This I Love
前往频道在 Telegram
تاحالا واقعا آزاد بودی؟ اینجا میخوام آزاد باشم. Pinterest:https://pin.it/3ZbnifawU
显示更多764
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-3230 天
帖子存档
764
خیلی بامزهست که با کلی آدم در دولینگو، ماه هاست تمرین میکنیم بدون اینکه حتی همو بشناسیم.
764
Over the water your voice lingers.
Just be by my side, When the river sweeps my feet away.
Though I gave you no hope, and all you love I repaid with pain.
764
"یک خبر خوب برایت دارم و یک خبر بد. اول خبر بد. قرار است ناخنهای دستت یا ناخنهای پات را با سیم چین بچینیم. متاسفم ولی تصمیمی است که دیگر گرفته شده و عوض نمیشود. بعدش از توی کیفم یک سیم چین گنده ترسناک در میارم و به همه نشان میدهم. یواش، جوری که خاطر جمع شوم همه خوب میبینندش. بعد میگویم: حالا خبر خوب: تو آزادی که بین ناخنهای دستت یا ناخنهای پات انتخاب کنی. کدامش؟ ۱۰ ثانیه وقت داری تصمیم بگیری. اگر نتوانی تصمیم بگیری، هم انگشتهای دستت را میچینم هم پات را. بعد شروع میکنم به شمردن. بیشتر آدمها هفت هشت ثانیه بعدش میگویند انگشتهای پا. میگویم باشد، پس انگشتهای پا. من با این سیم چین میچینمشان. ولی قبلش میخواهم یک چیزی را به من بگویی. چرا انگشتهای پا را انتخاب کردی، نه دست را؟ طرف معمولاً میگوید نمیدانم. فکر کنم دردشان یک اندازه باشد. ولی چون مجبور بودم یکی را انتخاب کنم، پا را انتخاب کردم. من نگاهش میکنم، گرم تشویقش میکنم و میگویم به دنیای واقعی خوش آمدی."
به هر کدام از ما آزادی انتخاب دادهاند، نکته داستان همین است.
سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش
