معمای عشق
前往频道在 Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
显示更多789
订阅者
+224 小时
无数据7 天
+930 天
帖子存档
787
تنها آنان که خود خدایگوناند، خدایان را باور دارند.
✍ #فریدریش_هولدرین
📕 آتشهای خدایان
787
🎼❤️🎼
نفسم گرفت از این شهر
در این حصار ؛ بشکن
در این حصارِ جادوییِ
روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ
برآر
رایت خون
به جنون صلابتِ
صخره ی کوهسار بشکن
تو که ترجمانِ صبحی
به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا،
صف انتظار بشکن
شب غارت تتاران
همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه
دیوسار بشکن
زبرون کسی نیاید،
جویباری تو این جا
تو ز خویشتن برون آ
سپه تتار بشکن
سر آن ندارد امشب
که برآید آفتابی
تو خود آفتابِ خود باش ،
طلسم کار بشکن
به سرای تا که هستی
که سرودنست بودن
به ترنمی دژِ وحشتِ
این دیار بشکن.
🎤 #حبیب
🎧 نفس
✍: استاد_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
787
🎼❤️🎼
نفسم گرفت از این شهر
در این حصار ؛ بشکن
در این حصارِ جادوییِ
روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ
برآر
رایت خون
به جنون صلابتِ
صخره ی کوهسار بشکن
تو که ترجمانِ صبحی
به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا،
صف انتظار بشکن
شب غارت تتاران
همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه
دیوسار بشکن
زبرون کسی نیاید،
جویباری تو این جا
تو ز خویشتن برون آ
سپه تتار بشکن
سر آن ندارد امشب
که برآید آفتابی
تو خود آفتابِ خود باش ،
طلسم کار بشکن
به سرای تا که هستی
که سرودنست بودن
به ترنمی دژِ وحشتِ
این دیار بشکن.
🎤 #حبیب
🎧 نفس
✍: استاد_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
787
سر آن ندارد امشب
که برآید آفتابی
تو خود آفتابِ خود باش ،
طلسم کار بشکن
به سرای تا که هستی
که سرودنست بودن
به ترنمی دژِ وحشتِ
این دیار بشکن.
#محمد_رضا_شفیعی_گرکنی
🍏🍎🍃
787
○
پژواک خودم بودم
و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا،
هرچه صدا،
هرچه صدا ، تو....
✍#محمدعلی_بهمنی
🍏🍎🍃
787
🎼❤️🎼
بی تو من از نسل بارانم بارانم بارانم
چون ابر بهارانم گریانم گریانم گریانم...
چه تلخ است در وطن غریبانه مردن ... 🕊
یادش سبز سالروز سفرش گرامی
🍏🍎🍃
787
نفسم گرفت از این شهر
در این حصار ؛ بشکن
در این حصارِ جادوییِ
روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ
برآر
رایت خون
به جنون صلابتِ
صخره ی کوهسار بشکن
تو که ترجمانِ صبحی
به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا،
صف انتظار بشکن
شب غارت تتاران
همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه
دیوسار بشکن
زبرون کسی نیاید،
جویباری تو این جا
تو ز خویشتن برون آ
سپه تتار بشکن
سر آن ندارد امشب
که برآید آفتابی
تو خود آفتابِ خود باش ،
طلسم کار بشکن
به سرای تا که هستی
که سرودنست بودن
به ترنمی دژِ وحشتِ
این دیار بشکن.
@ketab_melitarism2
🎤 #حبیب
🎧 نفس
شعر: محمدرضا شفیعی کدکنی
787
🎼❤️🎼
در کدامین؟
کوچه یِ بن بست؛
ردِ پاهایِ تو گم شد
که خیابان ها؛
همه دورند ، مه آلود اند
تمامِ عابران خسته؛
همه ابری... همه کورند!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
