ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

فلسفە & روانشناسی

فلسفە & روانشناسی

前往频道在 Telegram

بۆ ڕەخنە یان پێشنیارکردن.. @Truth_Fanaticism_22 تۆ تەنیا ئەو کاتە بەهێزی، کە دەزانیت لە کوێدا لاوازی ( تو تنها زمانی قدرتمندی که بدانی در کجا ضعیفی)

显示更多
1 449
订阅者
+1224 小时
+717 天
+7630 天
帖子存档
🌗 #لحظە_ای_برای_تفکر  🩵 همە ما گناهکاران انتخابی هستیم. ما گناهانی را که با آن راحت‌تر هستیم برمی‌گزینیم، و همان هنگام، دیگران را به خاطر گناهانی که با آن راحت نیستیم، قضاوت می‌کنیم.

کاترین.ام.پیتمن (روانشناس) می گوید: #ازدواج برای این نیست که شما را خوشبخت کند، برای این است که شما را #متأهل کند. وقتی ازدواج می کنید، #آزادید که کارهای مثبت و مفید انجام دهید، آزادید که انسان بهتری باشید." یک #رابطه ی متعهد به شما کمک می کند تا جلوی وسوسه ها و اغواها مقاومت کنید، ضعف هایتان را ظاهر کنید و خودتان باشید و مطمئن باشید که با وجود همه ی اینها، کسی هست که دوستتان بدارد. یک رابطه واقعی باید برخوردی از #انسانیت من و #انسانیت طرف مقابل باشد، با همه ی #لذت_ها و #محدودیت_هایش. اینکه زوج ها چطور با این اختلافات و برخوردها کنار می آیند #کیفیت_رابطه شان را تعیین خواهد کرد. این دیدگاه از ازدواج، ممکن است چندان عاشقانه و رمانتیک نباشد، اما بر این معنا نیست که عمق هم ندارد. پیتمن عقیده دارد که همه ی ازدواج ها ناسازگارند چون بین افرادی از خانواده های مختلف شکل می گیرد، افرادی که دیدگاه ها و اعتقادات متفاوت دارند. جادوی داشتن #یک_ازدواج_موفق این است که #دیدگاهی_دوچشمی داشته باشید و زندگی را علاوه بر چشم خودتان، از چشم همسرتان هم ببینید.

آیا خانه‌تان می‌تواند بر سلامت شما تأثیر بگذارد؟ آشنایی با #سندرم_ساختمان_بیمار گاهی سردرد، خستگی، سوزش چشم یا دشواری در تمرکز را به کم‌خوابی، استرس یا مشغله‌های روزمره نسبت می‌دهیم؛ اما آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که محیطی که ساعت‌های طولانی در آن زندگی می‌کنیم، هم می‌تواند در این علائم نقش داشته باشد؟ سندرم ساختمان بیمار (Sick Building Syndrome) اصطلاحی است برای مجموعه‌ای از علائم جسمی که با حضور در یک ساختمان ارتباط پیدا می‌کنند، اما علت مشخص و واحدی برای همه آن‌ها شناسایی نشده است. از کجا بفهمیم محیط زندگی‌مان نیاز به بررسی دارد؟ برخی از نشانه‌هایی که باید جدی بگیریم عبارت‌اند از: سردرد، خستگی یا احساس سنگینی سر دشواری در تمرکز و کاهش هوشیاری سوزش یا تحریک چشم، بینی و گلو خشکی یا خارش پوست سرگیجه یا حالت تهوع نکته مهم این است که اگر این علائم در یک ساختمان بیشتر شوند و پس از خروج از آن کاهش پیدا کنند، احتمال نقش داشتن شرایط محیطی مطرح می‌شود؛ البته این موضوع به‌تنهایی تشخیص قطعی نیست. چه عواملی می‌توانند در ناسالم شدن هوای داخل ساختمان نقش داشته باشند؟ ۱. تهویه نامناسب: وقتی هوای تازه به‌اندازه کافی وارد محیط نمی‌شود، بعضی آلاینده‌ها و مواد محرک ممکن است در فضای داخلی تجمع پیدا کنند. ۲. رطوبت و کپک: نشت آب، دیوارهای مرطوب و تهویه نامناسب می‌توانند زمینه رشد کپک را فراهم کنند. رطوبت و کپک با برخی علائم تنفسی و آلرژیک ارتباط دارند. ۳. مواد شیمیایی: برخی رنگ‌ها، چسب‌ها، مبلمان، کابینت‌ها و کفپوش‌های جدید می‌توانند ترکیبات آلی فرّار، از جمله فرمالدهید، منتشر کنند. ۴. سیستم گرمایش و سرمایش نامناسب: نگهداری ضعیف تجهیزات، فیلترهای کثیف یا عملکرد نامناسب سیستم تهویه ممکن است بر کیفیت هوای داخل تأثیر بگذارد. ۵. منابع آلاینده داخل خانه: دود سیگار، احتراق ناقص وسایل گازسوز، محصولات پاک‌کننده و بعضی خوشبوکننده‌ها نیز می‌توانند کیفیت هوا را کاهش دهند. پژوهش‌ها چه می‌گویند؟ در یک مطالعه روی دانشجویان ساکن خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شاهرود، خستگی در حدود ۶۴ درصد، مشکل تمرکز در حدود ۵۸ درصد و سردرد در حدود ۵۳ درصد افراد گزارش شد. این آمار نشان می‌دهد چنین علائمی در محیط‌های بسته می‌توانند شایان توجه باشند؛ بااین‌حال، این مطالعه به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که کیفیت هوای ساختمان علت قطعی علائم بوده است. ۵ اقدام عملی برای سالم‌تر کردن فضای خانه ۱. تهویه را جدی بگیرید. در صورت مناسب بودن کیفیت هوای بیرون، با باز کردن پنجره‌ها یا استفاده از سیستم تهویه مناسب، هوای تازه را وارد خانه کنید. ۲. رطوبت و نشتی آب را بررسی کنید. رطوبت نسبی حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد معمولاً محدوده مناسبی برای فضای داخلی است. رطوبت پایدار بالا، به‌ویژه بالاتر از ۶۰ درصد، می‌تواند خطر رشد کپک را افزایش دهد. نشتی‌ها را برطرف کنید و سطوح مرطوب را خشک نگه دارید. ۳. سیستم تهویه را نگهداری کنید. فیلترها را مطابق دستورالعمل سازنده و میزان استفاده بررسی و تمیز یا تعویض کنید. در صورت وجود نشانه‌های آلودگی یا اختلال، سیستم را بررسی تخصصی کنید. ۴. منابع آلاینده را کاهش دهید. هنگام خرید مبلمان یا بازسازی، در صورت امکان از محصولات کم‌انتشار استفاده کنید. مواد شوینده و حلال‌ها را مطابق دستورالعمل به کار ببرید و از احتراق ناقص وسایل گازسوز جلوگیری کنید. ۵. به نشانه‌های خانه و بدن خود توجه کنید. اگر علائم در فضای مشخصی بیشتر می‌شوند، زمان بروز آن‌ها، شرایط محیط و تغییرات پس از خروج را بررسی کنید. در صورت تداوم یا شدت علائم، هم ارزیابی پزشکی و هم بررسی محیطی اهمیت دارد. یک نکته مهم هر خانه‌ای که تهویه مکانیکی ندارد یا پنجره‌هایش کمتر باز می‌شوند، الزاماً ناسالم نیست؛ همان‌طور که وجود چند گلدان نیز تضمین نمی‌کند هوای خانه پاک باشد. آنچه اهمیت دارد، کیفیت واقعی هوا، کنترل منابع آلاینده، تهویه مناسب و مدیریت رطوبت است. خانه فقط جایی برای زندگی کردن نیست؛ محیطی است که هر روز بر تجربه جسمی و روانی ما اثر می‌گذارد. گاهی مراقبت از سلامت، از توجه به محیطی شروع می‌شود که در آن زندگی می‌کنیم.

دوستان و همراهان عزیز، یک سال بود که جمع ما روی عدد ۱۳۷۰ مانده بود و امروز دیدم نزدیک به ۴۰ مسافر تازه به این مسیر پیوسته‌اند. نمی‌دانم کدام‌یک از شما جرقه‌ای از این فضا را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید، اما از صمیم قلب قدردان این مهر هستم💙 سپاسگزارم 🙏. همان‌طور که دوستان قدیمی‌تر می‌دانند، برای من اصالت این فضا هرگز در گرو بازی اعداد نبوده است. ارزش واقعی به عمق تاملاتی است که امیدوارم گاهی با تلنگری کوچک در ما شکل بگیرد، و همچنین حضور انسان‌هایی که با دغدغهٔ فهمیدن می‌خوانند و تامل می‌کنند (به همین خاطر، برای این دسته از دوستان، کانال دوم یعنی ڕوانگە را هم پیشنهاد می‌کنم که منحصراً به تحلیل عمیق کتاب‌ها می‌پردازد). ممنونم که هستید؛ نه به‌عنوان مخاطبان خاموش یک رسانه، بلکه به‌عنوان هم‌سفرانی در جاده‌ای که غایت آن صرفاً دانستن نیست، بلکه جسارت آگاهانه‌تر اندیشیدن و اصیل‌تر زیستن است.

#فیلم هیچ رفتنی یک‌دفعه اتفاق نمی‌افتد؛ آدم‌ها پیش از آنکه از زندگی هم بیرون روند، آرام‌آرام از دل هم می‌روند؛ با حرف‌هایی که گفته نمی‌شوند، با احساساتی که نادیده گرفته می‌شوند و با فاصله‌هایی که هر روز کمی بیشتر می‌شوند. رفتن، اغلب آخرین اتفاق است؛ نه اولین تصمیم.

Repost from N/a
جمع‌‌بندی نهایی کل کتاب ​نقاط قوت ماندگار ​ کتاب با کنار هم نشاندن اقتصاد رفتاری و علوم شناختی، روایتی نو و یکپارچه ساخت که توانست رفتارهای به ظاهر غیرمنطقی بشر را به‌طور علمی رمزگشایی کند. اثبات این گزاره که فقر محصول کمبود پهنای باند است نه کمبود لیاقت یا اراده، دریچه‌ای اخلاقی، انسانی و عاری از پیش‌داوری را در سیاست‌‌گذاری مدرن گشود. ​ تلفیق مطالعات کنترل‌شده آزمایشگاهی با آزمایش‌های طبیعی درخشان (مانند مطالعه روی کشاورزان نیشکر هند)، جلوی خطای نسبت دادن فقر به تفاوت‌های تحصیلی یا هوشی را گرفت. ​محدودیت‌ها و چالش‌ها ​بزگترین نگرانی من دربارە این کتاب عالی این است کە کتاب چنان بر سازوکارهای شناختی و نورونی مغز متمرکز می‌شود که گاهی مسائل بنیادی مانند تضادهای طبقاتی، نابرابری در توزیع قدرت، حداقل دستمزد ناعادلانه و انحصار نهادها در تولید فقر به حاشیه رانده می‌شوند. فقر صرفاً با پیامک یادآوری و فرم‌های ساده حل نمی‌شود. (بیان این نکتە بخاطر این است کە دچار بدفهمی نشویم و برای هر کدام ارزش ذاتی و وزنی خودش را قرار دهیم). ​کتاب نشان می‌دهد که انسان‌ها در چرخه باطل کمیابی اسیرند و حتی با تزریق پول دوباره سقوط می‌کنند، اما نقشه راه کمّی و روشنی از سطح حداقلی منابع لازم برای اینکه فرد بتواند برای همیشه از گرانش این تله فرار کند، ارائه نمی‌دهد. ​ هم‌ارز دانستن احساس یک دانشجوی دانشگاه پرینستون زیر بار امتحان با کارگری که ده‌ها سال در فقر مزمن و بیچارگی ساختاری زیسته، نادیده گرفتن لایه‌های پیچیده تروماهای پایدار و روان‌شناختی فقر تاریخی است. ​کلام آخر ❤ ​کتاب فقر احمق می‌کند آینه‌ای شفاف در برابر زندگی مدرن است. انسان در دنیای مدرن جعبه‌ها را جابه‌جا نمی‌کند؛ او با افکار، تصمیم‌ها و روابط سر و کار دارد. بزرگ‌ترین دارایی ما ساعت‌های تقویم یا مانده حساب بانکی‌مان نیستند، بلکه ظرفیت آزادِ پردازش ذهن است. ما نمی‌توانیم اقیانوس خواسته‌ها و کمبودها را بخشکانیم، اما می‌توانیم جهت قایقمان را تغییر دهیم. ​آرامش، بهره‌وری و تصمیمات درست، حاصل دویدن بیشتر روی تردمیل کارهای روزمره نیست؛ چون تا زمانی که تمام پهنای باند مغز ما در اشغال مهار آتش‌سوزی‌های روزمره باشد، توان اندیشیدن عمیق، مهر ورزیدن و زیستن در آرامش را نخواهیم داشت. کلید نجات در دویدن سریع‌تر نیست؛ در احترام به پذیرش این حقیقت زیستی است که مغز ما ظرفیتی محدود دارد و نجات ما در پذیرش خطاپذیری، حفاظت وسواس‌گونه از پهنای باند ذهن و ساختن فضاهای خالی در مسیر زندگی است. پایان کتاب فقر احمق می‌کند. پایان کتاب است نە پایان ما. هر شروعی پایانی دارد و هر پایانی، بذر آغازی تازه است.

هەندێک جار، هەموو ئەوەی لە ژیاندا دەمانەوێت کەسێکە کە لە تەنیشتیدا کات هێواشتر بڕوات؛ کەسێک کە ئەگەر لە تەنیشتی دانیشیت و قسەش نەکەیت، لە بێدەنگیشیدا هەست بە تەنیایی نەکەیت. دڵنیام خۆشەویستی ئەوەیە کە لەگەڵ کەسێکدا، ژیان هەر هەمان ژیان بێت، بەڵام تۆ حەز بکەیت زیاتر بژیت. .. گاهی تمام چیزی که در زندگی می‌خواهیم، کسی است که کنارش زمان آرام‌تر بگذرد؛ کسی که اگر کنارش بنشینی و حرفی هم نزنی، در سکوتش هم احساس تنهایی نکنی. مطمئنم عشق یعنی همین: اینکه در کنار کسی، زندگی همان زندگی همیشگی باشد، اما تو دلت بخواهد بیشتر زندگی کنی.

#لحظە_ای_برای_تفکر
#لحظە_ای_برای_تفکر

#فیلم چهار طرز فکر یهودی‌ها در مورد ثروت

هر روز صبح، پیش از بیرون رفتن، مراسم تکراری و بی‌نتیجه‌ای روبه‌روی آینه‌ی قدی راهرویم برپا بود. می‌ایستادم، چانه‌ام را بالا می‌دادم، چشم تنگ می‌کردم و با اخم به تیرگی سمجی خیره می‌شدم که درست روی گونه‌ام جا خوش کرده بود. کار از صابون و آب گرم گذشته بود؛ هر روز حوله را چنان محکم به پوستم می‌کشیدم که صورتم سرخ و ملتهب می‌شد، اما آن لکه مثل یک سایه‌ی شوم تکان نمی‌خورد. تمام دنیا را از دریچه‌ی همان نقصی می‌دیدم که گمان می‌کردم بر چهره‌ام نقش بسته است. روزی در حالی که کلافه و عصبی آب را به صورتم می‌پاشیدم و زیر لب غرولند می‌کردم، دوستم در چارچوب در تکیه زد، جرعه‌ای از فنجان چایش نوشید، لبخندی زد و آرام گفت: "سەرکەوت، بیخود داری پوستت را می‌کنی... عینکت را پاک کن." دستم روی صورت خیسم خشک شد. چند لحظه سکوت سنگینی میانمان حاکم شد. عینکم را برداشتم؛ با سرانگشتانم شیشه‌اش را لمس کردم و پرده‌ی نازکی از چربی و غبار را زیر پوستم حس کردم. گوشه‌ی لباسم را برداشتم و شیشه‌ها را با تردید ساییدم. از ترس روبه‌رو شدن با حقیقت، پلک‌هایم را روی هم فشردم، عینک را دوباره روی بینی‌ام نشاندم و آرام چشم باز کردم... ناگهان صورتی صاف، روشن و بی‌هیچ لکه‌ای در آینه پدیدار شد. لکه‌ای که سال‌ها خودش را به عنوان عیب صورتم جا زده بود، تنها جرمی بود که روی شیشه‌ی نگاهم نشسته بود. آن روز، مدت زیادی روبه‌روی آینه ایستادم. نه به این دلیل که صورتم تغییر کرده بود؛ بلکه چون برای نخستین بار به این فکر می‌کردم که چند چیز دیگر را هم شاید سال‌ها از پشت شیشه‌ای کدر دیده باشم. داستان‌های کوتاه سەرکەوت

Repost from N/a
#فیلم این فیلم کوتاە را ببینید، تا با کتاب بیشتر ارتباط بگیرید. Would you stop if you saw this little girl on the street UNICEF .. کچێکی شەش ساڵە بە ناوی Anano جارێک بە جل‌وبەرگی پاک و دەوڵەمەندانە و جارێک بە ڕووخسار و جل‌وبەرگی پیس و هەژارانە دەردەکەوێت. خەڵک لەسەر شەقام و لە ناو چێشتخانەدا مامەڵەی جیاوازی لەگەڵ دەکەن؛ بەهۆی ڕەفتاری خەڵک، تاقیکردنەوەکەش پێش کاتی خۆی کۆتایی پێدێت.

#فیلم آزمایش " #بی‌توجهی_به_کودک" دکتر، #ادوارد_ترانیک به ما نشان می‌دهد که کودک تا چه اندازه به #تعاملات خود با دیگران پاسخ می‌دهد.

گذشته شبیه ایستگاهی است که قطار زندگی مدت‌هاست از آن عبور کرده؛ اما بعضی از ما هنوز روی همان سکو ایستاده‌ایم و به ریل خیره شده‌ایم، به امید اینکه قطار برگردد و چیزی را که از دست رفته، دوباره با خود بیاورد. اما امان کە قطار برنمی‌گردد. آنچه گذشته، گذشته است؛ نه برای اینکه فراموشش کنیم، بلکه برای اینکه دیگر مجبور نباشیم هر روز بلیت برگشت به آن را بخریم. گاهی بلوغ یعنی بپذیریم که بعضی اتفاق‌ها قرار نیست جبران شوند؛ قرار است ما را تغییر دهند و تمام. از گذشته درس بگیریم، اما در آن خانه نسازیم.

نوسراوەکەش بە بڕێک دەستکاری، نیزیکم کرد لە شێعر: دوازدە ساڵ دنیا تەنگ و خەمین بوو هاتی و دڵ لە بن خاکیش فێری پێکەنین بوو من چوزانم... عەشق هەر ئەم دەرد و باسە: گەیشتنی دوو چاو و دوو هەناسە؛ بێ ئەوەی کەس بزانێ کێ، کێی بۆ ماڵی خۆی گێڕایەوە! کامیان دڵی ئەوی تری، بەرەو لای خۆی کێشایەوە! ​تۆ نەڕۆیشتووی،  بێدەنگ نیشتویەوە لە ناو دەمار نە ڕۆیشتنە ئەم کۆچەی تۆ،  نە دەردێکە ببێتە غمی یار! پێکەوە ​ لە خۆت پەڕیو و تێپەڕی لەم تەمەنە تەواو بووی، کەم نبووی، وەکوو خاکی ئەم وەتەنە ​بە ئاوابوونی مانگ قەت کەم نابێ ئاسمان شەو دێتەوە بیری خۆی، تاریكیی بێ‌ئەمان! من هێشتا ناپرسم: بۆچی هاتیت؟ یاخود بۆچی ڕۆیشتی؟ یا بۆچی مایتەوە؟ ڕۆیشتن،  حەقیقەتی هەموو سێبەرەکانە کاتێک چرا دەکوژێتەوە. هەندێ جار لە خەڵوەتی وشەدا ڕادەمێنم لە بەر لێڵیی پەنجەرە، ئەم پرسیارە دەهێنم: ئەگەر تۆ نەبووایی، لە ناو کام خەونی قووڵدا ئەم منە ڕادەپەری، هەستی دەکرد تێیدایە دڵدا؟ لەگەڵت لە خۆم پەڕیم و تێپەڕیم لەم تەمەنە تەواو بوم، کەم نبوم، وەکوو خاکی ئەم وەتەنە کام ئازارە ناوی منی ئاوا دەتاشی؟ کامە دەستە شەوەکەمی بە ڕووناکی دەپاشی؟ ​لە غیابتدا ون نەبووم، بە جۆرێکی تر هەمە لە هەناسەیەکی ئێمە، پەشیمان نیم لەم خەمە! پێکەوە لە خۆن پەڕین و تێپەڕین لەم تەمەنە تەواو بووین، کەم نبووین، وەکوو خاکی ئەم وەتەنە

نوسراوەکەش بە بڕێک دەستکاری، نیزیکم کرد لە شێعر: دوازدە ساڵ دنیا تەنگ و خەمین بوو هاتی و دڵ لە بن خاکیش فێری پێکەنین بوو من چوزانم... عەشق هەر ئەم دەرد و باسە: گەیشتنی دوو چاو و دوو هەناسە؛ بێ ئەوەی کەس بزانێ کێ، کێی بۆ ماڵی خۆی گێڕایەوە! کامیان دڵی ئەوی تری، بەرەو لای خۆی کێشایەوە! ​تۆ نەڕۆیشتووی،  بێدەنگ نیشتویەوە لە ناو دەمار نە ڕۆیشتنە ئەم کۆچەی تۆ،  نە دەردێکە ببێتە غمی یار! پێکەوە ​ لە خۆت پەڕیو و تێپەڕی لەم تەمەنە تەواو بووی، کەم نبووی، وەکوو خاکی ئەم وەتەنە ​بە ئاوابوونی مانگ قەت کەم نابێ ئاسمان شەو دێتەوە بیری خۆی، تاریكیی بێ‌ئەمان! من هێشتا ناپرسم: بۆچی هاتیت؟ یاخود بۆچی ڕۆیشتی؟ یا بۆچی مایتەوە؟ ڕۆیشتن،  حەقیقەتی هەموو سێبەرەکانە کاتێک چرا دەکوژێتەوە. هەندێ جار لە خەڵوەتی وشەدا ڕادەمێنم لە بەر لێڵیی پەنجەرە، ئەم پرسیارە دەهێنم: ئەگەر تۆ نەبووایی، لە ناو کام خەونی قووڵدا ئەم منە ڕادەپەری، هەستی دەکرد تێیدایە دڵدا؟ لەگەڵت لە خۆم پەڕیم و تێپەڕیم لەم تەمەنە تەواو بوم، کەم نبوم، وەکوو خاکی ئەم وەتەنە کام ئازارە ناوی منی ئاوا دەتاشی؟ کامە دەستە شەوەکەمی بە ڕووناکی دەپاشی؟ ​لە غیابتدا ون نەبووم، بە جۆرێکی تر هەمە لە هەناسەیەکی ئێمە، پەشیمان نیم لەم خەمە! پێکەوە لە خۆن پەڕین و تێپەڕین لەم تەمەنە تەواو بووین، کەم نبووین، وەکوو خاکی ئەم وەتەنە

برێک کات هەبو ئەوەش نوسخەی دووەم و کۆتایی گۆرانی دووم،

#فیلم از #تغییر نترس! نگذار روزمرگی های زندگی، رویاهای زندگیت را از تو بگیرد. امیدت را زنده نگه دار. وقتی درد ماندن در وضعیت فعلی، از درد تغییر کردن بیشتر شود، انسان آمادهٔ تغییر می‌شود.

Repost from N/a
📖 #فقر_احمق_میکند بخش 5 قرض گرفتن و نزدیک بینی 2 اصلا چرا قرض می‌گیریم؟ پاسخ کوتاه است: آتش امروز باید خاموش شود، هرچند به قیمت خاکستر شدن فردا باشد. وقتی وارد تونل می‌شوید، منافع وام (جلوگیری از بی‌آبرویی یا حفظ مسکن در همین ماه) دقیقاً وسط تونل و فوق‌العاده درخشان است. اما هزینه‌ها (بازپرداخت اصل و سود در ماه آینده) بیرون از تونل و در تاریکی مطلق قرار دارند. نیازهای حال، واقعی و تنش‌زا هستند (گرسنگی، زنگ صاحب‌خانه). اما کمیابی فردا کاملاً انتزاعی است. ارزیابی آینده به پهنای باند شناختی و کنترل اجرایی بالا برای مقاومت نیاز دارد؛ دقیقاً دو عنصری که فقر آن‌ها را می‌بلعد! به همین دلیل، آینده از میدان محاسبات حذف می‌شود. نویسندگان برای اثبات اینکه قرض گرفتن ربطی به سواد یا شخصیت ندارد، بازی مسابقه‌ای تلویزیونی را در دانشگاه پرینستون شبیه‌سازی کردند: شرکت‌کنندگان با قرعه‌کشی تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: ثروتمندان زمانی (با زمان زیاد برای حدس زدن پاسخ‌ها) و فقرای زمانی (با زمان بسیار اندک). افراد می‌توانستند برای مرحله جاری ثانیه قرض بگیرند، اما بهای آن سنگین بود: هر یک ثانیه قرض گرفتن در حال، کسر دو ثانیه از کل زمان بازی بود. یافته‌های شگفت‌انگیز بودند؛ فقرای زمانی به دلیل پاداش تمرکز، در هر ثانیه ۵۰ درصد حدس‌های بیشتری زدند و دقیق‌تر بودند. اما همین تمرکز شدید و تونل‌زنی باعث شد به‌شدت دست به استقراض ثانیه‌ها با بهره ۱۰۰ درصد بزنند! آن‌ها ثانیه‌ها را برای پاسخ به سوال پیش‌رو قرض می‌گرفتند، مراحل بعدی‌شان کوتاه‌تر می‌شد و وارد یک چرخه تله وام کوتاه‌مدت می‌شدند. نقطه عطف آزمایش اینجا بود کە وقتی پژوهشگران امکان قرض گرفتن را کاملاً حذف کردند، نمره کلی فقرای زمانی ۶۰ درصد جهش کرد! یعنی صرف در دسترس بودن ابزار استقراض، آنها را بیچاره کرده بود. چون دانشجویان نخبه پرینستون با پرتاب سکه فقیر شده بودند، اثبات شد که نرخ استقراض بالا ناشی از کمبود ذاتی هوش یا بی‌سوادی مالی نیست؛ بلکه محصول ساختار کمیابی است. رفتار دیگری که درست شبیه استقراض عمل می‌کند، سرهم‌بندی و پشت‌گوش‌انداختن کارهای مهم اما غیرفوری است. در کارخانه سیم‌های فولادی، مدیران از مهندسان نگهداری خواستند خط تولید را در سریع‌ترین زمان ممکن راه بیندازند. نتیجه چه شد؟ مهندسان برای حل فوری ماجرا در تونل افتادند و ماشین‌ها را موقت و سرپایی سرهم‌بندی کردند؛ در نهایت هر دستگاه پیش از تعمیر اساسی سه بار خراب شد و بازدهی کارخانه سقوط کرد. جمع‌آوری‌کنندگان زباله و پارچه که روزی کمتر از یک دلار درآمد دارند، چرخ‌دستی کارشان را با ماهی ۵ تا ۱۰ دلار اجاره می‌کنند. قیمت خرید یک چرخ‌دستی نو فقط ۳۰ دلار است! اگر می‌خریدند از هزینه اجاره خلاص می‌شدند؛ اما خرید چرخ‌دستی مهم است ولی فوری نیست. دغدغه نان شب امروز، پس‌انداز ۳۰ دلاری را تا ابد بیرون تونل نگه می‌دارد. سیاستمداران در تنگنای بودجه، همیشه بودجه تعمیرات اساسی پل‌ها و جاده‌ها را خط می‌زنند (چون تخریب پل حادثه‌ای برای آینده است)؛ نتیجه اینکه طبق گزارش جامعه مهندسین، یک‌سوم پل‌های شهری آمریکا دچار نقص سازه‌ای هستند! ادامە دارد ... https://t.me/pragmatism_Rwangah

همین الان یکی از دوستان اسکرین‌شاتی رو برام فرستاد! 😳...... دوستان عزیز، من به هیچ وجه هیچ‌گونه تبلیغاتی داخل کانال نذاشته‌ام و نخواهم گذاشت. ​این موارد، تبلیغات اسپانسری خود تلگرام هستند که ربطی به ما ندارند، کاری از دستمون براش برنمیاد💔 و حتی خود مدیرهای کانال هم این تبلیغات رو نمی‌بینند. کاری میکنند، تلگرامم نداشتە باشیم.

همین الان یکی از دوستان این اسکرین‌شات رو فرستاد! 😳 دوستان عزیز، من به هیچ وجه هیچ‌گونه تبلیغاتی داخل کانال نذاشته‌ام و نخوا
همین الان یکی از دوستان این اسکرین‌شات رو فرستاد! 😳 دوستان عزیز، من به هیچ وجه هیچ‌گونه تبلیغاتی داخل کانال نذاشته‌ام و نخواهم گذاشت. ​این موارد، تبلیغات اسپانسری خود تلگرام هستند که ربطی به ما ندارند، کاری از دستمون براش برنمیاد و حتی خود مدیرهای کانال هم این تبلیغات رو نمی‌بینند. کاری میکنند، تلگرامم نداشتە باشیم.