5 571
订阅者
+1124 小时
+277 天
+6830 天
帖子存档
5 572
دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:
اگە بگی گل تو کدوم دستمە میمونم،
چە انتخاب سختی بود..
ترس از دست دادنش تمام وجودمو فرا گرفتە بود،
برای از دست ندادنش محکم زدم پشت دست چپش و گفتم این گلە..
دستشو باز کرد گل بود اشک از چشمام جاری شد،
حواسش نبود وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد فهمیدم،
تو دست راستش هم گل بود..
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
