گورگ و بچههاش
关闭频道
1 623
订阅者
无数据24 小时
-57 天
+8530 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+130
在0个频道中
六月 '26
+24
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+17
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+25
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+9
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+38
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+24
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+61
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+28
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+144
在6个频道中
Get PRO
五月 '25
+133
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+140
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+211
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+186
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+116
在3个频道中
Get PRO
十二月 '24
+46
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+71
在6个频道中
Get PRO
十月 '24
+73
在4个频道中
Get PRO
九月 '24
+55
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+149
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+71
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+174
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+167
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+230
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+246
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+233
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+633
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+414
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+268
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+38
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+188
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+118
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+61
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+64
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+70
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+67
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+315
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+192
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+25
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+768
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 31 七月 | 0 | |||
| 30 七月 | +1 | |||
| 29 七月 | 0 | |||
| 28 七月 | +2 | |||
| 27 七月 | 0 | |||
| 26 七月 | +1 | |||
| 25 七月 | +1 | |||
| 24 七月 | 0 | |||
| 23 七月 | 0 | |||
| 22 七月 | +1 | |||
| 21 七月 | 0 | |||
| 20 七月 | +7 | |||
| 19 七月 | 0 | |||
| 18 七月 | +1 | |||
| 17 七月 | +3 | |||
| 16 七月 | 0 | |||
| 15 七月 | 0 | |||
| 14 七月 | 0 | |||
| 13 七月 | +1 | |||
| 12 七月 | +7 | |||
| 11 七月 | +3 | |||
| 10 七月 | 0 | |||
| 09 七月 | +1 | |||
| 08 七月 | +1 | |||
| 07 七月 | 0 | |||
| 06 七月 | +90 | |||
| 05 七月 | 0 | |||
| 04 七月 | +10 | |||
| 03 七月 | 0 | |||
| 02 七月 | 0 | |||
| 01 七月 | 0 |
频道帖子
| 2 | هول هولکی درستش کردم که آخرین وسایلمم پاک کنم؛ خداحافظ سرخرود زیبا:( قول میدم سال بعد برگردم | 272 |
| 3 | 没有文字... | 272 |
| 4 | https://youtu.be/X1SO9nQFMds?si=OYqaAVTP4mNLpQ4i
چقدر دلم خنک شد | 304 |
| 5 | 没有文字... | 364 |
| 6 | چه خوبهه | 396 |
| 7 | سلام با این چلنج جدیده =) | 400 |
| 8 | تجربیات ماورایی دکترها و پرستارها
https://www.instagram.com/p/Dba-2UODSUo/?img_index=2&igsh=MXZ2ZmF5MTk3dnFlYw== | 389 |
| 9 | بچهها وپنی که جمنای باز کنه جایی دارید بفروشه
(حمید گفت فروششون بستهست) | 234 |
| 10 | این اتفاقی بود که دیشب برام افتاد.از ترس یخ زده بودم(توی اون گرما) | 228 |
| 11 | ازتون می خوام این موقعیت رو تصور کنین. فرض کن چشم باز میکنی و خودت رو توی خونهتون میبینی، فضا گرفتهس و یه حس سنگینی بهت میده. میری تا خانوادهت رو پیدا کنی.
کمکم متوجه اطرافت میشی، همهچیز انگار یه نسخهی باگخورده و دفرمه از دنیاست. بالاخره خانوادهت رو توی حیاط پیدا میکنی، هیچ چیزشون عادی نیست، انگار بدنهاشون دچار یهجور نقص و آسیب شد. اوناهم انگار یه نسخهی دفرمه از خودشون هستن. همون لحظه متوجه میشی:
۱. جایی که هستی دنیای واقعی نیست
۲.باید فرار کنی
۳.اونا ازت متنفرن چون میگن بعد از رفتن تو، یه اتفاق وحشتناک براشون افتاده که باعث شده این شکلی بشن.
۴. اونجا برات امن نیست
سعی میکنی خواهرت رو پیدا کنی (چون توی زمانی که اینجا بودی متوجه شدی تنها کسی که باگ کمتری داره و بیشتر شبیه خود واقعیشه، خواهرته، اون باهات دوست شده)
دنبالش میگردی و میبینی برادر کوچیکترت رو بغل کرده، اما فقط تو لبخند برادرت رو میبینی که طوری کش اومده که انگار از این گوش تا اون گوشش کشیده شده و دندونهای تیز و عجیبوغریبش دهنش رو پر کرده.
تو جیغ میزدی تا به خواهرت_ یا اون نسخه از خواهرت_ هشدار بدی اما صدات توی صدای جیغهای برادرت گم میشه چون اون حالا داره بلند گریه میکنه. با خودت فکر میکنی اگه اونا فهمیدن که تو میدونی که اینجا دنیای واقعی نیست، درخطری.
شروع میکنی به فرار کردن اما کجا میخوای بری؟ اینطوری نیست که یه دروازه یا حفرهی خرگوش برات وجود داشته باشه که بپری توش و از اون دنیا خارج شی، همهچیزش مثل دنیای معمولیه اما همزمان هم نیست.
بابات بهت نزدیک میشه و میگه بیا تا راه خروج رو بهت نشون بدم.
تورو میبره توی یه اتاق نمور و تاریک و میگه: اگه از این دیوار رد بشی میتونی برگردی به دنیای خودت. فقط قبلش، بابا بزرگ و مامان بزرگت رو دیدی؟
بعد سریع یه پارچه رو از رو دوتا جسم کوچیک برمیداره و تو با شوکهکننده ترین صحنهی عمرت روبهرو میشی، دوتا بالاتنه که مال پدر بزرگ و مادربزرگته،. فقط سر دارن، بدون دست و پا. اونا دارن از خودشون صداهای عجیبی درمیارن و با بدن ترسناکشون تکون میخورن.
تو شروع میکنی به جیغ زدن، اونقدر که از خواب بیدار میشی. بهو یه سر بریده از تو تاریکی اتاق پرت میشه سمتت و صدای اون چیزی که شبیه بابات بود میاد: "راستی ما فهمیدیم که چرا فلانی (دوست دوران بچگیت) خودش رو کشت." چیزی که پرت کرده سمتت سر اون شخصه که پوسیده و درحال فاسد شدنه.
بدنت از شوک شروع به لرزیدن میکنه و حس میکنی داری سکته میکنی.
و باز از خواب میپری | 234 |
| 12 | درخواست خودت بود دیگه | 2 |
| 13 | 没有文字... | 454 |
| 14 | آخرین باری که غذا خوردم دوتا تیکه از این بود | 476 |
| 15 | 语音消息 | 497 |
| 16 | 没有文字... | 496 |
| 17 | خوابش رو برام تعریف کرد و من قراره نقاشیش کنم | 478 |
| 18 | قبلا سر هرچیزی که ناراحتم میکرد قشقرق بهپا میکردم و تهش یا طرف عذرخواهی میکرد یا من متوجه میشدم که اشتباه قضاوت کردم و عذرخواهی میکردم. الان نهایت کاری که میکنم بلاک/ قطعرابطهس؛ بدون توضیح، بدون بحث، بدون هیچ حرفی. احساس میکنم "واقعا" از آدمها ناامیدم | 550 |
| 19 | نینی های گربمه:') | 546 |
| 20 | از یک جا پرمیوم تلگرام خریدم به شدت پاچه پاره و دهن دریدهان. به محض این که تحویلم داد آیدیشون رو میذارم که اصلا ازشون خرید نکنید. | 515 |
