ch
Feedback
سها كوچك.

سها كوچك.

前往频道在 Telegram

نمي خواهم د‌ر مورد‌ش چیزي بد‌انم. به یکي د‌یگر بگو. حتما د‌رکت مي‌کند‌ و حالت بهتر مي‌شود.

显示更多
2 789
订阅者
-524 小时
-247
-1530
帖子存档
واقعا اين نصف وقتي كه اينجور ادما ميذارن بابت انگشت كردن زندگي بقيه صرف ميكنن رو اگر در باشگاه يا سركار يا سالن و مراكز زيبايي بگذرونن تمام مشكلاتشون حل ميشه.

واقعا هر چه دايره هاي ادمايي كه باهاشون در ارتباطي كوچكتر بشه به نفعته.

واقعا اينسكيور بودن هم دخترپسر نداره. مردهاي اينسكيور كه عجيبترن حتي. مثلا طرف خودش پارتنر نداشته به عمرش يا اكساش همه ٢/١٠ بودن روابط بقيه رو انگشت ميكنه.

حوصله ادم هاي ضعيف و بيسيك ندارم به من چه حقيقتا.

الان مشكلاتم جدي تره مثلا بايد پولدار و موفق و مامي تر بشم.

اگر بعدا مشكلاتي داشتم ببرهان ميخورنشون.

واقعا در زندگي اي كه تو ذهنمه كه بابتش تلاش كنم توي خونه م حداقل دوتا ببر دارم

بعدشم جدي كي حوصله داره :))

يك چيز ديگه هم كه فهميدم. تلاش ميكنم نگم دارم چيكار ميكنم و به چيا رسيدم و چي دارم. ادمهاي اينسكيور طاقتش رو ندارن و مخرب ميشن باهات.

i play dumb for smart reasons. (in also tired i’ve seen it all)

دقيقا توي روابط خيلي بامزس.

نمی‌دونم چطور توضیحش بدم ولی من انسان تلاش‌گری هستم ولی ترجیح می‌دم همه ندونن؟ همون play dumb خودمونه.

حتي در ذهنم چك ليست دارم سه تاي ديگه خطا و دان. تا فلان تاريخ فرصت ميدم و دان. دان.

درسته كه ري اكشن بدي ندارم ولي روز به روز صبر كمتري داشتم و دارم و سلكتيوترم.

و با وجود زندگي در ايران و همه چيزي كه از سرگذروندم، اين رواني كه با عجز جمعش كردم واقعا برام مهمه. مهمترين چيز هم برام احتراميه كه ميگيرم.

many that ive seen are fucked up enough.

وگرنه من واقعا در اين لحظه خلاق تر و محكمتر از ١٧ سالگيمم. اگر بخوام ميتونم هر كسي رو هلاك كنم. موضوع اينه كه نميخوام.

فكر ميكنم باتوجه به وضعيت و نرم جامعه بنظر مي اد هر چقدر همه چيز برات بي اهميت باشه و بد عس و بچ تر باشي جالبتره. اما در حقيقت ادمهاي ضعيف به بقيه اسيب ميرسونن. چون خودشون زخم دارن. چون عقدع يا مشكلاي دارن و خوب نشدن.

امروز فكر ميكنم دليل تفاوت امروز و رفتار گذشته پذيرش، شناخت، بلوغ، و رشديه كه داشتم.

من تا ١٩ سالگي خيلي ديستراكتيو و بدون ملاحظه بودم. يعني مكانيسم دفاعيم در برابر نااميد شدن از چيزي يا كسي در ثانيه رها كردنش بوده. روزنه اي ميديدم كه اين شخص يا اين ما ميتونه اذيتم كنه سريعا ولش ميكردم و سنگ بودم. واقعا هيچ چيز ازارم نميداد يا تصميمم رو عوض نميكرد.