از گل به سر خانوم
前往频道在 Telegram
تکهای کوچک از پیچ و تاب افکار و دارِ مکافاتی از گذشته... جهت ارتباط با من: http://t.me/HidenChat_bot?start=6154571948 چنل چالشهای نوشتن: https://t.me/shabhaye_neveshtan
显示更多287
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-1730 天
数据加载中...
吸引订阅者
八月 '26
八月 '260
在0个频道中
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+4
在1个频道中
Get PRO
五月 '260
在1个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '250
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '250
在0个频道中
Get PRO
九月 '250
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+380
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+211
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+424
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+599
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+514
在3个频道中
Get PRO
二月 '25
+675
在9个频道中
Get PRO
一月 '25
+1 393
在28个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 172
在24个频道中
Get PRO
十一月 '24
+434
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+444
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+84
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+106
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+267
在5个频道中
Get PRO
六月 '24
+81
在3个频道中
Get PRO
五月 '24
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+48
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+230
在4个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 01 八月 | 0 |
频道帖子
در آن لحظه، همه چیز برایم روشن شد. فهمیدم که زندگی هیچ معنایی ندارد، و درست در همین بیمعنایی بود که آزادی واقعی پنهان است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن نداشته باشد، همه چیز را به دست آورده است. هیچ چیز مهم نیست جز این که زندگی کنیم، بیهیچ دلیلی، فقط چون آفتاب هست و باد بر صورتمان میوزد.
-آلبر کامو، بیگانه
| 2 | فور بزنید ازتون دوتا پستِ مورد علاقمو فور بزنم🌊🩵 | 10 |
| 3 | مرسی که برام به این زیبایی نوشتی بانو🤍 | 64 |
| 4 | همهچیز بهانهایست. بهانهای برای زنده ماندن، برای ادامه دادن، برای گریستن... مگر در این جهانِ پر تناقص میشود ما در آغوشِ خیال آسوده بخوابیم؟ جوانی، اوضاع نابسامانی دارد. نمیشود در عشقبازیها غرق شد. شرایط نمیگذارد، یا آدمش روان ندارد. نمیشود پا به میخانه گذاشت، در خیابان رقصید و دست در دست یار قدم زد. خب گاه میگویم از ما که گذشت، وای به حال دگران. ولی هنوز مانده، مانده تا نقطه نقطه از وجودمان را در بر بگیرد. مانده تا غم ما را فرا بگیرد. اما عزیز من، آرام به زندگیت بپرداز. عشق از راه میرسد، همچون امید که رسید. شاید روزی جوانی به استقبال ما هم آمد، آنطور که شاید و باید...
-سَمی آ | 61 |
| 5 | (عکس برای خودم نیست و اصلا نمیدونم از کجا به گالریم رسیده) | 65 |
| 6 | به هر حال قلمت وقتی اختیارش با خودته هم خیلی زیبا بازی میکنه | 56 |
| 7 | منم با تاخیر توی چالش سمیرا شرکت کنم
سه کلمهی من رو خودت بر اساس چیزی که از من به ذهنت میاد انتخاب کن | 97 |
| 8 | Bomrani_Donyaye_Gondeye_Birahme_Khoshgel_The_Big_Beautiful_Cr.mp3 | 54 |
| 9 | متشکرمممم
نهایت تلاشمو خواهم کرد🫠😂
فعلا که پیش شما موندگارم | 61 |
| 10 | همچنین خود شما هم برای من همین بودی و واقعا لطف داری بهم🤍 | 60 |
| 11 | آره دقیقا ولی قلمت اینقدر ماهرانه میرقصه که بازم به اوج خواهد رسید. دیگه بیخبر نریااا | 54 |
| 12 | مگه میشه شمارو یادم بره؟ از اولین چنلایی بودین که باهاش ارتباط گرفتم و واقعا دوسش دارم
منم خوشحالم که دوباره شروع کردی و اومدی. | 41 |
| 13 | من اینجا رو پابلیک میکنم مجدد
فکر نمیکنم دیگه تلاش کنم جمعمون از این بزرگتر بشه و همین جمع خودمون رو ترجیح بدم
ولی میتونید لینک اینجا رو به دوستاتون یا کسانی که قبلا همراه بودن و میشناختین بدین
از همگی سپاسگزارم♡ | 41 |
| 14 | به هر حال از همه ی عزیزانی که از اون ۳ هزار نفر همچنان اینجا باقی موندن و دنبال کردن خیلی ممنونم
برام خیلی ارزشمنده | 55 |
| 15 | راستش فکر میکنم این بار نرم و موندگارم.
شاید چند روز یک بار چیزی بنویسم اما فکر میکنم که خواهم نوشت به شکل مداوم.
یکم افسوس اینو دارم که چرا اینجا رو توی اوجش ول کردم
نمیدونم چرا ولی دستم ابدا به نوشتن نمیرفت برای طولانی مدت
الان دوباره ذوقش به قول یکی از دوستان در من متبلور شده | 64 |
| 16 | درود بر شما بانو🤍
سپاس که هنوز من و اینجا رو یادت هست
معلومه که یادمه. قلمت فراموش شدنی نیست
یه مدتی گمت کردم ولی یادم نیست چرا و چطور. به هر حال خوشحالم که دوباره پیدات کردم. | 62 |
| 17 | گل به سر خانوم اومده ولی میاد و میره. نمیدونم مارو یادته یا نه ولی دلمون تنگت بود خانوم خانوماااا | 40 |
| 18 | گاهی صدایی در سرم شروع میشود. کم است. اندک. مثل یک همهمهی در گوشیِ کوتاه. فکری ساده و معمولی از اتفاقات روز و آدمها، از چیزهایی که دیده و ندیدهام. از آدمها، آدمها و آدمها. بعد مثل ریسیدن نخ، تارِ نازک افکارم به هم میپیچد و میپیچد و طنابی میشود. طناب گرهی میخورد و برای پر کردن خلاء میانش، گردن مرا برمیگزیند. پای چوبهی دارش که میایستم، چهارپایه را از زیر پایم نمیکشد. مرا به همان شکل رها میکند. نفس نفس زنان و در حال درخواست کمکی که صدایش را هیچکس نمیشنود. نفسی به زور میآید و میرود؛ آنقدر که نمیری و زندگی را هم نفهمی. گوشهایم پر از فریادی طنین انداز است که تنها بین استخوانهای جمجمه اکو میشود و تارهای صوتی برایش فلج میمانند.
و تمام چیزی که میخواهم بگویم این است که من خستهام. از بلاتکلیفی و انتظار و آدمها و اضطراب و آدمها و آینده و آدمها و افکار و آدمها و آدمها و آدمها.
-گل به سر خانوم | 119 |
| 19 | زندهام
هر چه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری؟
زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم
عشق من
اَرّهی تن تیزتری هم داری؟
-علیرضا آذر | 82 |
| 20 | زندهایم.
زندهایم!
زندهایم؟ | 52 |
