"Cigarettes after shrek"
前往频道在 Telegram
502
订阅者
+124 小时
+97 天
+1430 天
帖子存档
در ظاهر روی پاهایم ایستاده ام.
گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم.
اما حقیقت این است که خسته هستم.
میخواهم فرار کنم.
میخواهم بروم و ناپدید شوم.
فکر میکردم میشناسمش...
ولی اصلا نمیشناسم...
چقدربده این همه وقت بزاری برای ینفر باهاش وقت بگذرونی..
و بفهمی فقط یه غریبس.
Put me to sleep evil angel
Open your wings evil angel
Fly over me evil angel
Why can't I breathe evil angel?
No
Don't leave me to die here
Help me survive here alone
Don't remember
Remember
Repost from سه تکه استخوان
مثل نفسهایی آخری که داخل بادکنک میدمند میدانم که خطر نابود شدن تهدیدم میکند اما عامدانه ادامه میدهم. میخواستم به طرز باشکوهی نابود شوم اما هیچوقت، هیچچیز، مرا تمام نکرد؛ جز اینکه هر روز بر تعداد سنگهای روی سینهام افزوده شد.
Repost from “در ماه”
و درد به استخوانِمان رسیده اما هنوز خودمان را نباختهایم و روزگار را زندگی میکنیم. و هنوز آنقدر میخندیم که سرمان از این همه ناخوشیهایی که مجبور به پذیرفتنش کردیم درد میگیرد.
- فرگل مشتاقی.
