به هایشیا، بایگانی جنوبی.
前往频道在 Telegram
1 353
订阅者
+424 小时
-87 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from یادداشت..
بیا آغوش را کشف کنیم
در اولین نگاه
دستها آیا راه رسیدن به هم را بلد خواهند بود؟
حسین جهانبخشی
Repost from ⋆ִֶָ𓏲࣪ꪫ𝑁𝐴𝑅𝐶𝐼𝑆_𝐴𝑅𝑇ִֶָ🎪⛧
و در یک روز سرد پاییزی، با دلی آکنده از دلتنگی، بوم قدیمی عزیزش را از زیر غبار روزگار نجات داد.
#Moments_of_creation ☆
Repost from «قلمگاه»
من همسفر میخوام. کسی که حال بدم و علتش رو متوجه بشه و درک کنه، کسی که فقط به فکر خودش نباشه و من رو ببینه. کسی که بتونم دستش رو بگیرم و با خیال راحت و حال خوب، زندگی کنم و مطمئن باشم توی روزهای سخت، بازهم کنارمه.
روزهای زیادی رو زندگی کردم. بیهدف، بیحوصله، بیاهمیت، اما زندگی کردم. کتابهای زیادی خوندم، خوراکیهای زیادی خوردم، موسیقیهای زیادی رو گوش دادم، و فیلمها و سریالهای زیادی رو نکاه کردم. توی طبیعت گشتم و سفر کردم، گریه کردم و لبخند زدم و حتی گاهی از خوشحالی توی جام پریدم. هرطوری که بود، به هر روشی؛ “زندگی کردن” رو تجربه کردم و از این بابت به خودم افتخار میکنم. 🍁🤩
ببخشید تا من پست اماده میکنم، میشه شما برید آپدیت تیکتاک رو چک کنید؟
منم خیلی وقته به هایشیا پیوستم ( از همون لحظه ای که هایان های شیا رو از دست داد )
https://t.me/pinescloud/66407
اجازه بدید...
بنده الان اپیزود دوم این شاهکار هستم و ... فکر کنم منم الان بخوام به های شیا به پیوندم و جسارتا دارم مثل سگ گریه میکنم
سلام پسته ی خوشگلم
امیدوارم حالت خوب باشه عزیزدلم ^^
اسم سریال یا فیلمی که پست آخرت الآن گذاشتی چیه؟🥲🥲
اگر یک روزی، یک نفر ازم بپرسه؛ به نظرت دنیا کجا تموم شد ( میشه )، حتماً حتماً بهش میگم زماني که جانگ هایان عملیات ۶۰ روزه رو تبدیل به عملیات ۳ روزه کرده بود، تا فقط جانگ هایشیای عزیزش رو نجات بده، و قبل از تموم شدن ۳ روزش، وسط یک جنگ و دعوای الکی، تو کف کف کشتي، بین چوبها و جعبهها با جسدِ “شیازای” عزیزش رو به رو شد و اولین کاری که کرد، کوبیدن تو سر خودش بود، و دومین کار ۷ روز غصه خوردن.
