هنرمند تنهای منزوی فراموش شده
前往频道在 Telegram
«Tout, au monde, existe pour aboutir à un livre» Unknown: https://t.me/HarfChatBot?start=a25c2e0a1dce Life art: https://t.me/+oAoLCgAzyoszZTQ0 Film recommend: https://t.me/movieforooghrecommend
显示更多397
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+430 天
数据加载中...
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+5
在1个频道中
九月 '26
+9
在1个频道中
Get PRO
八月 '26
+8
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+16
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+13
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+11
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
七月 '250
在0个频道中
Get PRO
六月 '250
在0个频道中
Get PRO
五月 '250
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+21
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+4
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+20
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+18
在3个频道中
Get PRO
八月 '24
+4
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+9
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+14
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+5
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+4
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+37
在4个频道中
Get PRO
一月 '24
+19
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+31
在8个频道中
Get PRO
十一月 '23
+22
在3个频道中
Get PRO
十月 '23
+33
在1个频道中
Get PRO
九月 '23
+65
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+47
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+52
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+98
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+54
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+224
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+360
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 13 十月 | +1 | |||
| 12 十月 | 0 | |||
| 11 十月 | +1 | |||
| 10 十月 | +1 | |||
| 09 十月 | 0 | |||
| 08 十月 | 0 | |||
| 07 十月 | +1 | |||
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | 0 | |||
| 03 十月 | +1 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
| 2 | بغض سنگی
آبرویم را برد
اشک آمد
آرزویم را برد
صبح جمعه آنقدر غمگین بود
کز درونم
تار و پودم را خورد
این سیاهی
انتقام صبح است
خاک سنگین
هست و بودم را برد
قبر تاریک و جهان بی رحم
مادرم
سنگ صبورم را برد | 260 |
| 3 | برای آرامش روح مادرم فاتحه بخوانید لطفاً. | 265 |
| 4 | ترسم از عاقبتِ دیروز است
از جهانم که به سوی مرگ است
از جهنم که به شدت بر من
و به احوال بدم میخندد
از زمانی که تمامم کردست
و تباهی تنم پررنگ است
ذهنِ من از شعف کابوسش
حال،دنبال تنم میگردد
چارهی ذهنی من بر امروز
نیست،جز گم شدن دیروزم
چونکه فردا ز خیالم کَم شد
مرگِ هر خاطره را میبوسم
پس فراموشیِ من را پس ده
آن،تمامِ ضربان مرگ است
من اگر خواب روم میدانم
که شکست خفقانم سخت است
من به سوگِ جریان دیروز
گور هر خاطره را میکندم
چونکه امیدِ جهانم گم شد
حال،بر روز و شبم میخندم
ذاتِ هذیان پس از بیداری
حال،مبنای زبانم گشته
طنزِ موزونِ کتاب شعرم
شوری خون دهانم گشته
من ز خود مرده ترم میدانم
مرگ را پس بزنم میمانم
لیک از عاقبت فردایم
ترس نبض جریانم گشته
من که خود دفن شدم در دیروز
لیک خود را پسِ فردا دیدم
اضطرابم همه شد هستی سوز
دیگرم مرگ زمان را دیدم
گرهِ کورِ زمانِ جبری
در پس گم شدنم،پیدا شد
من فقط خاطرهای بد بودم
عاقبت
رازِ زمان،افشا شد
"دانهبرف" | 213 |
| 5 | اگر اعتقاد دارید برای مادرم حمد شفا بخوانید. | 259 |
| 6 | اکنون، فراموشی جهانم را که بلعید
امکان هر آیندهای درجا بخشکید
فردا به من در مردنم در روز خندید
امروز،هر ناگفته را از ذهن دزدید
ذهنم به هر سهوا خطا با خشم غرید
گویی ز نافهمی ز خویشش سخت ترسید
بی یاد و بی امکانِ حفظ مرگ دیروز
دیگر نمیباید تلاشِ حافظه بر حفظ امروز
هذیانِ بیمعنا به جنگ خاطره مُرد
لیکن جهان ذهنیام گویی ز شیدایی کتک خورد
پس من کجا هستم کنون با مرگ امروز؟!
شاید که جا ماندم برای صد ابد در گور دیروز
پر اشک،در رویای پیدایی امروز
خود را رها کردم به شیدایی دیروز
دیگر نمیدانم چه چیز ماند و گم شد!
شاید که امکان تعقل بر وجودم هم ز من مرد
"دانهبرف" | 278 |
| 7 | مرثیهی فراموشی. | 413 |
| 8 | از خواب سنگینیم که ترسیدم
گویی به گور خویش خندیدم
شب ها مرا بازیچهی تصمیم خود کردند
بر چهرهی ترسیده ام
هر بار میخندند
من خود ز ترس زنده ام از خواب
کردم خودم را دم به دم بیتاب
چون که نمیشد که بمیرم من در این مردن
این تخت من شد آن تمام پرتگاه من
کابوس، مانند مریضی در تنم گم شد
تعلیق در هر خواب و بیداری مصور شد
این چشم های خسته ام دیگر نمیخوابد
از وحشت بی مرگیاش کابوس میبافد
کابوس بیداری که شد عادت به چشمانم
یعنی به تعلیق نبود خویش میمانم
"دانهبرف" | 254 |
| 9 | تو از مهرم گریزانی
تو
جدّ چشم گریانی
کتاب شعر من میسوخت
ولی اکنون
تو میخوانی
صدای نغمهی سرخت
رسیده
بر جهان شب
کتاب شعر پایان یافت
چه بد..
تو
رو به پایانی
تو بودی چند خط شعرم
به وقت خواهشم بر مرگ
تو هستی که به هر خطت
مرا
از مرگ میرانی
ولی هر بار میمیرم
چو میآغازیم در شعر
که میمیرم ولی ماندم
در این چند بیت پنهانی
ولی اکنون که گریانی
مرا از حفظ میخوانی
کتاب و دفترم گم شد
دگر
باید بیارامی
"دانهبرف" | 195 |
| 10 | alireza-azar-HAM-MARG.mp3 | 22 |
| 11 | 没有文字... | 32 |
| 12 | 没有文字... | 31 |
| 13 | تو از مهرم گریزانی
تو
جدّ چشم گریانی
کتاب شعر من میسوخت
ولی اکنون
تو میخوانی
صدای نغمهی سرخت
رسیده
بر جهان شب
کتاب شعر پایان یافت
چه بد..
تو
رو به پایانی
تو بودی چند خط شعرم
به وقت خواهشم بر مرگ
تو هستی که به هر خطت
مرا
از مرگ میرانی
ولی هر بار میمیرم
چو میآغازیم در شعر
که میمیرم ولی ماندم
در این چند بیت پنهانی
ولی اکنون که گریانی
مرا از حفظ میخوانی
کتاب و دفترم گم شد
دگر
باید بیارامی
"دانهبرف" | 174 |
| 14 | sticker.webp | 18 |
| 15 | ای وایی | 19 |
| 16 | 语音消息 | 18 |
| 17 | میبوسمت عزیزم لطف داری بهم💋💋 | 34 |
| 18 | قربونت بشم الهی عزیزم. | 49 |
| 19 | وای، متن های دانهبرف، باعث میشه احساس کنم هنوز کسی به غیر از سهراب میتونه روحم رو وقتی ناراحتم نوازش کنه... | 47 |
| 20 | از درونم که تو را میبینم
مثل صبح مرگ من زیبایی
از جنون بیزاری
خنده بر لب داری
من ولی غمگینم
همچنان هم باقیست
در مکانی چیزی...
خاطره اجباریست
از وجودم چیزی...
مانده آنجا انگار
تو ولی با تردید
از تنم بیزاری
در دلت چیزی نیست
من شدم بیماری
در تنت سرگردان
مثل طفلی گریان
غده ی اشکم نیست
آفتاب گریان
صبح های ویران
من شدم سرگردان
تو ز شب مینالی
عاقبت در دیروز
اضطراب صبح است
من تو را تف کردم
پس چرا خوشحالی؟
پرسشم ثابت بود
از تویی که ماندی
تو که شب را دیدی
پس چرا بیداری؟
"دانهبرف" | 303 |
