163
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-130 天
帖子存档
163
به فرمهای مختلفی فکر میکنم که میتوسنتم در این ۲۱ سال بهش تبدیل بشم. به مسیرهای متفاوتی که میتونستم در اونها قدم بردارم مسیرهای زیباتر یا هیجان انگیزتر شاید به فرم یک پروانه در میومدم و شاید بال زدنم میتونست طوفان ایجاد کنه اما بالهام هنوز بسته است و زیاد امیدی به پرواز ندارم اما هنوز هم از پنجره به بیرون نگاه میکنم و هنوز در فرمی هستم که کمی امید داره. نمیدونم تبدیل به چه چیزی شدم و خواهم شد تنها چیزی که میدونم اینا که دلم میخواد خوشحالم باشم، دلم میخواد حتی اگر نتونم آزاد باشم بتونم خوشحال باشم، حتی اگر خوشحالی بدون آزادی معنایی نداره. میخوام به فرمی تبدیل بشم که پیچیده و زیبا و پر باشه، بتونم خلق کنم بتونم برقصم، بنویسم و هر صبح بخوام که از خواب بیدار بشم، برای دلیلی، هدفی، حتی اگر اون دلیل و هدف باز کردن زنجیرها و رها شدن باشه.
163
Repost from جایی که کتابها صحبت میکنن.
تصور میکردم همهی کسانی را که دوست دارم در یک لحظه از دست خواهم داد و همهی کسانی که میشناسم و دوست دارم (از جمله خودم) را در خطر و رنج میدیدم و درنهایت مرگ آنها جلوی چشمم میآمد. کوچکترین نشانهای را به حساب بدتر شدن اوضاع میگذاشتم؛ مهم نبود که برایم ثابت شده بود اضطراب اصلاً در پیشبینی یا جلوگیری از اتفاقات بد کارآمد نیست. اضطراب دارویی اعتیادآور است و با فهمیدن اینکه وقایع بد واقعاً اتفاق میافتند و هیچکاری از دست شما برنمیآید، قدرتمندتر میشود.
-صفحه ۱۴۱-
