خوشی های پیش از مرگ.
前往频道在 Telegram
پیش از آنکه بمیرم. . . https://www.instagram.com/kimiya_allizadeh?igsh=MXh3cjF4djFpODR5bQ== . . https://t.me/MiaatalksBot
显示更多928
订阅者
无数据24 小时
-137 天
-9830 天
帖子存档
در سکوت سرد زمستان، مردی همچون مجسمهای از صبر، بر زمین یخزده نشسته است. هر دم او، ابری کوچک از رویای اوست که در هوا محو میشود. در میان انگشتان یخزدهاش، قلمو میرقصد و با رنگهایی که از عمق قلبش تراویده، بر بوم سرد، طلوع خورشیدی را میکشد که فقط در ذهن او طلوع کرده است؛ او سرما را مینوشد تا روحش را با نور نقاشی کند.
