ch
Feedback
BUTCHER'ꜱ ᴘʟᴀʏɢʀᴏᴜɴᴅ

BUTCHER'ꜱ ᴘʟᴀʏɢʀᴏᴜɴᴅ

前往频道在 Telegram

butcher marston GUESS ALL I GOT LEFT IS DOUBTS. DOUBST AND SCARS. https://t.me/makingmyworld فیگور و گوگولیها https://t.me/pufferflyyt کانال یوتیوبم https://t.me/harfmanrobot?start=1359053011 ناشناس https://t.me/myartywarty نقاشی @musiclandlist اهنگا

显示更多
290
订阅者
无数据24 小时
+17
-1230
帖子存档
عههههه این پغوفسوغهههه

Repost from N/a
Academy's Undercover Professor @butchyplays
+1
Academy's Undercover Professor
@butchyplays

کاش زودتر همه چی درست بشه

اخرش سکتس

sticker.webp0.27 KB

این پیام رو فور کنید تا اولین کلمه یا جمله‌ای که با دیدن چنلتون به ذهنم رسید و وایبتون رو بهم داد بگم

عاههه ولی نت داره داغون تر میشه اینم هست

هنوز به استریمری نرسیدیم ولی نت اگر یک روز درست بشه سرعتش که امیدوارم هرچه زودتر بشه اونم میشیم

Repost from N/a
https://t.me/butchyplays استعداد در گیم زدن خصوصا گیم ترسناک شغل استریمر

Repost from N/a
برای https://t.me/butchyplays پرونده شماره ۴ لقب قاتل: «بوچر» وقتی پلیس وارد ساختمان متروکه‌ی شهربازی شد، اولین چیزی که دید، یک تابلوی چوبی بود که روی آن نوشته شده بود: «بازی شروع شد.» هیچ‌کس نمی‌دانست «بوچر» چه شکلی است. تنها چیزی که از او باقی می‌ماند، صحنه‌ای بود که بیشتر به یک بازی ذهنی شباهت داشت تا یک جنایت. دیوارها با فلش‌های قرمز علامت‌گذاری شده بودند. هر راهرو به اتاقی دیگر می‌رسید و هر اتاق، معمایی تازه پیش روی کارآگاهان می‌گذاشت. ساعت‌های قدیمی روی دیوار، هرکدام زمان متفاوتی را نشان می‌دادند؛ گویی خود زمان هم در این مکان قوانینش را فراموش کرده بود. روی میز وسط سالن، یک جعبه‌ی موسیقی آرام می‌چرخید. کنار آن، کارتی قرار داشت: «اگر فقط به چیزی که می‌بینی اعتماد کنی، بازنده‌ای.» بوچر هرگز دنبال پول یا انتقام نبود. انگیزه‌ی او وسواس بیمارگونه‌اش نسبت به «هوش» بود. او دنیا را صفحه‌ی یک بازی می‌دید و معتقد بود انسان‌ها فقط مهره‌هایی هستند که ارزششان با تصمیم‌هایشان سنجیده می‌شود. برای او، هر پرونده یک مرحله و هر کارآگاه یک بازیکن بود. هیچ پیام مستقیمی از خودش باقی نمی‌گذاشت؛ فقط معما، نماد و انتخاب. کارآگاهان خیلی زود فهمیدند هر سرنخی که بیش از حد واضح به نظر می‌رسد، عمداً برای گمراه کردن آن‌ها گذاشته شده است. اکثر مقتولین افراد جوان و مغروری بودند که خود را دست بالا میدیدند و به خود غره شده بودند. استخوان جمجمه‌ی تمامی مقتولین به دو نیم تقسیم شده و مغز آنها مفقود گشته. پلیس و کارآگاهان ادعا می‌کنند قاتل تمامی آنها را ربوده. در گزارش پلیس نوشته شد: لقب قاتل: بوچر ویژگی شاخص: تبدیل هر صحنه به یک بازی ذهنی. امضا: کارت‌های بازی، ساعت‌های ازکارافتاده و پیام‌های معمایی. انگیزه: اثبات این باور که هوش انسان، بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف اوست؛ چون افراد معمولاً پیچیده‌ترین پاسخ را انتخاب می‌کنند، در حالی که حقیقت اغلب ساده‌تر است. آخرین مدرکی که در پرونده ثبت شد، تنها یک مهره‌ی شطرنج سیاه بود. پشت آن، فقط یک جمله حک شده بود: «مات شدن، همیشه با از دست دادن شاه اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی با اولین اشتباه شروع می‌شود.»

از اینایی که میان با ماشینی مثله پراید و ۲۰۶ شاخ بازی درمیارن متنفرم لایک یه اگزوز گزاشتی گاز میدی ۳ ۴ تا میگوزه بعد فک میکنی خیلی شاخه مردم آزار کثافت

فردا هم یه شورت ویدیو درست کنیم

شارژ هدفون تموم شد کونم درد میکنه فک کنم باید بالشت بزارم رو صندلی

سخره نمیرید؟