ch
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

前往频道在 Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

显示更多
746
订阅者
无数据24 小时
+47
+1930
帖子存档
sticker.webp0.17 KB

🔥❤️🔥
خانه سرخ وُ کوچه سرخ است وُ خیابان سرخ است آری از خون پهنه‌ی برزن وُ میدان سرخ است
------------------------ _چگونه می شود خوابید وقتی آسمان سرخ است زمین سرخ است... صدای بی صدای آهوان سرخ است و فریاد گلوی مرغکان در قفس سرخ است؛ چگونه می شود خوابید؟؟؟ وقتی گورهای بی نفس سرخ است؟! #فرح_فریماااا_معمای_عشق 🍏🍎🍃

🔥

🔥

● دلم از اين خرابيها بُـوَد خوش، زان كه مي‌دانم خرابي چون كه از حد بگذرد، آباد مي‌گردد ز بيداد فزون ، آهنگري گمنام و زحمتكش علمدار و عَـلَم ، چون كاوة حداد مي‌گردد به ويرانيِ اين اوضاع ، هستم مطمئن ، زان رو كه بنيان جفا و جور بي بنياد مي‌گردد ✍#فرخی_یزدی 🍏🍎🍃

🔥

● ﭘﺪﺭ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ می گفت: ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ، ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺭﻭ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺩﺍﺭﻩ نمی کنه؛ ﻟﺬﺍ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺬﺍﺭﯼ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺍﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺑﺨﻮﺍﯼ ... ✍#ﻣﺤﻤﺪ_ﺍﻓﻐﺎﻧﯽ 📕#ﺑﺎﻓﺘﻪ_ﻫﺎﯼ_ﺭﻧﺞ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.55 KB

💚🤍❤️ 🎼" مردِ نقره‌ای " 🗣#محمد_اصفهانی ایران شروع و پایان ایران بالا تر از جان ایران نبینمت ویران ایران تمام باور ایران کلام آخر ایران نبینمت پرپر....... 🍏🍎🍃

sticker.webp0.53 KB

sticker.webp0.47 KB

چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید با که گویم که بگوید سخنی با یارم؟ #حافظ

sticker.webp0.68 KB

دیدهٔ بخت به افسانهٔ او شد در خواب کو نسیمی ز عنایت که کُنَد بیدارم؟ #حافظ

sticker.webp0.93 KB

پاسبانِ حرمِ دل شده‌ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم #حافظ

پاسبانِ حرمِ دل شده‌ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم #حافظ

پاسبانِ حرمِ دل شده‌ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم #حافظ

sticker.webp0.31 KB

🎧 #غزلیات_حافظ_324 📖 هر روز یک غزل از حافظ --------------------- گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم همچُنان چشمِ گشاد از کَرَمَش می‌دارم به طَرَب حمل مَکُن سرخیِ رویم که چو جام خونِ دل عکس برون می‌دهد از رخسارم پردهٔ مطربم از دست برون خواهد برد آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم پاسبانِ حرمِ دل شده‌ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم منم آن شاعرِ ساحر که به افسونِ سخن از نِیِ کِلک، همه قند و شِکَر می‌بارم دیدهٔ بخت به افسانهٔ او شد در خواب کو نسیمی ز عنایت که کُنَد بیدارم؟ چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید با که گویم که بگوید سخنی با یارم؟ دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا بجز از خاکِ درش با که بُوَد بازارم؟ 🍏🍎🍃