ch
Feedback
Humint.

Humint.

前往频道在 Telegram

the devil. , @shiano

显示更多
未指定国家未指定类别
251
订阅者
-424 小时
-567 天
-16730 天
帖子存档
and the light will guide us to a million stars.

photo content

Take Yourself Home.mp31.58 MB

قسم می‌خورم که نظیرِ ستاره‌های چشم‌های تو، توی هیچ منظومه‌ای وجود نداره. وقتی غرق تماشاشون میشم، می‌تونم دلیل زندگیم رو توی عمقِ تصویرِ چشم‌هات پیدا کنم چون کهکشانِ چشم‌هات، جایگزینِ سیاهچاله‌ی افکارم شدن و ستاره‌ی قطبیِ نگاهت راه رو بهم نشون داد. با این حال، من همیشه توی نقطه‌ایم که می‌خوام قلبم رو برات به حرف در بیارم چون کلماتِ خودم کافی نیستن. دلم می‌خواد داد برنم که عاشقِ کسی شدم که توی چشم‌هاش ستاره‌ها رو نگه می‌داره و توی دست‌هاش قلبِ منو.

photo content

کهکشانِ چشم‌هات، جایگزینِ سیاه‌چاله‌‌ی افکارم شدن.

تو همون باریکه‌ی نوری بودی که وسط تونلِ وحشت زندگیم چشمم بهش خورد. درست وقتی که غرقِ تاریکی بودم و تشنه‌ی روشنایی. انگار که وجودت یه سراب بود ولی بیشتر از هر چیزی حست می‌کردم. گرمات یخبندون قلبمو آب کرده بود، روشناییت چشم‌هام رو بینا کرده بود، و خودت همه‌ی سایه‌ها رو پشت سرم جا می‌ذاشتی و اشتیاقم رو نسبت به خودت بیشتر می‌کردی. فقط توی مسیرِ آغوشت حرکت می‌کردم که بی‌هوا دیدم نه تاریکی‌ای اینجاست، و نه منی. همه چیز تو بودی.

چون تو دینِ من هستی ٬

Lana-Del-Rey-Religion-320.mp312.38 MB

، توی رگ‌هام حست می‌کنم، ملموس‌تر از تپش‌های قلبم، نزدیک‌تر از هوایی که تنفس می‌کنم. آرامشِ این روح، خونه‌ی امنِ این تن، مرهمِ این زخم‌، قرارِ این بی‌قراری، شیرینیِ این زهر، فریادِ این سکوت، روشنیِ این سیاهی، لبخندِ این اشک‌، لازمه‌ی تمامیِ روز و شب‌ها…

+1

من با انگشت‌هام به کلاویه‌ها معنا می‌دادم، تو با وجودت، به زندگیِ من و با صدات، به آوای خشک و خالیِ پیانو. اگر دلتنگی برای تماشای شاهکارِ چهره‌ت بهم اجازه می‌داد، می‌خواستم ساعت‌ها بنوازم تا نوای تو گوش‌هام رو نوازش کنه، روحمو لمس کنه و توی عمق وجودم احساسی رو به وجود بیاره که تا به حال هیچ عنوانی براش ساخته نشده؛ ولی تصویرِ لبخندت، ستاره‌های چشم‌هات، تارِ موهات و سراسرِ وجودت، منظره‌ای هستن که چشم‌هام هر لحظه برای دیدنشون بی‌تابی می‌کنن و اگر لحظه‌ای در معرض دیدشون قرار بگیری، چشم برداشتن ازت تبدیل میشه به محال‌ترین اتفاق. همه‌ی وجودت همینه، نه؟ هر قسمت از تو برام مثل آرام‌بخشی می‌مونه که هر لحظه عطشم رو برای خواستنش بیشتر می‌کنه و همه‌ی دردهام رو توی عمیق‌ترین لبخندم پنهان می‌کنه و دست کشیدن ازش درست مثل حسی شبیه به مرگ می‌مونه. پس چی شد که فکر کردی می‌تونم بدونِ گوش سپردن بهت و تماشا کردنت دووم بیارم؟ تو هنوز هم توی تصوراتم، واضح و روشنی ولی به محض اینکه دستم رو به سمتت دراز می‌کنم تا لمست کنم، ناپدید میشی. این سقف روی سرم آوار میشه و پرت میشم توی سیاهچاله‌ی واقعیت. حالا بهم بگو، "چرا فقط من عاشقم؟ چرا فقط من باید درد بکشم؟ بهت نیاز دارم… بهت نیاز دارم."

" sing for me like you used to, why’d you stop? oh… you’re gone.

تلاطم‌وار، خود را در خود می‌جویم و شاید چیزی شبیه به من، از پشت لایه‌های تاریکیِ وجودم، حقیقتِ جهان را وارسی می‌کند و به "هیچ" می‌رسد.

photo content

روزها و شب‌های بی تو، از جنازه‌ام هم گذر نمی‌کنند.

" You're runnin' through my veins, something I can't change.

Fallen Star - The Neighbourhood.mp33.44 MB