا وجود داره عزیزم؟جوابمو بده عزیزم!.. چطور کل وجودمو از آن خودت کردی که حتی نفهمیدم کِی همه اینا اتفاق افتاد و از کِی شروع شد..؟
همیشه کلی حرف برای گفتن دارم اما تا بهت میرسم تنها کاری که بلدمنگاه کردنته...بعضی وقتا ناراحتممیکنی و میخوامسرت دادبزنم اما چرا تا چشام به چشات میوفته همه چیو فراموش میکنم..آیا من هیپنوتیزمت شدم عزیزم؟..چقدر حرف زدن از احساسات سخته..همیشه برام سخت بوده ولی حالا در برابرت سخت تره..سخت تر از هر کسی..ولی تو با لبخند نگام میکنیو منتظر حرفامی..
کم لبخند میزنی ولی وقتی که میزنی دلم میخواد هر چی تو دنیا دارمو بدم تا زمان بایسته تا بیشتر داشته باشمش..
صدای تپش قلبم...میشنویش؟..میخوای گوشش بدی ملودی خود ساختتو؟..
عجیبه چون فکر میکردم دیگه چیزیو حس نمیکنم ..اما وقتی چشاتو دیدم تموم معادلات قلب یخ زدم بهم ریخت ..به راستی که تو کیستی رویای آبی من..(:
410
هنگامی که انسان برای بار نخست با رنگ آبی روبرو شد، آن را بسیار نادر و کمیاب دانست. زیرا آبی، رنگی بود متعلق به آسمان و نه زمین و دنیای وحش؛ آسمانی که از نظر آنها قطعهای از بهشت بود. از همین رو، آبی رنگی شد تداعیگرِ بهشت.
کلمهی «Blue» از ریشهی کلمهای در زبان انگلیسی کهن به معنای سودازدگی یا حزن، حس و حال غم، نومیدی و پژمردگیست که فرهنگ ریشهشناسی من نوشته اولین بار در سال ۱۵۵۵ به کار رفته.
ترکیبی از بهشت و غم و پژمردگی، آبی را به وجود میآورند.
