ch
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

前往频道在 Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

显示更多
735
订阅者
+124 小时
+57
-130
帖子存档
📚

📕✨📕 📕 #بارون_درخت_نشین ✍ #ایتالو_کالوینو 🎤 آرمان_ سلطان_ زاده ▪️بخش /19 برای بهتر دیدن زمین، باید کمی از آن فاصله گرفت. 🍏🍎🍃

photo content

🕊

یاد تمامی ِ عزیزان سفر کرده به عشق... 🕊🤍🖤❤️ و یاد چکاوک های سفر کرده ای که بی هنگام... اسیر دست صیاد بی رحم زمانه شدند و بال پروازشان در آسمان ابری کبود این روزها و شب های تلخ شکست... یادشان سبز 🕊🥀

sticker.webp0.38 KB

🎼❤️🎼 به باز آمدنت چنان دلخوشم که طفلی به صبح عید پرستویی به ظهر بهار و من به دیدن تو چنان در آینه ات مشغولم که جهان از کنارم می گذرد بی آنکه سر برگردانم در فصل های خونین هم می توان عاشق بود . ✍#علی_باباچاهی درگذشته ۴ اسفند ۱۴۰۴ بال پروازش سبز یادش گرامی 🍏🍎🍃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌

sticker.webp0.51 KB

گر چه گَردآلودِ فقرم، شرم باد از همتم گر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم #حافظ

sticker.webp0.19 KB

AnimatedSticker.tgs0.59 KB

عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطفِ دوست تنگ چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم #حافظ

sticker.webp0.23 KB

عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم #حافظ

🎧 #غزلیات_حافظ_346 📖 هر روز یک غزل از حافظ -------------------- من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم محتسب داند که من این کارها کمتر کنم من که عیبِ توبه‌کاران کرده باشم بارها توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نامِ فِسق داوری دارم بسی یا رب، که را داور کنم؟ بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ من تا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنج‌ها کِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شست کج دلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم، شرط با ساغَر کُنم من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دست کِی طمع در گردشِ گردونِ دون‌پَرور کنم گر چه گَردآلودِ فقرم، شرم باد از همتم گر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطفِ دوست تنگ چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را، ولی من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم 🍏🍎🍃

sticker.webp0.30 KB

🎼❤️🎼 خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت..... #هوشنگ_ابتهاج 🍏🍎🍃