120
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
120
باید امیررضا رو بردارم ببرم رادیو
صبح ساعت ۷ بگه جوان ایرانی سلامممم قشنگ روح آدم جلا پیدا کنه🧸
120
باران که میزند بوی خاک بلند میشود
اما اینجا باران که میزند بوی خاطرهها بلند میشود...
120
شب که میشود خیالت قرار بیقراری هایم میشود. و ساعت ها در خلوت دل با لمس خاطرات تو بر سردلتنگی هایم دست نوازش میکشم و قصه گوی همه تنهایی های خود می شوم بگذار در سکوت شب شعرهایم دستان خیالت را بگیرند تا زیر نور ماه واژه هایم به تماشایت بنشینند️...
120
نیاز دارم اینارو بهت بگم تا وقتی میخونیشون چشمات قلبی بشه کیوتم، وقتی میگم تو همهی منی، باور کن جدی میگم، تو ته نشین شدی تو دریچه های قلبم، می دویی تو رگ هام، با سلول های مغزم بازی میکنی، میشی مخاطب هرچیز قشنگی که میخونم، با شنیدن هرچیز قشنگی یاد زیبایی های تو میوفتم، میشی مخاطب قشنگ ترین قسمت از اهنگای مورد علاقم، اره تو واقعا همهی منی.
120
یه دوستی داشتم تو مدرسه مون؛
خیلی تُپل و بامزه بود. هروقت تو حیاط مدرسه میدیدمش قشنگ ۵ دقیقه همو بغل میکردیم.
میخواستم بگم خیلی دلم تنگ شده بازم دلم از اون بغلا میخواد :)
120
و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟
اینجا که ساعت و آیینه و هوا به تو معتادند...
و انعکاس لهجهی شیرینت
هر لحظه زیر سقف شیفتگیهایم
می پیچد...
- حسین منزوی
