815
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-2230 天
帖子存档
815
گاه گاهی که دلم میگیرد به خودم میگویم: در دیاری که پر از دیوار است، به کُجا باید رفت؟ به که باید پیوست؟ به که باید دل بست؟
#سهراب_سپهری
815
منکه داشتم کم کم فراموشت میکردم
داشتم زندگیمو بدون تو ادامه میدادم
هر طور شده خودمو از اون باتلاق، کشوندم
درسته
اوایلش شبا رو با خفگی میگذروندم؛
طوری ک فکر میکردم به صبح نمیرسم...
تموم میشم!
ولی تکرار اینها، اسباب قوی شدنمو فراهم کردن
تو چرا بعد مدتها دوباره داغ دلمو تازه کردی
انگار هر چی تلاش میکردی ک فراموشش کنی
بی فایدس...
دلت فقط منتظر یه جرقه اس که قراره دلتو ک هیچ... کل وجودتو ب آتیش بکشونه
قراره هر نفسی ک بکشی رو ب خفگی تبدیل کنه...
چرا نمیری لعنتی؟
میشه ازت خواهش کنم نیایی؟
میشه دیگه نگی دلم برات تنگه؟
میشه؟!
815
درد واقعی اونجاس ک بعد ماه ها میبینیش ولی اینبار با چشم یک غریبه!
غریبه ی آشنایی ک یه زمانی شده بود
مرهم دردات
یه روزی ک از تموم روزمرگیات خبر داشت
ولی با اون یه ثانیه نگاه
هیچ خبری از حالش نداری
اون لحظه تپش قلبت دقیقا عین روز اولی
ک دیدیش میشه برای چند ثانیه
زمان می ایسته
نمیدونم اسمش چیه؟
شاید میشه گفت دلتنگی... نمیدونم
ببین
من کنار اومدم ضربه ای ک بم زده
من بخشیدمش ولی ته دلم بازم
ازش زخم خورده بازم ک یادش میوفتم ازش متنفر میشم
با اینکه خودم حذفش کردمااا
نمیدونم این چ ترکیب حس و حال مضخرفیه
هم ازش متنفری و دلت میخواد سمتش بری
ولی این دل لامصب دلتنگشه...
خیلی دلتنگشه🙂
815
اینارو ولش
جدی گوشی شده سرگرمی؟🙂
چرا همش باید به گوشی پناه ببریم؟
چی داره این لامصب
به جز درد، حرص خوردن و افسردگی؟!
که زندگی بقیه رو ببینیم فلانن بهمانن
امکانات آن چنانی تو چشم ما فرو میکنن
اینجا شده محل عقده بازی
همش نمایش
همش دروغ
بعد میدونی چیه
اسمشونو گذاشتن روشنفکر!
کسی بیاد ب این وضعیت انتقاد کنه میشه ضد انسانی...
لاشی بازی رو اسمشو گذاشتن اجتماعی بودن
لاس زدن با بقیه رو افتخار خودشون میدونن
بی حیایی شده مستقل بودن
تا کی این نابهنجاری؟
حیف
این بود انسان بودن؟!
دانای عالم ببین انسانها دارن ب کجا کشیده میشن این آدما تشنن؛ تشنه ی فتح کردن،
تشنه ی توجه
دریغ از اینکه با خودشون یه شبی فقط ده دقیقه با تو ننشستن شاید متوجه شدن ک
روحشون تشنه ی تو باشه!
ولی من از این دوران میترسم
میترسم ک تو این گرداب نامتناهی گیر بیوفتم
بیخیال
ولی ای کاش میشد از این برهه ی زمان خارج شد
رفت تو زمان قدیم؛ میدونی؟ چون همیشه قدیمش خوبه:)))
815
↵ رنگها به کُــردی:
● مشکی | رەش
● سفید | سپی
● سبز | سەوز
● آبی | شین
● زرد | زەرد
● قرمز | سوور
• کـُردی🇹🇯
815
یک دوش آب گرم، یک فنجان قهوهی داغ، کمی رسیدگی به خودت، ظاهرت، اندامت، لباسهات، دو قاچ سیب، سه قاچ کتاب، چند دقیقه موسیقی و اگر زمان داشتی، یک فیلم تازه و خوب؛
اینها چیزهایی است که تو را به آرامش میرساند و حالت را بهتر میکند، لازم نیست همیشه به آدمها پناه ببری، فهمیدی؟
-نرگس صرافیان طوفان
