ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

# 𝖫𝖠𝖵𝖠𝖶𝖠𝖵𝖤﹙𝖳𝖳𝖲 𝖾𝗋𝖺﹚

# 𝖫𝖠𝖵𝖠𝖶𝖠𝖵𝖤﹙𝖳𝖳𝖲 𝖾𝗋𝖺﹚

前往频道在 Telegram

بنده یک عدد خانه خرابِ بیلکین‌پیپی، وینی‌ساتانگ، اسکای‌نانی، فرست‌خائو و همه‌ی خانومی‌های نازم.🎀 جهت برقراری ارتباط: t.me/hidenchat_bot?start=361707597

显示更多
516
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-130 天
帖子存档
وقتی دوباره "وی‌وی" صداش زد:)

+ وی‌وی ، گریه نکن . بسه .. دیگه گریه نکن . ‌
+1
+ وی‌وی ، گریه نکن . بسه .. دیگه گریه نکن . ‌

+ گریه کن . امروز مخصوصا اومدم تا گریه‌ات رو ببینم . هر چقدر بیشتر گریه کنی ، من خوشحال‌تر می‌شم . با احساسات ادم‌ها بازی کرد
+1
+ گریه کن . امروز مخصوصا اومدم تا گریه‌ات رو ببینم . هر چقدر بیشتر گریه کنی ، من خوشحال‌تر می‌شم . با احساسات ادم‌ها بازی کردی . هر چی درد بکشی حقته . هیچکس دلش برات نمی‌سوزه . ‌

+ نگاه کن چقدر لاغر شدی .. قبلا حداقل یه ذره قیافه داشتی ! الان دیگه شبیه ادم هم نیستی . می‌دونی دیدنت تو این حالت ، چه حسی ب
+1
+ نگاه کن چقدر لاغر شدی .. قبلا حداقل یه ذره قیافه داشتی ! الان دیگه شبیه ادم هم نیستی . می‌دونی دیدنت تو این حالت ، چه حسی بهم می‌ده ؟ نمی‌دونی چقدر خوشحالم می‌کنه . ‌

− چرا اومدی اینجا ؟ + اومدن اذیت و مضحکه شدنت رو تماشا کنم . − شنیدم که وانگ‌ژن ، وانگ‌شو رو با خودش برده . نمی‌خوای بری دنبا
+1
− چرا اومدی اینجا ؟ + اومدن اذیت و مضحکه شدنت رو تماشا کنم . − شنیدم که وانگ‌ژن ، وانگ‌شو رو با خودش برده . نمی‌خوای بری دنبالشون ؟ + راستش هنوز از تماشا کردن درد کشیدنت سیر نشدم . چطوری می‌تونم راحت با وانگ‌شو بذارم برم ؟ − باشه ، پس خوب نگاه کن . انقدر نگاه کن تا راضی شی . ‌

« از طرف پسرت ، چی‌چنگ »
+1
« از طرف پسرت ، چی‌چنگ »

اپیزود 19 : 💔 اپیزود 20 : ❤️‍🩹

+1
— 𝖽𝗂𝖽 𝗒𝗈𝗎 𝗀𝖾𝗍 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝗅𝗈𝗏𝖾 , 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝖽𝗈𝗏𝖾 ?!

Sufjan Stevens - Fourth of July.mp310.77 MB

شَر، مثل تب یهو پخش شد، وقتی مُردی شب بود، کرم شب‌تابِ من.. چی می‌تونستم بگم تا تو رو از مرگ جدا کنم؟ اه، می‌شه من اسمون توی
شَر، مثل تب یهو پخش شد، وقتی مُردی شب بود، کرم شب‌تابِ من.. چی می‌تونستم بگم تا تو رو از مرگ جدا کنم؟ اه، می‌شه من اسمون توی چهارم جولای باشم؟
خب، به اندازه کافی صحبت کردی، شاهین کوچولوی من، چرا گریه می‌کنی؟ بهم بگو چه چیزی از اتش‌سوزی تیلاموک، یا چهارم جولای یاد گرفتی؟ همه‌ی ما می‌میریم..
روی تخت نشستی با حلقه‌ی نوری دور سرت، همش الکی بود، مثل دوره راهنمایی؟ جایی که همه چیز تخیلی، مربوط به اینده و حدس بود. حالا من کجام؟ اذوقه‌ی محو شده‌ام..
به اندازه کافی عشق دریافت کردی، کبوتر کوچک من؟ چرا گریه می‌کنی؟ متاسفم که رفتم، ولی این بهترین کار بود، با اینکه هیچوقت درست به نظر نیومد.. ورسای کوچک من..
بیمارستان پرسید: "باید جسد رو چکار کنیم؟" قبل از اینکه خداحافظی کنم، ستاره‌ی اسمونم.. پیچیدنت توی پارچه فکر خنده‌داریه! به نظرت خوبه، سنجاقک من؟
می‌شه به ماه نگاه کنیم، پسر کوچولوی من؟ چرا گریه می‌کنی؟ از زندگیت نهایت استفاده رو بکن، در حالی که پرباره، در حالی که روشنه.. خب، به اندازه کافی صحبت کردی، شاهین کوچولوی من، چرا گریه می‌کنی؟ بهم بگو چه چیزی از اتش‌سوزی تیلاموک، یا چهارم جولای یاد گرفتی؟ همه‌ی ما می‌میریم..