dístαnt mσσn
前往频道在 Telegram
535
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
535
Repost from ᝰ𝑇𝑎𝑒𝐺𝑦𝑢 𝑅𝑒𝑔𝑖𝑜𝑛𝄒
#Shots
──────────
• SHOTS ✧𓂃᮫𓈒⋅
☆ 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏 🥊🩸
〤 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : 𝑻𝒂𝒆𝒈𝒚𝒖
〤 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 : 𝑨𝒚𝒅𝒂~
〤 𝙂𝙚𝙣𝙚𝙧 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑫𝒓𝒂𝒎, 𝑯𝒆𝒏𝒕𝒂𝒊, 𝑽𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆
ᯓ Unknown 📜
ᯓ Unknown Channel 🖋
─────────────
✘ T.me/TaegyuRegion ˓˓៹ঌ
535
Repost from 𝗍 𝗐 ı 𝗇 𝗄 𝗅 ǝ :
⸝⸝ 𝗄𝗇𝖾𝗐 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝗌𝗉𝖾𝖼𝗂𝖺𝗅 ﹔
𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖨 𝗌𝖺𝗐 𝗒𝗈𝗎 𓋜
535
Repost from N/a
인생에서 가지고 있는 것을 살펴보면 항상 🫧 더 많은 것을 갖게 될 것입니다.
° . • .𓂅 ⋆ ࣪ . ₊ ˚
인생에서 부족한 것을 살펴보면 결코 충분 . ִ ་ ּ 하지 않을 것입니다.🐚
535
Repost from Jun's smile ᰔᩚ
⌣ 📷⃞ㅤㅤ 𔑘ㅤׂ . 𓊆🎀𓊇ㅤ
اولین بار بود که به پیشنهاد صمیمی ترین دوستش پا به این مرکز خرید عطر میگذاشت، و سعی داشت این برند جدید رو امتحان کنه . نگاهش رو مابین شیشه های شیک و لاکچریِ ادکلن ها میچرخوند ، به طرز عجیبی با ورودش کسی برای راهنماییش نیومده بود و بومگیو حدس میزد بخاطر شلوغی باشه و کارکن ها مشغول راهنمایی مابقی مراجعه کننده ها باشن .عطر های زیادی نظرش رو جلب میکردن اما نمیدونست چطور میتونه بوی اون ها رو حس کنه و از بینشون چیزی انتخاب کنه . نگاه گیجش رو به اطراف داد و همونطور که فضای فروشگاه رو از نظر میگذروند، مسیر نگاهش با شنیدن صدای مرد جوانی قطع شد و بلافاصله نگاهش رو به صاحب صدا داد . مردی با لبخندی پر از کاریزما و چشم هایی که برق میزد. مو های مرد جوان به خوبی و وسواس زیاد حالت گرفته بود و کت زیبایی که تشخیص میزان گرون بودنش برای بومگیو سخت نبود، به تن داشت . " میتونم کمکتون کنم؟ " کمی سر تا پای مرد رو برانداز کرد، بعید میدونست که از کارکن های فروشگاه باشه ! چنین لباس های برند و کفش هایی که به روشنایی ماه برق میزد مناسب یه کارکن ساده نبود . قبل از اینکه جمله ای به زبون بیاره مرد جوان ادامه داد " حدس میزنم میخواید رایحه های زیادی رو امتحان کنید ! " مرد با لحن گرم و آروم و مودبانه ای لب زد و بلافاصله دستکش مشکی رنگی به دست کرد و یک به یک ورقه های تست عطر رو به دست میگرفت و از هرکدوم از ادکلن ها به ورقه ها میزد و اجازه میداد پسر مقابلش اون ها رو بو کنه . با هربار متمرکز شدن پسر مقابلش برای درک بهتر بوی عطر ها، نگاهش رو دزدکی روی نیم رخ بی نقص پسر رو به روش میچرخوند. تماشا کرد اون مثل تماشا کردن یه بوم نقاشی زیبا و منحصر بفرد توی موزه هنری بود . " قربان ! .. خیلی متاسفم، بزارید من انجامش بدم " پسری که با کت و شلوار مرتب نزدیک تر میشد گفت و همزمان نگاه کنجکاو بومگیو بالا اومد و قبل از اینکه بخواد حدسی بزنه، دست مرد جوان مقابلش بالا اومد و پسر کت شلواری دیگه رو متوقف کرد . " مشکلی نیست ! خودم به ایشون رسیدگی میکنم . " بومگیو متعجب به مرد جوان رو به روش و اون لبخند مجذوب کننده ش ، خیره موند. از اولش شکش درست بود، اون شخص قطعا رئیس این فروشگاه و برند بود ! مرد رو به رو ، به چشم های بومگیو دقیق تر شد و قدمی به جلو برداشت . " رایحه های خنک اما شیرین میتونه به خوبی مناسب شما باشه ! ... در نگاه اول خیلی محکم و سرد بنظر میرسید، اما حس میکنم روحتون به ظرافت شکوفه های بهاریه ! چطور بگم.. مثل پیدا کردن یه شکوفه گیلاس به شکل کمیابی در اواخر زمستان ؟" بومگیو نگاه گیجش رو به مرد جوان داده بود و چیزی نمیگفت، با هر جمله ای که میگفت محو لب های زیبای مرد میشد و حتی فرصت پلک زدن هم نداشت . با سکوت بومگیو مرد جوان مقابلش ، مکث کوتاهی کرد و حرفش رو با جمله کوتاهی کامل کرد . " درست مثل شکوفه گیلاس در زمستان، همونقدر زیبا و خاص هستید . "
535
Repost from love overdose (slow)
✩ you can pretend (part 8)
all you wanna do is kiss me, but I'm not there.
535
Repost from 𝗀︎𝗋𝗈𝗐𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗉𝖺𝗂𝗇︎
🧸 ๋࣭𝖼︎𝗁︎𝗅︎𝗈𝖾 ִֶָ | 𝖾𝗏︎𝖾𝗋𝗒𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝗄︎𝗇︎𝗈𝗐𝗌 𝗂'𝗆︎ 𝗉𝗈𝗉𝗎𝗅︎𝖺𝗋
𝖼︎𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗂'𝗆︎ #beomgyu
