معمای عشق
前往频道在 Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
显示更多785
订阅者
+224 小时
+97 天
+2130 天
帖子存档
785
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری؟
#حافظ
785
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
#حافظ
785
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
#حافظ
785
هر روز یک غزل با حافظ
----------------------
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری؟
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری
🍏🍎🍃
785
🎼❤️🎼
دردی که درمانش تو باشی دوست دارم
بغضی که بارانش تو باشی دوست دارم
دیوانه ام من گر چه پایان منی تو
هرچه که پایانش تو باشی دوست دارم
🍏🍎🍃
785
○
اهلی كردن یعنی پیوند بستن. اگر تو مرا اهلی كنی هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت. تو برای من یگانه جهان خواهی شد و من برای تو یگانه جهان خواهم شد.
هیچ چیز كامل نیست.
اگر تو مرا اهلی كنی و با من پیوند ببندی، زندگی ام چنان روشن خواهد شد كه انگار نور آفتاب بر آن تابیده است. صدای پای تو برایم مثل نغمه موسیقی خواهد بود. گندمزارها چیزی به یاد من نمی آورند. ولی تو موهای طلایی داری. پس وقتی اهلی ام كنی و با من پیوند ببندی معجزه می شود! گندم كه طلایی رنگ است یاد تو را برایم زنده می كند و من زمزمه باد را در گندمزارها دوست خواهم داشت.
فقط چیزهایی را كه اهلی كنی و با آنها پیوند ببندی می توانی بشناسی.
آدم بزرگها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. همه چیزها را ساخته و آماده میخرند. ولی چون كسی نیست كه دوست بفروشد آدم ها دیگر دوستی ندارند.
زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست.
در صورتی كه اهلیام كنی و با من عهد و پیمان ببندی، اگر در ساعت چهار بعد از ظهر بیایی، من از ساعت سه بعد از ظهر حس می كنم كه خوشبختم. هر چه ساعت پیشتر میرود، خوشبختیم بیشتر میشود. در ساعت چهار به هیجان میآیم و نگران میشوم و آن وقت قدر خوشبختی را می فهمم.
فقط با چشم دل میتوان خوب دید.
اصل چیزها از چشم ِ سر پنهان است.
📕 شازده کوچولو
✍آنتوان دوسنت اگزوپری
🍏🍎🍃
785
○
ما زندگی خود را صرف تلاش برای نشکستن میکنیم - گویی درد یک نقص است، گویی ترکها به معنای شکست هستند؛ اما در حقیقت، شکستن آغاز است.
آتشی که از آن عبور کردی برای نابودی تو نبود. آن آتش برای سوزاندن توهمات بود. آتشی بود برای سوزاندن انتظارات و ماسکها و نقابها.
اصلاً هرگز قرار نبود که تو دستنخورده باقی بمانی بلکه قرار بود تا دوباره شکل بگیری - با حقیقت، با از دست دادن، با عشق، با سکوت.
زخمها از تقدس تو کم نمیکنند. آنها لحظاتی را نشان میدهند که بهجای فرار کردن، برخاستی. آنها یادآور این هستند که حتی در مواجهه با فروپاشی، تو ادامه دادن را انتخاب کردی. نه به عنوان کسی که بودی، بلکه به عنوان کسی که حقیقتاً هستی.
پس نه... برای خودِ قدیمیات سوگواری نکن. آن نسخه از تو حقیقی نبود – آن فقط نسخهای امن بود. قدردان شکستهایت باش. آن به ظاهر شکستها تو را به اصالت و فطرت و الوهیت درونت بازگرداندند. آن شکستها، تو را «حقیقی» ساختند.
👤#الهی_قمشهای
🍏🍎🍃
785
○
آن بیشههای الماس
باز از کرانهی صبح
شب را به آب دادند
شاد آن خجسته صبحی
کان روشنان جاری
در بستر سکوت و
شط نظارهی من
هر سنگ و صخرهای را
موج و شتاب دادند
وان لحظهای که مرغان
در دوردست خواندند
و این سوی رودباران
گلها جواب دادند
استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
785
میخواهم از زمانی که برایم باقی مانده لذت ببرم.
شاکر روزهایی که هر یک به هدیهای میماند.
رویاها و امیدهایی که هنوز امکان ممکن شدن دارند.
و عشقها و مهربانیهایی که هنوز فرصت تجربه کردنشان با ماست...
یک روز، روز آخر ما خواهد بود...
#مارگوت_بیکل
🍏🍎🍃
